تبليغاتX
خانه ترانه
 
خانه ترانه
 
 
 

ایراسان- روز 5 شنبه 31 خرداد 86 به مناسبت شصت و یکمین سالگرد تولد هنرمند فقید بابک بیات ، مراسم بزرگداشتی در خانه ترانه با حضور جمع کثیری از هنرمندان و علاقه مندان وی برگزار شد.اجرای این برنامه بر عهده بابک صحرایی و افشین یداللهی بود.

در ابتدای جلسه افشین یداللهی گفت که همیشه رسم بر این بوده که بزرگداشتها و یادبودها در سالگرد درگذشت هنرمندان برگزار می شود در صورتی که روز تولد هنرمندان روز باارزش تری است چرا که این تولد باعث خلق آثار ماندگار این افراد شده است.

در ادامه بابک صحرایی دیگر مجری جلسه اظهار داشت که بابک بیات نقش بسیار تاثیر گذاری در موسیقی و سینمای ایران داشته است و قطعآ تا سالهای سال جای خالی بابک بیات در هنر این سرزمین احساس خواهد شد . دراین مراسم قرار نیست به فغان و اندوه بپردازیم چرا که بابک بیات هرگز نمی میرد و تا زمانی که ما به موسیقی های او گوش می دهیم ، بابک بیات با ماست و در کنار ما زندگی می کند.سپس آهنگی به نام سکوت دریا ( وقتی سکوت می کنی ) به آهنگسازی و تنظیم بابک بیات ، با ترانه ای از بابک صحرایی و خوانندگی میلاد رحیمی پخش شد.این آهنگ آخرین آهنگی است که بابک بیات در زمان حیات خود ساخته و ضبط کرده است.

در ادمه به ترتیب مهرداد شهسوارزاده ، حامی ، نیما مسیحا ، بیژن سخن سنج و مانی رهنما به اجرای موسیقی پرداختند.بامداد بیات مهرداد شهسوارزاده را با نواختن پیانو همراهی کرد و حامی و نیما مسیحا نیز با رضا تاجبخش آهنگهای خود را اجرا کردند.بیژن سخن سنج نیز خواننده و دوست دوران نوجوانی بابک بیات است که اولین آهنگ بیات را سالها پیش اجرا کرده است.

مهرداد شهسوار زاده قبل از اجرای برنامه خودگفت:این مراسم یاد (بود)نیست.باید به

این مراسم بگوییم (یادهست).سپس به همراه بامداد بیات که پشت پیانو استادانه این

قطعه را نواخت قطعه دریا را اجرا کرد.پس از اجرای شهسوار زاده نوبت به ترانه خوانی

چند تن از ترانه سرایان رسید.

بعد از خواندن چند ترانه اینبار حامی بود که برای اجرای برنامه به روی سن آمد وبه همراه

رضا تاجبخش همراه همیشگی اش به اجرای قطعات"لیلای من کو"و"هم گریه"پرداخت

که با تشویق بی حد حضار همراه شد.

سپس طبق روال قبل چند تن دیگر از ترانه سرایان به ترانه خوانی پرداختند که خانم فریبا

وکیلی یکی از این افراد بود.وی ضمن اشاره به نقش همسر استاد بیات در زندگی وآثار

بیات ترانه تکنوازی اش را خواند.

 

در انتهای برنامه از ستار اورکی ، آهنگساز سینما و دوست صمیمی استاد بیات  دعوت شد تا دقایقی به روی صحنه بیاید و در مورد بیات صحبت کند.اورکی از بابک صحرایی به خاطر برگزاری چنین مراسمی تشکر کرد و اظهار داشت افرادی مانند حامی ، مانی رهنما ، نیما مسیحا ، بابک صحرایی و مهرداد شهسوار زاده جدا از شاخص های مثبتی که دارند با همکاری با بابک بیات نیز به خلق آثار ماتندگاری پرداختند .

اینبار نیما مسیحا به همراه رضا تاجبخش به اجرای برنامه پرداخت.وی تنها قطعه ای را که

با استاد بیات دارد"پروانگی"را خواند واز این بابت که فقط در یک قطعه با استاد همکاری

داشته ابراز تاسف کرد.وبعد یکی از قطعات قدیمی استاد بیات"غریبه"را اجرا کرد.بابک

صحرایی در مورد نیما مسیحا گفت:اگر نیما مسیحا همین یک ترانه را اجرا میکرد وحتی

دیگر نمی خواند باز هم جایش در صحنه موسیقی ایران پایدار بود.

بعد از مسیحا وچند ترانه خوانی دیگر ازجمله:سعید امیر اصلانی ونادر بختیاری نوبت به

مانی رهنما رسید که دو قطعه بسیار زیبا را اجرا کرد.

قبل از اجرای آخرین تک نوازی پیانو که بامداد بیات قطعه سکوت از ساخته های پدرش

را نواخت.افشین یداللهی گفت:ما این برنامه را برای خودمان انجام دادیم.دوست داشتیم

سهمی در زنده نگاه داشتن نام وهنر بابک بیات داشته باشیم.

 

مابین اجرای موسیقی توسط خوانندگان ، برنامه با ترانه خوانی ترانه سرایان حاضر در جلسه ادامه پیدا کرد که به ترانه خوانی ترانه سرایانی همچون  سعید اصلانی ، فریبا وکیلی ، افشین سیاهپوش ، مریم اسدی ، نادر بختیاری ، حمید صمدی ،مهسا سماواتی. کورش سمیعی ، میثم یوسفی ، مهیار کاظم زاده ، افشین مقدم ، محمدرضا شیرزاد و... می توان اشاره کرد.

در آخر هم پس از اجرای موسیقی توسط مانی رهنما و خداحافظی مجری ها ، ویدئو کلیپی به نام " ای بزرگ موندنی خدانگهدار " پخش شد.خواننده و آهنگسازاین آهنگ حامی و ترانه آن ازبابک صحرایی بود.این آهنگ در سوگ بابک بیات  ساخته شده بود و تقدیم به روح بلند بابک بیات شد.

 

به نقل از ایراسان 

 

 

                

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 20:32  توسط گروه نویسندگان  | 

جلسه با ترانه خوانی اعضاء آغاز گردید و سپس  به دعوت ِ افشین یدالهی ( مجری جلسه ) سیدعباس سجادی نظرات ِ خود  در مورد ِ آسیب شناسی ِ ترانه  را برای حاضرین بیان کرد . این صحبت ِ کوتاه بهانه ای بود برای ورود به بحث ِ اصلی جلسه که با حضور دکتر محمد سریر و محمد صالح علاء در پشت ِ تریبون آغاز گردید و با توجه به دامنه دار بودن ِ این بحث و نظرات ِ حاضرین ، ادامه ی بحث به هفته های بعد موکول گردید .

در بخش پایانی  مانی رهنما به همراه پیانو نوازی ِ داریوش تقی پور به اجرای ترانه های خاطره انگیز ِ دهه ی پنجاه ِ زنده یاد بابک بیات پرداخت . مانی رهنما در این اجرا قسمتهایی از ترانه های : فریاد زیر آب ، سایه ، کتیبه ، طلایه دار ، بن بست ، خونه و دیگر آثار ِ ماندگار ِ زنده یاد  بابک بیات را بازخوانی کرد  .

شایان ِ ذکر است ، همانگونه که پیش بینی می شد ، این جلسه با استقبال ِ بسیار زیاد ِ دوستداران شعر و موسیقی همراه بود ،  به طوری که از ساعت ِ سه عملا جای خالی در سالن وجود نداشت .

گزارش جلسه در پندار

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 1:25  توسط گروه نویسندگان 

 

در جلسه روز پنجشنبه 4/3/1385 خانه ترانه که با اجرای دکتر افشین یداللهی و یغما گلرویی  همراه بود ، ترانه صدام کردی از ایرج جنتی عطایی  را اشکان خالق وردی قرائت کرد ، سپس اعضا در مورد این کار به اظهار وگفت و گوپرداختند. شرح این جلسه در ذیل می آید:          

        کوروش سمیعی به عنوان اولین نفر در مورد این کار گفت:این ترانه به لحاظ فضاهای شاعرانه ودایره واژگانی ، اثری زیبا ومختص همین شاعر است.آقای جنتی دیدی کلاسیک   فوق العاده زیبا دارد . وی افزود:اتفاقات خوبی در این ترانه و زبان محاوره آن می افتد.به خصوص پایان بندی کار که کاملا پخته و زیبا وشاعرانه است.

        سپس علی احمدی گفت:ذهنیت کلاسیک را در مورد آقای جنتی نمی توان به کار برد. سمیعی نیز گفته خود را اینگونه بیان کرد:ترانه زبانی دارد که به خیلی ازکلمات محاوره تن نمیدهد و این به خاطر ذهنیت کلاسیک شاعر است. نیما کوکلانی در ادامه بحث گفت:طی دو سال اخیر در کارهای آقای جنتی دایره واژگانی تکرار شده. مثل تابلویی زیبا که کشف و شهودی تازه در آن وجود ندارد.     

   

        روزبه بمانی هم گفت:اولا این که آقای جنتی عطایی اجازه نقد کارهایشان را می دهند برخلاف هم نسلانشان  بسیار حرکت شایان وقابل احترامی است. شکی نیست که این ترانه زیباست اما اگر نامهای بزرگی مانند ایرج جنتی وابراهیم حامدی پشت آن نباشند کاربرد آن در کجای جامعه ی ما قرار می گیرد . وی افزود:این ترانه تصاویر زیبایی دارد.اما نباید فراموش کرد که ذائقه نسل سوم بسیار تغییر کرده.نطفه ی ترانه های آقای عطایی بسیار ساده شکل می گیرد که برای جامعه آن روز به راحتی از جانب مخاطب پذیرفته می شد و سلیقه او را بالا می برد مانند:ما به هم محتاجیم ویا پل .ترانه امروز جنتی عطایی ادامه پل است.خود ایشان هم داعیه ی این را ندارندکه برای قشرخاصی می نویسند.در هر صورت این ترانه ها با نسل سوم ارتباط  برقرار نمی کند و از سویی هم نمی توان از ترانه سرا انتظارداشت که خود را تغییر دهد وبرای سلیقه ی نسل تازه بنویسد.شاعران بزرگ این ریسک را نمی کنند.  آقای عطایی را همه می شناسند ونیازی به تغییر او نیست.برکسی پوشیده نیست که یک ترانه سرا باید بتواند برای سلیقه های مختلف بنویسد.اما نمی توان ازاو انتظار داشت که حتما تغییر کند واین گونه باشد.فقط می توانبه او و ذهنیتش احترام گذاشت. 

 

       در ادامه سعید کریمی نیز گفت:آقای جنتی سالهاست که به بلوغی ویژه در این نوع عاشقانه نویسی رسیده  است ، برخی موتیف ها در ترانه های اخیر او بعضا به تکرار رسیده است  ، همانند " جان " در همین ترانه که قبلا هم از آن استفاده کرده است :

لبخنده تو جانمو مغلوب رویا می کنه.                                                            

       یغما گلرویی نیز سوالی مطرح کرد:تکلیف آقای عطایی با واژه شب روشن نیست.شب در این ترانه خوب است یا بد ؟ روزبه بمانی در جواب گفت:اساسا این نوع استفاده از شب مربوط به دنیای واژگانی محدود ایشان می شود.از شب استفاده های متفاوت میشود با این که کارکردش فرق می کند.                                                                                     

     دکتر یدالهی سوال دیگری مطرح کرد:(شب جای من شد) یعنی چه؟ کوروش سمیعی در جواب این سوال گفت:با توجه به مطلع کار(تو از متن کدوم رویا رسیدی)شاعر شب را وعده گاه دیدار میداند. روزبه بمانی هم با سمیعی اتفاق نظر داشت و گفت:شب را منبعی پر از روشنایی میداند.افشین مقدم گفت:موقعیت شاعر در مورد استفاده از شب در ترانه های مختلف فرق میکندشب در سیاه پوشا حضور مثبت ندارد برخلاف ِ اینجا .

        یدالهی افزود:صرف نظر از نام شاعر  به نظر من اتفاق خاصی در این کارنیافتاده ، البته با استناد به ترانه ای مانند :بانوی موسیقی و گل.زیرا آن کار یک عاشقانه ی فوق العاده است.   

         یکی از حضار ( ارژنگ ) گفت: آقای عطایی در ترانه هایشان سیری را ادامه میدهندکه از حجم کلمه درسیر افقی وعمودی شما را به کار می رسانند.خوبی ایشان در این است که در ترکیب سازی هیچ گاه به گذشته نگاه نمی کنند. قرار نیست(کمکم کن) را تکرار کنند.در صورتی که ما به دهه 50 برمی گردیم که تمام شده. خود ایشان هم گفتند: اگر من کارم را تکرار کنم به نوآوری در کار امروز نمی رسم. علاوه براین ادبیات وموسیقی جهان سیری دیگر را ادامه می دهد.ضمناشاعر از ترکیب ها بهترین استفاده را کرده است.                                            

        در ادامه کوکلانی افزود:آقای جنتی نسبت به آقای قنبری از ترانه های روز دنیا کمتر تاثیر گرفته یا بهتر بگوییم تاثیر نگرفته.ضمن اینکه این کار در مقایسه با شب نیلوفری کار فوق العاده ای نیست.                                    

        در ادامه گلرویی به این موضوع اشاره کرد که :سیر زبان ایشان با تحولات جامعه اتفاق نمی افتد. مثل (گیج و ویج)که در این کار ننشسته. روزبه بمانی در ادامه  افزود:اگر شاعر کس دیگری بود این حرف صحیح می بود ولی جنتی با فکر و آگاهانه  این واژه را آورده.به همین دلیل من فکر می کنم که این ترکیب در زبان ِ اثر نشسته است .                

        در پایان بحث سعید کریمی گفت : ترانه های عطایی از زبان ِ شاملو بسیار تاثیرگرفته است و ساختن واژه ها و تعابیر جدید و آوردن ِ بافت هایی از زبان ِ محاوره در کنار زبان ِ فاخر در همین راستا می باشد  .در فضای کاری ایشان می توان به راحتی واژه ساخت یا از بافت های مختلف زبانی استفاده کرد ، اما  " گیج و ویج " در زیبایی شناسی این کار و این فضا جا نمیگیرد و این ریسکی است که به نظر ِ من در این اثر به اتفاقی خاصی منجر نشده و تنها به دوگانه گی زبان انجامیده است .    

                                                      

       در پایان این جلسه دکتریدالهی از طرف اعضاء خانه ترانه از آقای ایرج جنتی عطایی به خاطر حسن نیت ایشان تشکر کرد. به امید اینکه اینگونه حرکات در آینده نیز تداوم یابد.

 

                                                تنظیم گزارش :محمدرضا شیرزاد  7/3/1385 

   

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 14:54  توسط گروه نویسندگان 

به همت ِ خانه ی ترانه  با همکاری فرهنگسرای شفق و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و   مراسمی به مناسبت فرارسیدن نوروز باستانی در تاریخ  یکشنبه 2۱ اسفند ماه از ساعت ۱۷ الی ۲۱ برگزار شد .

 روزبه بمانی  ( ترانه سرا  و خواننده ) اجرای این برنامه را بر عهده داشت .  بخش اول با ترانه خوانی  احمد احمدیان ، امید اکبری ، مهرداد احمدوند ، معصومه حسینی پور همراه بود .سپس امید حجت به اجرای زنده ی دو قطعه موسیقی پرداخت ( نوازندگی و خوانندگی )  قطعه ای به زبان ِ انگلیسی از حامد عبدی و ترانه ی فارسی به نام  " فرصت دوباره "  

در قسمت دوم محمد رضا شیرزاد ، نیما درخشان ، المیرا آقازاده آثار خود را قرائت کردند. در ادامه  سعید وزیری ( اسطوره شناس ) در باره ی آیین نوروز سخنرانی کردند . ایشان سخنان خود را با این جمله که " نوروز در حقیقت جشنی باستانی است " آغاز کردند و در ادامه با خواندن ابیاتی از شاهنامه درباره ی اسطوره های کهن ایران توضیحاتی ارائه دادند . همچنین درباره ی چهارشنبه سوری و اینکه " نیاکان ِ ما  ــ زرتشتیان ــ به دلیل مقدس شمردن ِ آ تش از روی آن نمی پریدند و این جشن  تغییرات بسیاری  در طول زمان به خود دیده است " و  " اساسا ایرانیان  مفهومی به نام روزهای هفته نداشتند و نامگذاری ایام هفته بعد از اسلام اتفاق افتاده است و در این صورت نمی توانسته چیزی به نام چهارشنبه سوری هم وجود داشته باشد . ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خواندند و مبنای تقویم ِ هفته نبوده است " ایشان همچنین در مورد اجزاء خوان نوروزی ( سفره ی هفت سین ) و فلسفه ی آن  مطالبی را ایراد کردند و در انتها به این موضوع که چرا نوروز سیزده روز است ؟ اشاره کردند .  و اینکه " سیزده  عدد نحسی برای ایرانیان نبوده است ، چنانکه آرش در روز سیزدهم  ِ ماه با پرتاب تیر مرز ایران را مشخص نموده است "

در ادامه  دو نوازنده ی محلی خراسانی با  دهل و " قُشمه "  به اجرای زنده ی موسیقی نوروزی پرداختند . در قسمت بعدی ترانه خوانی  مهدی بیات ، سعید کریمی ، اشکان خالق وردی ، الناز نوربخش ، صبا پروین و عبدالجبار کاکایی ترانه های خود را خواندند . سپس دکتر ترکی ( استاد ادبیات دانشگاه ) طی سخنانی به فلسفه ی نوروز و بازتاب آن در ادبیات پارسی اشاره کرده  و  با بیان چند ضرب المثل و حکایت در مورد اسطوره های کهن ایرانی و نوروز و سال کبیسه مطالبی را عنوان نمودند پس از آن سروش کریمی دو قطعه به نامهای "  دوست می دارمت " با ترانه ای از نیما مقدم و  دریچه های روشن با ترانه ای از مهسا سماواتی را به نوازندگی وحید مصلحی فرد اجرا کرد .

در بخش پایانی ترانه خوانی ، محمد رضا حبیبی ، پویان بوترابی ، نیلوفر لاری پور ، کورش سمیعی ، سیامک رجاور ، میترا رستم خانی ، میثم یوسفی ، نیما کوکلانی ، رستاک حلاج ، افشین مقدم ، نادر بختیاری ، روزبه بمانی و دکتر افشین یدالهی ترانه های خود را خواندند ، همچنین آقای کاظم پور ترانه ای به زبان گیلکی را قرائت کرد  .

پایان برنامه با اجرای دو ترانه توسط علیرضا بلوری همراه بود ، نخست بازخوانی ترانه ی کودکانه ( بوی عیدی ، بوی توپ ) از شادروان فرهاد مهراد با کلامی از شهیار قنبری سپس ترانه ای به نام تسلایم بده از اسدوجودی .

 

تنظیــم گـزارش

المیرا آقازاده

 

 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 23:39  توسط گروه نویسندگان 

 

روزنامه ی ایران  شنبه 24 دی ماه 1384  

 

سلسله نشست هاي تخصصي "خانه ترانه" در فرهنگسراي دانشجو آغاز شد. در اين نشست دکتر محمد رضا ترکي ، استاد دانشکده ادبيات دانشگاه تهران ، مقوله شعر را آغازگر ادبيات و تصنيف را آغازگر شعر برشمرد و گفت : شايد فهم اين مطلب که ادبيات با شعر آغاز شده است کمي دشوار باشد اما جستارهاي تاريخي بيانگر اين مطلب است که انسان ابتدا زبان به شعر گشوده است.
به گزارش مهر ، وي با بيان اين مطلب که ادبيات ايران با ترانه و تصنيف آغاز شده است ، اظهار کرد: همواره 3 جريان ادبي در بستر فرهنگي ايران وجود داشته است ؛ ادبيات عاميانه ، ادبيات عمومي مثل سخنان حافظ و سعدي و ادبيات اختصاصي که نوع خاصي از شعر است و بيدل و خاقاني و نظامي را مي توان نمود آن دانست.
اين سه جريان ادبي در تاريخ ايران همزمان پيش رفته اند.وي به سنت خوانندگي و ترانه سرايي در ايران باستان اشاره کرد و افزود : شعر با حضور اسلام در ايران پا گرفت و ترانه يا سرودهاي ايراني چيزي بين شعر و موسيقي بوده اند که کلامي آهنگين و مسجع به شمار مي آمدند. بنابراين مي توان گفت سابقه و همخواني تصنيف با فرهنگ ايراني نسبت به شعر بيشتر است.
در بخش ديگري از نشست افتتاحيه "خانه ترانه" در فرهنگسراي دانشجو ، علي معلم دامغاني با معرفي ترانه به مثابه گونه اي از انواع و ابعاد مختلف شعري اظهار کرد: ما در سالهاي اول انقلاب به جاي ترانه ، سرود داشتيم اما به لطف تلاش اساتيد اين امر ، ابتدا ترانه به انگيزه رقابت با ترانه سرايان مقيم خارج از کشور پا گرفت و سپس به رشد و ارتقاي لازم دست يافت.
علي معلم به اهميت عنصر نقد در رشد سطح کيفي ترانه ها اشاره کرد و افزود : موضوعات و مضامين متعددي وجود دارد که هر يک مي توانند به صور گوناگون سروده شوند ضمن اين که بسياري از موضوعات نيز ازسوي ترانه سرايان فراموش شده است.
اين شاعر در پايان ، توجه به ظرفيت هاي موسيقايي اشعار در ترانه را يادآور شد و گفت : البته هيچ گاه نبايد شعر را فرو گذاشت و تنها به تصنيف و ترانه بسنده کرد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 1:17  توسط گروه نویسندگان 

 

جلسه ی این هفته ی خانه ی ترانه روز پنجشنبه 22 دی ماه از ساعت 14:30 تا 17:40  با حضور ترانه سرایان ، آهنگسازان ،  خوانندگان و نمایندگان رسانه های گروهی در فرهنگسرای شفق ( دانشجو ) برگزار گردید .

 

این جلسه  با  ترانه خوانی اعضاء خانه ترانه و  سخنان  علی معلم ، محمد صالح علاء ، دکتر ترکی ، افشین یدالهی ، دکتر میر عبدالهی ، دکتر ناصری پیرامون ترانه همراه بود .  

همچنین مانی رهنما ، امید حجت ،  آریا ، فاضل جمشیدی ، فتحعلی اویسی و علیرضا اویسی به اجرای زنده ی ترانه های خود پرداختند .

به علت تعطیلی پنجشنبه ی هفته ی بعد که مصادف با عید غدیر خم است ، جلسه ی بعدی خانه ی ترانه روز پنجشنبه 6 بهمن راس ساعت 14 برگزار می شود .  

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 1:32  توسط گروه نویسندگان 

  

نشست 14 مهرماه  خانه ترانه به نقد "برکت"  آخرين آلبوم محمد اصفهانی اختصاص پيدا کرد.اگرچه هفته ی پيشتر ازآن از دست اندرکاران اين آلبوم برای حضور در این نشست  دعوت به عمل آمده بود ، هيچ يک از آنان دراين نشست حضور پيدا نکردند! ماحصل مباحث مطرح شده به شرح زیر می باشد . 

 

ترانه " ماه نو "  - علی معلم

علی معلم  شاعری توانا  در حیطه ی سبک خراسانی با علایق وِیژه ی خود  به بیدل دهلوی است . اما تجربیات اخیر او در ترانه بازتابی از دنیای شعری بدون در نظر گرفتن گنجایی ترانه و سابقه ی تاریخی آن است  .  " ماه نو " ترانه ای است که در واژه گزينی ، حوزه ی تعبیرات و مضامین به سبک خراسانی تعلق دارد ، واژه هايی مثل راحی ريحانی ، بدرالدجا ، دنان ، زهره گویان و...چنان ثقيل و دير فهمند که نه تنها مخاطب عام را جذب نمی کند ، بلکه مورد توجه و تامل مخاطب خاص هم قرار نمی گيرد. نمی توان منکر توانايی علی معلم در شعر کلاسيک شد اما سبک و سیاقی چنین را راهکار مناسبی برای سرودن " ترانه ای متفاوت " به شمار نمی آید  .

در پیشینه ی معلم در عرصه ی ترانه سرایی  بعضا با ترانه هایی  چون "بارون "  برخورد می کنیم  که زبانی صمیمی  و روانی دارد که محمد رضا شجريان  با آهنگ سازی کیهان کلهرآنرا اجرا کرده است  .  در اینجا بر عکس  به نوعی ترانه ی ماه نو را می توان به ماشین زمان تشبیه کرد که مخاطب بايد زمان زيادی صرف کند و لغت نامه به دست  به قرن پنجم و ششم برگردد تا معنای واقعی واژگان و تعبیرات را در یابد آنهم در کلامی که در سبک خراسانی نیز اثر شاخصی به شما نمی رود و مضمون نیز چیزی جز تکرار مکررات نیست و دلیل این پیچ و تاب زبانی برای گفتن مفهمومی چون " من شیفته ی زیبایی بی مانند تو هستم"  در بند زیر مشخص نیست !

از رخ خوبت هیهات   مه به فلک شه مات !
مانده به کوه  سر به چوگان من سودایی . . .

جمله ی محمد اصفهانی بر ليبل CD این آلبوم نیز پذیرفتنی نیست  و  بی حرمتی به مخاطب محسوب می شود  و دليلی ندارد با نفهميدن چيزی مرعوب آن شويم و احساس جهل و نادانی کنيم ...در اين صورت ما با شنيدن يک ترانه افريقايی هم بايد احساس نادانی کنيم... و آیا واقعا ما نادانيم!.....اين که استدلال صحيحی نيست! ما فقط زبان آفريقايی نمی دانيم.

د رهر صورت در زمانه ای که سرعت بر فهم است چه لزومی بر برگشت به گویش نهصد سال پیش  وجود دارد و چرا بايد در قرن مديريت زمان،سوار ماشين زمان شويم!؟ تا به معنای ساده و تکراریی  برسیم که تو خیلی زیبایی و من هم دیوانه ی  تو هستم !  

 

" ستاره غريب"  -  علیرضا قزوه

هيچ فراز و فرودی در اين ترانه ديده نمی شود؛معنای خاصی هم در آن نهفته نيست به نظر می رسد  علت انتخاب این شعر بیشتر  ارتباط دادن آن به  مناسبتهای مختلف مذهبی است .

 به نظر می رسد کسانی که چنين ترانه می نويسند ترانه را چيزی سخيف و سطحی از شعر می دانند و نه شکل مستقلی از ادبيات  که با اينکه سهل و ممتنع است توانايی های خودش را هم می طلبد .  این ترانه بیشتر نگاه غلط به جایگاه کلام در ترانه را می رساند و باید به خاطر داشت که اين فرم از ادبيات ( ترانه )  اگرچه سهل بر زبان جاری می شود اما در تکميل ساختار و چگونگی بيان مضمون  بسيار ممتنع می نمايد و کاردان خود را می طلبد.

سطر " چه شکسته ايستادی /چه شکسته تر رسيدی "  تنها سطر خوب این اثر است .

 

"هوای تو " رويا ميرفخرايی

د راین ترانه اتفاق تازه و قابل تاملی مشاهده نمی شود ، جز تلاشهایی برای سرودن ترانه ای در حد متوسط و تشبیهات و قافیه اندیشی های  تکراری . جدا آوردن افعال ترکيبی در زبان محاوره در این بند ضعف محسوب می شود :

 " با تو فرياد يه عمرو           می کشم تا اوج باور "

 

ترانه ی " طلب "  بر روی غزل معروف حافظ " دست از طلب ندارم "  به همراه مقدمه ای از قيصر امين پور است که با توجه به اينکه  این غزل بارها اجرا شده ، در اجرای اخیر  ویژگی خاص و متفاوتی در اجرا مشاهده نمی شود . اصرار خواننده بر باز خوانی اشعاری که قبلا اجرای موسیقیایی داشته عجیب به نظر می رسد و ترانه ی بعدی " درد گنگ " که چهار پاره ای از هوشنگ ابتهاج است نیز از این دست به شمار می رود .

 

" با تو " از ترانه مکرم

از معدود قطعات این آلبوم که در کلام شاهد ترانه گی هستیم و شروع خوبی دارد :

همیشه از نگاه تو  با تو عبور می کنم

از این که عاشق ِ تو ام حس غرور می کنم

دو تعبیر با فضای این ترانه نامتجانس است و به روانی کار ضربه زده " ناجی شام شوکران "  که جدای اينکه نا مفهوم و گنگ  است ،  در اين شعر ( از لحاظ زبان و نوع روایت )  محلی از اعراب ندارد و همچنین  "  همچو  فسانه دیدمت " که هیچ ضرورتی در کار حس نمی شود تا افسانه را فسانه بیاوریم ،  آنهم برای  آفریدن معنایی مبهم . البته از قرار معلوم چند تغییر توسط خواننده د راین ترانه  اعمال شده و در کلام اصلی دو مورد مذکور وجود ندارد .

 

"پرنده" مزدا شاهانی با مقدمه ای از سعدی

مشخص نیست  اين ترانه چه ربط ديالکتيکی با شعر سعدی دارد که  با این مقدمه  آغاز می شود :  

همه عمر بر ندارم ، سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

به منطق اثر هم نقد وارد است.چون  شاعر در اوايل شعر، مشق پرواز نوشتن را، سخت می بيند و از مرگ و جدايی و ابدی شدن آن در کتابها حرف می زند.و در نااميدی مطلق ناگهان از مخاطبش می خواهد فردا را با او بسازد " که رسيده وقت پرواز "  مفهوم کلی شعر  کاملا دو تکه و بلاتکليف می ماند.حتی دو مصراع این بند :

جای پرزدن زمين نيست ،  توی قلب آسمونه

قصه مرگ و جدايی  تو کتابا جا ميمونه !

بسيار بی ارتباط و دور از هم به نظر می رسد .

 

" مرو ای دوست " اهورا ايمان

بر روی ملودی سروده شده کاری بسيار سطحی و معمولی است که نمی توان آن را شعری در خور فاجعه سوگ بم آنهم از کسی که خودش اهل بم است پذيرفت. تعابیر و تصاویر کاملا نخ نما و تکراری هستند . و باز اصرار عجیب خواننده برای استفاده از اشعار کلاسیک د رکنار ترانه در یک آهنگ توجیهی ندارد . این بیت مشهور سعدی در ابتدای ترانه خوانده می شود که اشاره  به حادثه ای عاشقانه دارد و بس و در این میان ارتباط دادن آن به بم از تردستی های خاص این آلبوم است .

بر آتش تو نشستیم و دود شوق بر آمد               تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی

 

 " شب تار "  ترانه ای است از داريوش ارجمند که دچار ضعف تالیف و تشتت های زبانی بسیار و تکرار مکررات است . و به جز این بیت :

شب تار و شب تار و شب تار  . . .         آسمون ! خورشید و بردار و بیار

بقیه ی کلام را اساسا نمی توان به  ادبیات منسوب کرد و درد دلی ست با تعبیرات پیرمردهایی که عصرها در بوستانهای عمومی به حل جدول مشغولند و بعضا درباره ی سیاست هم اظهار نظر می کنند :

هر کی فکر خودشه تو این زمون          تو نخ ِ آب ِ یخ و گرمی نون !!!

 

در انتهای جلسه دکتر نيلوفر مهدوی (متخصص اعصاب روان و فعال در نقد روان شناختی) تحليلی روانشناختی از مجموعه کلام و نام آلبوم دکتر محمد اصفهانی ارائه می دهد.

وی به اين نکته اشاره می کند که تصويری که در اين آلبوم از عشق نشان داده می شود بسيار منفعل و وابسته است.در حاليکه عشق مقوله ای پويا ،محرک و جلوبرنده است!

در شعر ايران و مشرق زمين يار معمولا فردی بی وفاست که نهايت جور را به عاشق روا داشته و هرگز دست کسی به او نمی رسد و تصويری که از عشق به انسان ارائه می شود تصويری ناپويا و ساکن است. و در نهايت آنقدر از وابستگی اش  به تنگ می آيد که مثلا می گويد  " ديگه از بستگيام بسته شدم" و جايی که فرشته ای پيدا می شود ( در ترانه ی هوای تو) باز شاعر چشمش را می بندد تا او را نبيند انگار که اصلا وجود نداشته! و تنها جايی که شاعر به تفرد می رسد و خود را می بيند( دوباره از نگاه تو با تو عبور می کنم)

هيچ وقت هيچ راهی برای رهايی معشوق از اين درد و جور وجود ندارد .نه امکان دور شدن است نه توانايی بريدن ، انگار هميشه فقط بايد بود و انتظار کشيد و سوخت و هيچ کاری نکرد.

درست است که نگاه شرقی به عشق اساسا يک نگاه انفعالی است ، اما چرا در زمانه ای که همه چيز نو می شود و انسان از سنت های دست و پاگير دوری می کند و زندگيش را به دور ِ چرخ ِتحول می دهد و مثلا به موسيقی پاپ روی می آورد نگرشش به عشق را تغيير نمی دهد؟!چرا اين انديشه انفعالی پيرامون عشق، به تحول نمی رسد.

 

در نهايت باید به نام آلبوم (برکت ) اشاره کرد و اينکه اصفهانی چنين آلبوم منفعلی  را به امام زمان(ع)  تقدیم کرده که عجالتا ارتباط کلیت اشعار این آلبوم با فلسفه ظهور امام زمان از مسائل مبهم این کار است !

 براستی  دکتر محمد اصفهانی با چنان توانايی در صدا و آگاهی کافی از شعر و ترانه چرا پس از دو سال وقفه در انتشار آلبوم جديد چنين آثاری  را به بازار عرضه می کند ! آیا در این حد با کمبود  شعر و ترانه ی قابل قبول در این مرز و بوم روبرو هستیم  و یا  . . .

 

تنظیم گزارش ( ایوا صارمیان – سعید کریمی )

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 1:27  توسط گروه نویسندگان 
 
  بالا