خانه ترانه
 
 
 

 

در جلسه روز پنجشنبه 4/3/1385 خانه ترانه که با اجرای دکتر افشین یداللهی و یغما گلرویی  همراه بود ، ترانه صدام کردی از ایرج جنتی عطایی  را اشکان خالق وردی قرائت کرد ، سپس اعضا در مورد این کار به اظهار وگفت و گوپرداختند. شرح این جلسه در ذیل می آید:          

        کوروش سمیعی به عنوان اولین نفر در مورد این کار گفت:این ترانه به لحاظ فضاهای شاعرانه ودایره واژگانی ، اثری زیبا ومختص همین شاعر است.آقای جنتی دیدی کلاسیک   فوق العاده زیبا دارد . وی افزود:اتفاقات خوبی در این ترانه و زبان محاوره آن می افتد.به خصوص پایان بندی کار که کاملا پخته و زیبا وشاعرانه است.

        سپس علی احمدی گفت:ذهنیت کلاسیک را در مورد آقای جنتی نمی توان به کار برد. سمیعی نیز گفته خود را اینگونه بیان کرد:ترانه زبانی دارد که به خیلی ازکلمات محاوره تن نمیدهد و این به خاطر ذهنیت کلاسیک شاعر است. نیما کوکلانی در ادامه بحث گفت:طی دو سال اخیر در کارهای آقای جنتی دایره واژگانی تکرار شده. مثل تابلویی زیبا که کشف و شهودی تازه در آن وجود ندارد.     

   

        روزبه بمانی هم گفت:اولا این که آقای جنتی عطایی اجازه نقد کارهایشان را می دهند برخلاف هم نسلانشان  بسیار حرکت شایان وقابل احترامی است. شکی نیست که این ترانه زیباست اما اگر نامهای بزرگی مانند ایرج جنتی وابراهیم حامدی پشت آن نباشند کاربرد آن در کجای جامعه ی ما قرار می گیرد . وی افزود:این ترانه تصاویر زیبایی دارد.اما نباید فراموش کرد که ذائقه نسل سوم بسیار تغییر کرده.نطفه ی ترانه های آقای عطایی بسیار ساده شکل می گیرد که برای جامعه آن روز به راحتی از جانب مخاطب پذیرفته می شد و سلیقه او را بالا می برد مانند:ما به هم محتاجیم ویا پل .ترانه امروز جنتی عطایی ادامه پل است.خود ایشان هم داعیه ی این را ندارندکه برای قشرخاصی می نویسند.در هر صورت این ترانه ها با نسل سوم ارتباط  برقرار نمی کند و از سویی هم نمی توان از ترانه سرا انتظارداشت که خود را تغییر دهد وبرای سلیقه ی نسل تازه بنویسد.شاعران بزرگ این ریسک را نمی کنند.  آقای عطایی را همه می شناسند ونیازی به تغییر او نیست.برکسی پوشیده نیست که یک ترانه سرا باید بتواند برای سلیقه های مختلف بنویسد.اما نمی توان ازاو انتظار داشت که حتما تغییر کند واین گونه باشد.فقط می توانبه او و ذهنیتش احترام گذاشت. 

 

       در ادامه سعید کریمی نیز گفت:آقای جنتی سالهاست که به بلوغی ویژه در این نوع عاشقانه نویسی رسیده  است ، برخی موتیف ها در ترانه های اخیر او بعضا به تکرار رسیده است  ، همانند " جان " در همین ترانه که قبلا هم از آن استفاده کرده است :

لبخنده تو جانمو مغلوب رویا می کنه.                                                            

       یغما گلرویی نیز سوالی مطرح کرد:تکلیف آقای عطایی با واژه شب روشن نیست.شب در این ترانه خوب است یا بد ؟ روزبه بمانی در جواب گفت:اساسا این نوع استفاده از شب مربوط به دنیای واژگانی محدود ایشان می شود.از شب استفاده های متفاوت میشود با این که کارکردش فرق می کند.                                                                                     

     دکتر یدالهی سوال دیگری مطرح کرد:(شب جای من شد) یعنی چه؟ کوروش سمیعی در جواب این سوال گفت:با توجه به مطلع کار(تو از متن کدوم رویا رسیدی)شاعر شب را وعده گاه دیدار میداند. روزبه بمانی هم با سمیعی اتفاق نظر داشت و گفت:شب را منبعی پر از روشنایی میداند.افشین مقدم گفت:موقعیت شاعر در مورد استفاده از شب در ترانه های مختلف فرق میکندشب در سیاه پوشا حضور مثبت ندارد برخلاف ِ اینجا .

        یدالهی افزود:صرف نظر از نام شاعر  به نظر من اتفاق خاصی در این کارنیافتاده ، البته با استناد به ترانه ای مانند :بانوی موسیقی و گل.زیرا آن کار یک عاشقانه ی فوق العاده است.   

         یکی از حضار ( ارژنگ ) گفت: آقای عطایی در ترانه هایشان سیری را ادامه میدهندکه از حجم کلمه درسیر افقی وعمودی شما را به کار می رسانند.خوبی ایشان در این است که در ترکیب سازی هیچ گاه به گذشته نگاه نمی کنند. قرار نیست(کمکم کن) را تکرار کنند.در صورتی که ما به دهه 50 برمی گردیم که تمام شده. خود ایشان هم گفتند: اگر من کارم را تکرار کنم به نوآوری در کار امروز نمی رسم. علاوه براین ادبیات وموسیقی جهان سیری دیگر را ادامه می دهد.ضمناشاعر از ترکیب ها بهترین استفاده را کرده است.                                            

        در ادامه کوکلانی افزود:آقای جنتی نسبت به آقای قنبری از ترانه های روز دنیا کمتر تاثیر گرفته یا بهتر بگوییم تاثیر نگرفته.ضمن اینکه این کار در مقایسه با شب نیلوفری کار فوق العاده ای نیست.                                    

        در ادامه گلرویی به این موضوع اشاره کرد که :سیر زبان ایشان با تحولات جامعه اتفاق نمی افتد. مثل (گیج و ویج)که در این کار ننشسته. روزبه بمانی در ادامه  افزود:اگر شاعر کس دیگری بود این حرف صحیح می بود ولی جنتی با فکر و آگاهانه  این واژه را آورده.به همین دلیل من فکر می کنم که این ترکیب در زبان ِ اثر نشسته است .                

        در پایان بحث سعید کریمی گفت : ترانه های عطایی از زبان ِ شاملو بسیار تاثیرگرفته است و ساختن واژه ها و تعابیر جدید و آوردن ِ بافت هایی از زبان ِ محاوره در کنار زبان ِ فاخر در همین راستا می باشد  .در فضای کاری ایشان می توان به راحتی واژه ساخت یا از بافت های مختلف زبانی استفاده کرد ، اما  " گیج و ویج " در زیبایی شناسی این کار و این فضا جا نمیگیرد و این ریسکی است که به نظر ِ من در این اثر به اتفاقی خاصی منجر نشده و تنها به دوگانه گی زبان انجامیده است .    

                                                      

       در پایان این جلسه دکتریدالهی از طرف اعضاء خانه ترانه از آقای ایرج جنتی عطایی به خاطر حسن نیت ایشان تشکر کرد. به امید اینکه اینگونه حرکات در آینده نیز تداوم یابد.

 

                                                تنظیم گزارش :محمدرضا شیرزاد  7/3/1385 

   

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 14:54  توسط گروه نویسندگان 
 
  بالا