تبليغاتX
خانه ترانه
 
خانه ترانه
 
 
 
جلسه هفته گذشته ی خانه ترانه ، پنج شنبه 22 دی ماه 90، با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران با یک تفاوت نسبت به هفته های گذشته و یک اتفاق خوب، برگزار شد. این هفته به دلیل آن که از هفته قبل اسامی تعدادی از دوستان برای ترانه خوانی باقی مانده بود، بخش نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها برگزار نشد و جلسه با ترانه خوانی حضار آغاز شد. درباره اتفاق خوب جلسه هفته گذشته نیز به موقع خواهم نوشت .

•آغاز با ترانه
همان طور که اشاره کردم، هفته ی گذشته برنامه با ترانه خوانی دوستان خانه ترانه آغاز شد. نخستین فردی که پشت تریبون قرار گرفت، خانم مشیری بود. ترانه او توسط آقای صادقی مورد نقد قرار گرفت.
پس از او مسعود ایمانی پشت تریبون قرار گرفت و ترانه او توسط مهدی ایوبی و صابر قدیمی، نقد شد. مهدی ایوبی درباره ترانه ی ایمانی معتقد بود : « این نقد تنها متوجه کار شما نیست؛ نکته ای است باید درباره ترانه های اصطلاحا " احساسی "مد نظر قرار گیرد. در این ترانه ها ، کار ترانه سرا سخت است .به این دلیل که باید در بیان و انتقال احساس، زیرکانه عمل کندتا ضمن حفظ فضای احساسی کار، ترانه از درست نرفته و ترانه سرا بتواند مخاطب را تا پایان کار، با خود همراه کند. برای این منظور پرداخت دقیق به موضوع و در مرحله بعد نحوه خوانش ترانه سرا، بسیار مهم است » .
صابر قدیمی نیز درباره کار مسعود ایمانی این طور نظر داد و گفت : « ترانه باید یا روی وزن "هجایی " باشد یا " عروضی " ؛مگر این که ترانه روی ملودی نوشته شده و یا در بخش ترجیع بند نیاز به تغییر وزن، باز هم به ضرورت ملودی باشد. در غیر این صورت تغییر دائمی وزن از هجایی به عروضی و به عکس، به کار لطمه می زند. » او ادامه داد : « اگر از کلمه های خاصی در کار استفاده می کنید که در وزن عروضی به خوبی نمی نشینند، بهتر است وزن هجایی را انتخاب کنید و روی همان وزن همه کارتان را بنویسید » .
ترانه ی علی پناهی نیز توسط صابر قدیمی، آقای صادقی، مهدی ایوبی و علیرضا سلیمانی مورد نقد قرار گرفت. پس از او نوبت به خانم نوروزی رسید. علیرضا سلیمانی در نقد کار خانم نوروزی با اشاره به دو عنصر مهم برای افزایش تاثیر ترانه بر مخاطب این طور توضیح داد و گفت : « یکی از نکاتی که می تواند تاثیر ترانه بر مخاطب را افزایش دهد، نوع خوانش ترانه سرا است. بهتر است برای این منظور، صدای مان را ضبط کنیم و چند بار آن را گوش کنیم تا ایرادهای خوانش مان را تصحیح کنیم .این مساله یکی از توصیه های " نیلوفر لاری پور" به همه بچه های ترانه سرا است. به این ترتیب ترانه سرا به خوانش مسلط شده و می تواند روی مخاطب تاثیر بگذارد. علاوه بر این که باز هم تاکید می کنم که باید به دلالت ها در ترانه توجه کرد؛ هر چند به نظرم در کار شما این نکته تا حد زیادی رعایت شده بود » .
مهدی ایوبی نیز در نقد کار خانم نوروزی گفت : « دلالت های خوبی در کار شما بود، ضمن این که در برخی بیت ها قافیه های خوبی داشتید. ( حالا زمونه از تموم لحظه هام واسه خودش یه عالمه تصویر داره / تلخه ، ولی این اشتباه تا آخر عمر، روی نگاه آدما تاثیر داره ) »
ترانه میثم بهاران و حسین ماهکار نیز توسط عمران میری، صابر قدیمی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت .

•کار، نشد ندارد !
ترانه احسان رشیدی ابتدا توسط دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت . دکتر افشین یداللهی ابتدا از احسان رشیدی خواست تا یکی از بیت های کار را دوباره بخواند ( دنیای خود را پُر کنی از لیبی، از نفرت، معشوقه ات هم دختر قذافی اش باشد / دنیای خالی از همه ، از عشق، از احساس، دنیای پوچی که فقط غم کافی اش باشد ) و سپس درباره این بیت گفت : « این بیت، بیت خوبی است. کلمات نیز به خوبی چیده شده و مفهومش هم خوب است. اما کلمه " غم " مناسب نیست. بنابراین بهتر است این کلمه را تغییر دهید. »
احسان رشیدی درباره نقد دکتر افشین یداللهی گفت : « گاهی نمی شود بعضی کلمه ها را جایگزین کرد. فکر نمی کنم بتوانم این کلمه را تغییر بدهم ».
دکتر افشین یداللهی اما معتنقد بود : « با نظرتان موافق نیستم. وقتی کلمات بیتی به خوبی چیده شده است، امکان ندارد شاعر نتواند " یک کلمه " را تغییر دهد. علاوه بر این که شما در این بیت می توانید ترکیب " فقط غم " را تغییر دهید. بنابراین دست تان برای تغییر بازتر است. این که می گویید ، " نمی شود " ، امکان ندارد؛ می شود. »
علیرضا سلیمانی نیز در ادامه ی صحبت های دکتر افشین یداللهی گفت : « تفاوت شاعر با افراد عادی در این است که بتواند کلمه مناسب تر و بهتر را یافته و از آن استفاده کند» .
ترانه پیام پولاد نیز توسط امیر توده فلاح و دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت .

•تبریک همراه با تشکر
در ابتدای گزارش اشاره کردم که این جلسه با یک تغییر و یک اتفاق خوب همراه بود و همین باعث شد تا جلسه هفته ی گذشته ی خانه ترانه، به یادماندنی شود. درباره تغییر صحبت کردم، اما اتفاق خوب .
این اتفاق خوب، برنامه دوستان خانه ترانه برای تبریک " سال روز تولد " دکتر افشین یداللهی بود. این برنامه که توسط برخی از دوستان خانه ترانه برنامه ریزی شده بود، حدود ساعت 4 بعدازظهر با حضور " حمیدرضا صمدی " پشت تریبون و تقدیم یک سبد گل به دکتر افشین یداللهی آغاز شد . صمدی صحبت هایش را با تشکر از زحمت های 10 ساله دکتر افشین یداللهی در خانه ترانه آغاز کرد و گفت : « سال 80 خانه ترانه توسط دکتر افشین یداللهی و برخی دیگر از ترانه سرایان بنیانگذاری شد. برخی از آن دوستان هنوز هم همراه خانه ترانه هستند و برخی دیگر نه. اما معتقدم حضور همه ترانه سرایان در یک جمع واحد، ثمربخش تر خواهد بود. انرژی مثبتی که از این طریق به تک تک ما منتقل می شود، نتیجه بهتری را به دنبال خواهد داشت» .
او ادامه داد : « به طور خاص، از دکتر افشین یداللهی تشکر می کنم؛ به خاطر پشتکار و زحمت که این سال ها برای حفظ و پربارتر شدن " خانه ترانه " کشیده است. گاهی برخی از ما به طرفداری صرف از دکتر یداللهی متهم شده ایم. اما این طور نیست . هر زمان که نکته ای به نظر ما رسیده است، در نشستی که با دکتر یداللهی داشته ایم، به او گفته ایم . دکتر نیز همیشه با سعه صدر نقد و نظرهای ما را شنیده و تغییرات لازم را در روند جلسه اعمال کرده است. من به شخصه در این سال ها همیشه از دکتر یداللهی انرژی مثبت گرفته ام . تولد دکتر افشین یداللهی ، بهانه ای شد تا همه ما فرصتی برای تشکر از دکتر یداللهی پیدا کنیم».
دکتر افشین یداللهی نیز با تشکر از دوستان صحبت هایش را این طور آغاز کرد: « برای من هم فرصتی پیش آمد تا از همه دوستان همراه تشکر کنم. آن چه که می توان به آن افتخار کرد، تنها کارنامه کاری و تلاش های هر فرد در طول عمر کاری اش نیست. کارنامه ای که خودِ شخص بیش از هر فرد دیگری از آن لذت برده است. شاید بزرگ ترین دستاورد هر کس در زندگی ، حس مثبتی است که از دوستانش می گیرد. خوش شانس بوده ام که خیلی از افرادی که دوست شان دارم، آنها هم به من لطف و محبت دارند. من هم مثل شما دوست دارم همه دوستان را دوباره در خانه ترانه ببینم » .
دکتر یداللهی ادامه داد : « معمولا من درباره مسایل مربوط به خانه ترانه، به تنهایی تصمیم گیری نمی کنم و با دوستان مشورت می کنم. هر زمان هم که دوستان نظری داشته باشند، نظرشان را می شنوم و اگر پیشنهاد قابل اجرایی ارایه کنند، از آن استقبال می کنم. الان هم اگر دوستان موافق باشند، از افرادی که مدت ها است در جلسه حضور نداشته اند ،دعوت می کنم تا دوباره در خانه ترانه حضور پیدا کنند» .
دکتر یداللهی درباره فراز و نشیب هایی که خانه ترانه در این سال ها با آن روبرو بوده اما توانسته به راهش ادامه دهد گفت : « طی یک سال و نیم اخیر، خانه ترانه شاید سخت ترین دوره خود را گذرانده است. اتفاقاتی پیش آمد که بسیاری اصلا از آن مطلع نشدند، اما خانه ترانه با کمک دوستان همراه ، باز هم توانست به راهش ادامه دهد ».
حمیدرضا صمدی در ادامه صحبت های دکتر یداللهی گفت : « منظور من این نبود که شما از فرد یا افراد خاصی دعوت کنید تا به خانه ترانه بازگردند، بلکه منظورم این بود که بگویم " خانه ترانه " ، " متعلق به همه اهالی ترانه " است و هرکس دوست داشته باشد،می تواند در این جمع حضور پیدا کند ».
علیرضا سلیمانی نیز درباره تلاش های دکتر افشین یداللهی در این سال ها گفت : « من از سال 81 به طور مستمر در جلسه ها حضور داشته ام. همه ما از یک نظر شبیه هم هستیم؛ چرا که از یک نظر راه زندگی مان شبیه به هم است.همه ما ترانه سرا هستیم. بنابراین می توانیم از نظر فکری ، روحی و...به یکدیگر کمک کنیم» .
او ادامه داد : « گاهی بعضی فراموش می کنند از خانه ترانه شروع کرده اند و به تدریج با نقد افراد پیشکسوت کارشان بهتر و بهتر شد و حالا به چهره های عرصه ترانه سرایی تبدیل شده اند. اما برخی گذشته شان را فراموش کرده اند. من به شخصه موافق نیستم شما از کسی برای حضور در جلسه دعوت کنید. به نظرم هر شخص باید خودش به این نتیجه برسد که همه ما " در یک سطح " هستیم ؛ حق نظر دادن داریم. اگر کسی به این نتیجه رسید، می تواند دوباره در جلسه های خانه ترانه حضور پیدا کند» .
سلیمانی در پایان گفت : « شما همیشه پایِ این جمع ایستاده اید. حضور در خانه ترانه هیچ سودی برای شما ندارد ، جز این که پنج شنبه ها وقت تان را صرف برگزاری این جلسه می کنید » .

دکتر افشین یداللهی با اشاره به این که خانه ترانه هیچ محدودیتی برای ورود دوستان خانه ترانه ندارد گفت : « ورود برای همه آزاد است. هر فردی که بیشتر بتواند به جلسه و پیشرفت آن کمک کند، آمدنش برای همه ما ،مایه خوشحالی است».

پس از علیرضا سلیمانی نوبت به مهدی ایوبی رسید . او نیز با خواندن بیتی، تولد دکتر افشین یداللهی و ایرج جنتی عطایی را تبریک گفته و در ادامه گفت : « از همه تلاش ها و حمایت های شما متشکرم.برخی دوستان ابتدا شما را با آلبوم های تان شناختند و بعد از مدت کوتاهی با شما صمیمی شدند؛ولی مورد بی مهری همان ها قرار گرفتید. اما با وجود همه مشکلات و بی مهری ها، دوستان را تنها نگذاشتید. امیدوارم سالیان سال، جلسه های خانه ترانه با حضور شما برگزار شود. »
دکتر افشین یداللهی نیز در پایان گفت : « اگر دلگیری بوده، همیشه زود برطرف شده است چون دوستان کینه ای از هم به دل ندارند. من هم هیچ منتی برای برگزاری جلسه بر سر هیچ یک از دوستان ندارم. اگر می آیم، به خاطر علاقه ام به همه شما،ترانه و جلسه می آیم. از همه شما هم به خاطر همه آن چه در این سال ها از شما یاد گرفته ام، ممنونم».
پایان بخش این بخش نیز ترانه خوانی حمیدرضا صمدی بود .

•پس از جشن
بعد از برگزاری این بخش ویژه ، آقای عرب جهوانی پشت تریبون قرار گرفت و " رباعی های " او توسط عمران میری و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت .
وحید پورزارع نفر بعدی ای بود که پشت تریبون قرار گرفت. کار او توسط آقای صادقی مورد نقد قرار گرفت . صادقی درباره کار پور زارع گفت : « هر چند لازم است یک بار دیگر کار را شنیده یا آن را روی برگه بخوانم، اما با همین یک بار شنیدن، به نظرم می آید کار شما دچار " دوگانگی زبان " است . بخشی از کار محاوره و بخشی دیگر به زبان کتابت است. به نظرم آمد این تغییر زبان، کارکرد ذهنی ای دارد، اما وقتی کار را تا انتها شنیدم، متوجه شدم این طور نیست» .
صادقی ادامه داد : « کار از نظر قوت نیز یکدست نبود. کار به لحاظ کیفیت نوسان داشت .برخی از نقاط کار قوی و بخشی دیگر ضعیف بود» .
پورزارع نیز در پاسخ به نقد صادقی گفت : « خاصیت زبان در کار آزاد، به ویژه اگر " تو " در کار باشد، همین است . زبان در نقاطی از کار باید صمیمی باشد تا با مخاطب صحبت کند . اگر زبان می شکند و محاوره می شود، برای این است که صمیمی باشد. شاعر باید باهوش باشد تا زبان به سمت بافتاری خارج از چارچوب زبان نرود ».
صادقی اما در جواب گفت : « به این ترتیبی که توضیح می دهید، لازم است ، " راوی " از " شاعر " جدا شود و روای دیگری اتفاقات را نقل قول کند» .
پورزارع نیز در پاسخ گفت : « روشی که به آن اشاره می کنید، متعلق به دهه 70 است. متعلق به حالا نیست» >
صادقی نیز در پاسخ گفت : « پُلی فونیک بودن برای زمانی است که " راوی " تغییر می کند. اما در کار شما ، " راوی " ثابت است؛ اما کار چند صدایی یا پُلی فونیک است ».
مونا برزویی پس از قرار گرفتن پشت تریبون ، ابتدا درباره آلبوم " تصمیم " کار جدید " علی لهراسبی " توضیح کوتاهی داد و گفت : « در این آلبوم من با دو ترانه حضور دارم؛ ترانه های " راهرو " و " جاده شمالی " .من از اجرای این دو کار اصلا راضی نیستم. اگر دکتر یداللهی موافق باشند، با توجه به این که دوستان خانه ترانه در این آلبوم حضور دارند، برنامه نقد این آلبوم را برگزار کرده و به طور کامل درباره ترانه ها، ملودی و تنظیم کارها صحبت کنیم » .
پس از این که مونا برزویی ترانه " راهرو " را خواند، دوستان نقد و نظرهای متفاوتی درباره این کار و به طور کلی آلبوم ارایه کردند.


•در پایان، بدون نقد
در این بخش ابتدا دکتر افشین یداللهی یکی از کارهایش را خواند .
سپس کارهای آقای روستایی، آقای شاکرانه ، آقای فیروزی و خانم تفرشی ( هر سه نفر از کانون ادبیات تهران جنوب ) ، زهرا زواری ( با یک ترانه در ژانر کودک ) ، آقای حقیقی، عمران میری، الهام صداقتی ،صابر قدیمی ( با یک کار طنز ) ، امیر توده فلاح ، هما سعادت ( با یک کار مناسبتی به مناسبت اربعین ) و نازنین شاطری پور، بدون نقد شنیده شد.

 

گزارشی از جلسه در خبر گزاری اوج نیوز:

http://www.owjnews.ir/component/k2/item/19045-جلسه-خانه-ترانه-اندک-اندک-جمع-یاران-میرسد.html

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 17:5  توسط گروه نویسندگان  | 
اگر بخش هایی از گزارش هفته قبل« خانه ترانه » ،یعنی هشتم دی ماه نود ، یادتان مانده باشد، در جلسه هشتم دی ماه نود ، قرار بود 2 ترانه از آلبوم «دلچسبیده ها » ، آلبوم جدید «شهیار قنبری » مورد نقد و بررسی قرار گیرد .اما به دلیل طولانی شدن مدت زمان نقد ترانه ی « جانانه » و زیاد بودن تعداد اسامی افرادی که در نوبت ترانه خوانی قرار داشتند، نقد ترانه دوم یعنی «ناخوش » به پنج شنبه هفته گذشته یعنی 15 دی ماه 90 موکول شد. 
خانه ترانه پنج شنبه هفته قبل، یعنی 15 دی ماه 90 ، با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در تالار هنرِ فرهنگسرای ارسباران تشکیل جلسه داد. جلسه خانه ترانه در حالی برگزار شد که براساس برنامه از پیش تعیین شده ،دکتر افشین یداللهی مدیریت و اجرای نشست ویژه نقد و بررسی مجموعه «ساختمان پزشکان » را نیز پس از نشست خانه ترانه، به عهده داشت. جلسه نقد مجموعه ساختمان پزشکان، با حضور اعضای «کمیته انجمن روانپزشکان ایران » و برخی از عوامل ساخت مجموعه از ساعت 18، پس از برنامه خانه ترانه برگزار شد.

•ناخوش در خانه ترانه 
پس از خوانده شدن ترانه توسط امیرحسین مساح، برنامه نقد آغاز شد. نخستین منتقد، علیرضا سلیمانی بود . او صحبت هایش را این گونه آغاز کرد : " علاوه بر تنافر آوایی حرف " ک " که در مصراع « شهر از خود بی خود ،که کلیدش گم شد » وجود دارد، در این ترانه، مصراع هایی دارد که به نظرم مصراع های خوبی نیستند؛ مانند « دیگران آوارند، دیگران خون خوارند » . این بخش ها " شعاری" است و به همین دلیل مخاطب نمی تواند با آنها ارتباط برقرار کند. مطلع کار هم ،هر چند مفهوم تقریبا مشخصی دارد، اما به لحاظ تصویری، تصویر خوبی ارایه نکرده است. « هر دوی ِ ما ناخوش، تیغ ابریشم کش / مرد سر بر دیوار، دزد بوسه، سیگار / زنِ شک و تردید، زنِ در خود تبعید / مرد جوراب به پا ، تنِ هر دو تنها » . علاوه بر این که استفاده از ترکیب « نوبهاری وسط پاییزیم ، عاشقانه های حلق آویزیم » کاملا شعاری است. شهیار قنبری پیش از این، کارهای اجتماعی بسیاری داشته که تصاویر به مراتب بهتری در آن ارایه کرده است. " 
او صحبت هایش را با این جمله پایان داد که : " تصور می کنم پیشکسوت هایی مانند شهیار قنبری با سرودن این آثار تنها به کارنامه کاری شان لطمه می زنند ."
امیرحسین مساح نیز با اشاره به وجود نوعی " پریشانی " در کار، نقدش را این طور آغاز کرد که : " تصاویر و مفاهیم ارایه شده هر دو تکراری است. « هر شبِ ما دلگیر، شبِ از فردا سیر ». ترجیع بند اما فضای فاخری دارد. « نوبهاری وسط پاییزیم ، عاشقانه های حلق آویزیم / برگِ زردیم و فرو می ریزیم، من و تو دوباره برمی خیزیم » . اما درباره شعاری بودن فضای کار، تصور می کنم ترانه ای که رسالت اش بیان « اعتراض » است ، شعاری شدن اش کمی اجتناب ناپذیر است."
دکتر افشین یداللهی به ترجیع بند اشاره کرده و درباره آن گفت : " یکی از تعابیری که می توانست به بهتر شدن کار کمک کند، جابه جایی کلمه " سبز" با " زرد " در بیت « برگ زردیم و فرو می ریزیم ، من و تو دوباره برمی خیزیم » بود. در مصراع اول ترانه سرا می گوید : « نوبهاری وسط پاییزیم » و در بیت دوم می گوید « برگ زردیم و فرو می ریزیم » . این دو تعبیر به دنبال هم، اتفاق خاصی ایجاد نمی کند. در حالی که اگر کلمه " سبز " به جای " زرد" قرار می گرفت، شاهد اتفاق بهتری در مفهوم بودیم ."
مهدی ایوبی با اشاره به این نکته که در طول این دوهفته نقد آلبوم دلچسبیده ها و شنیدن نقدهای مثبت و مفنی درباره آن، باعث شده تا با نکات جدیدی آشنا شویم. صحبت هایش را این طور ادامه داد که : " به نظر من این آلبوم در مقایسه با کارهای 5 سال پیش شهیار قنبری، کار رو به جلویی از هر نظر محسوب می شود. اما درباره این کار به طور خاص، به نظرم از مطلع به سمت انتهای کار، ترانه ضعیف شده و جان کلام گرفته می شود . تصور می کنم اوج کار بیت « مردِ سر بر دیوار، دزد بوسه، سیگار » است . این بیت را می توان با بیت « قلب من اندازه ی مشت منه / مشتمو برای تو وا می کنم » مقایسه کرد. از طرفی تعابیر زیادی از « بوسه » و « سیگار» شنیده ایم؛ اما تصویر و تعبیر ارایه شده در این کار، بسیار زیباست . "
ایوبی در پایان به استفاده از دو کلمه « خونخوار » و «دیگران » اشاره کرد و گفت : " کلمه « خونخوار » در ترانه ای که مصراعی مانند « چشم شوری بی اشک، حرف هایی از جنس کشک » وجود دارد، باعث دوگانگی زبان می شود. از طرفی کلمه « دیگران » نیز هیچ مابه ازای بیرونی ندارد. علاوه براین که کلمه « دارند » به دلیل تشابه با فعل سوم شخص جمع ، نباید به این شکل به کار رود ،که در این ترانه به این شکل استفاده شده است. " 
دکتر افشین یداللهی با اشاره به این که افرادی مانند شهیار قنبری جریان ساز بوده اند گفت: " اگر چه در حال حاضر نقدهایی به کار ترانه سرایی چون شهیار قنبری وارد است اما نمی توان منکر تاثیرگذاری و جریان ساز بودن او در ترانه بود. به طور مثال استفاده از کلمه هایی مانند « درگیر » و « جهان » در ترانه ی « بانوی موسیقی و گُل » مسیر جدیدی را برای استفاده از این کلمه ها در ترانه بازکرد. همین اواخر هم بیت های درخشانی مانند « هیچکی عاشقت این طور که منم نبود و نشد / لاف نمی زنم ، من از تویی که بد کردی بامن ، گله می کنم، دل نمی کنم » اینها همه بیت های درخشانی است که نباید آنها را نادیده گرفت . "
دکتر یداللهی در پایان گفت : " گاهی ترانه سرا تصور می کند از قافله ترانه سرایی عقب مانده است و به همین دلیل تلاش می کند تا این به اصطلاح عقب ماندن را جبران کند. در حالی که اگر همان مسیر قبلی را طی کند، به نتیجه بهتری خواهد رسید ."
عزیز عباسی نیز با اشاره به این که در ترانه ناخوش، تکلیف زبان مشخص نیست گفت : " نحو زبان به محاوره نزدیک است؛ اما زبان، اصلا محاوره نیست. از طرفی مشخص نیست دلیل استفاده و مفهوم ترکیب « تیغ ِ ابریشم کُش » چیست ؟ درواقع باید « تخیل متن » در خدمت « فُرم متن » باشد که این جا این طور نیست. از طرفی هر چند در ترکیب « رختِ چرکِ ناجور » ، حشو صورت نگرفته است، اما استفاده از کلمه ی « ناجور » نوعی تکرار است. به این معنی که « رخت ِ چرک» خود مفهوم « ناجور بودن » را نیز به همراه دارد. 
•صبر، استقامت، پشتکار
پس از پایان نقد ترانه « ناخوش » نوبت به ترانه خوانی رسید. در این بخش خانم سلیمانی و آقای لک ترانه های شان را خوانده و توسط مهدی ایوبی و علیرضا سلیمانی کارشان مورد نقد قرار گرفت. 
اما دکتر افشین یداللهی درباره ضرورت توجه به کیفیت آثار خوانده شده در خانه ترانه گفت :" اگرچه همه ترانه سراها از همین مرحله یعنی با آزمون و خطا ، کارشان را شروع کرده اند، اما این به این معنی نیست که ترانه ها تا پیش از رسیدن به سطح قابل قبول یعنی از « متوسط به بالا »، در خانه ترانه یا محافل دیگر به عنوان کار قابل ارایه خوانده شوند. " 
او ادامه داد : " اگر قرار باشد هر فردی که تصمیم می گیرد وارد عرصه کارهای هنری و در بحث ما ، شعر و ترانه شود، با چند بار تلاش، دلسرد شده و کار را ادامه ندهد، به نتیجه نخواهد رسید. برای ورود به دنیای حرفه ای هنر؛ « صبر »، «استقامت » و «پشتکار» لازم است . اگر ترانه سرایی با چند بار رد شدنِ ترانه اش، کار را کنار گذاشته و دیگر ادامه ندهد ؛ به این معنی است که او « توان ورود به عرصه حرفه ای هنر » را ندارد. این شخص اگر در حال حاضر هم برای مدتی کارهایش را در محافل ادبی مختلف بخواند اما ویژگی هایی را که به آن اشاره کردم، نداشته باشد، با دومین نقدی که از کار او می شود، دلسرد شده و کار را کنار می گذارد."
دکتر یداللهی در پایان گفت : " این که فردی 8-7 ماه به طور مداوم کار نوشته و برای این که دلسرد نشود ، به او اجازه بدهیم کارش را پشت تریبون بخواند، تفکر درستی نیست. این مانند این است که یک مهندس معمار ، با وجود ارایه مثلا 30 طرح که از کیفیت مناسبی برخوردار نیست، برای این که از ادامه ی کار دلسرد نشود، اجازه ساخت و ساز به او داده شود . این رویه درست نیست. " 
پس از صحبت های دکتر افشین یداللهی ، خانم ایرانی، آقای بهمنی، فاطمه خداپرست، آقای عرب، خانم اخوان ، آقای شهسواری، خانم فراهانی ، آقای ایمانی، آقای رسولی، محمد وحیدپور و منصوره لمسو آثارشان را خوانده و توسط صابر قدیمی، مهدی ایوبی، امیرحسین مساح، عزیز عباسی، حمیدرضا صمدی، علیرضا سلیمانی و هما سعادت مورد نقد و بررسی قرار گرفت. 
•با واژه ها آشتی کنیم 
سیروس ذکایی پس از قرار گرفتن پشت تریبون ، قبل از خواندن کارش درباره انتخاب واژه ها گفت : " بیایید با واژه ها کاملا صمیمی باشیم؛ چون احساسی که روی واژه ها می نشیند، بیان می شود، نمود پیدا می کند ." او بعد از گفتن این جمله، اثرش را خوانده و مورد تشویق حاضران قرار گرفت .
•جشنواره ارسباران 
پیش از آن که ترانه سرای بعدی پشت تریبون قرار بگیرد، دکتر افشین یداللهی خبر برگزاری « جشنواره ارسباران » را اعلام کرده و در این باره توضیح داد : " نخستین جشنواره ادبی ارسباران «هفته دوم اسفندماه 90 » در 4 رشته شامل ، ترانه، شعر آزاد، شعر کلاسیک و داستان کوتاه برگزار خواهد شد. مهلت ارسال آثار تا « پایان بهمن ماه 90» است. پس از برگزاری جشنواره آثار در مجموعه ای به چاپ رسیده و احتمالا نیز اجرا خواهد شد . به برگزیدگان جشنواره نیز جوایزی اهدا خواهد شد. " 
دکتر یداللهی در پایان درباره نحوه ارسال آثار و داوری ها گفت : " ایمیل ویژه ارسال آثار، هفته آینده اعلام خواهد شد. این نکته را نیز اضافه کنم که داروان از بین افرادی که در برنامه های فرهنگسرای ارسباران مسوولیتی به عهده داشته و جلسه های ترانه خوانی برگزار می کنند، انتخاب نخواهند شد. "

•وقتی قانونی نیست...
بعد از صحبت های دکتر افشین یداللهی، عزیز عباسی پشت تریبون قرار گرفت و کار او توسط امیرحسین مساح و صابر قدیمی مورد نقد قرار گرفت. 
امیرحسین مساح نفر بعدی بود که پشت تریبون حاضر شد. مساح پیش از خواندن اثرش ، درباره اجرای بدون مجوز یکی از ترانه هایش گفت : " حدود 3 ماه پیش کاری با عنوان « هنوز » با صدای «محمد ولایت زاده » و تنظیم « دکتر محمد چراغعلی » به بازار موسیقی ارایه شد. از آن جایی که حقوق مادی و معنوی انتشار اثر به فرد مورد نظر یعنی « محمد ولایت زاده » داده نشده است، این کار، به نظر من زشت تر از کار فردی است که دزدی می کند.من از پشت تریبون خانه ترانه این مساله را اعلام می کنم به این دلیل که معتقدم خانه ترانه علاوه بر این که محفلی است برای ترانه خوانی ، مجمعی است که می تواند جنبه « صنفی » داشته باشد و در صورت بروز چنین اتفاقاتی، می توانیم مسایل را این جا مطرح کرده و از این طریق مشکل را اعلام کنیم ."
او ادامه داد : " هر از گاهی شاهد چنین اتفاقاتی هستیم که دلیل آن نداشتن « قانون کپی رایت » در کشور است. " 
او پس از این صحبت ها، ترانه " کشتی یونانی " اش را خواند و توسط مهدی ایوبی و امیر توده فلاح مورد نقد قرار گرفت.

•پایان محفل ترانه 
در پایان نیز ،علی ایلیا، محمد موفقی، خلیل جوادی ، مهدی ایوبی و مهدی عابدی آثارشان را خواندند .

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 0:10  توسط گروه نویسندگان  | 
خانه ترانه در چند نما ...
پنج شنبه هفته گذشته ، هشتم دی ماه 90، خانه ترانه به مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در حالی تشکیل جلسه داد که از هفته قبل، نقد ترانه هایی از آلبوم " دلچسبیده ها " ، مجموعه جدید " شهیار قنبری " را در برنامه کار خود داشت. برنامه نقد به این دلیل اعلام شده بود تا ضمن مشارکت همه حضار در انتخاب ترانه ای که قرار است مورد نقد قرار گیرد، آثار آلبوم شنیده شده و حضار پس از شنیدن این آلبوم در جلسه حاضر شوند تا از نکات ارایه شده در نقد و بررسی آثار انتخابی ، بهره بیشتری ببرند. در برنامه نقد ، 2 اثر از آلبوم " دلچسبیده ها " یعنی " جانانه " و " ناخوش " برای نقد وبررسی انتخاب شد.
• نقد جانانه
پس از آن که مهدی ایوبی، ترانه " جانانه " کار جدید " شهیار قنبری " از آلبوم " دلچسبیده ها " را خواند ، بخش نخست برنامه یعنی نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها آغاز شد.
نخستین منتقد این بخش مونا برزویی بود . او با اشاره به این که به نظر می رسد ترجیع بند کار برگرفته از جلمه " من فکر می کنم ما بالاخره یک روز آزاد خواهیم شد " ( مارتین لوتر کینگ ) است ؛ صحبت هایش را این طور ادامه داد که : " شهیار قنبری ترانه های روز جهان را دنبال می کند. در این آلبوم از آواهای انگلیسی استفاده کرده است. استفاده از " دَم، دَم ، بازدم " در کار دیگری از همین آلبوم، نشان دهنده استفاده موسیقایی از آواها است. در ترانه ی " جانانه " هم استفاده از "oh yeh / oh no " اولا همین نکته را به ذهن متبادر می کند و دوما من را یاد یکی از کارهای " ایرج جنتی عطایی " « به شکست بگو آره » می اندازد. "
او ادامه داد : " اما باید دید چه قدر استفاده از این آواها در کار جواب داده است. اگر اصوات " oh yeh / oh no " فارسی بود ، چه اتفاقی برای شعر می افتاد ؟ خیلی موافق استفاده از این اصوات نیستم؛ مگر این که ترانه سرا برای استفاده از این ردیف، " دلیل یا توضیحی " داشته باشد. "
اما مهدی ایوبی نظری مخالف مونا برزویی داشت. به عقیده او آلبوم دلچسبیده ها ، بعد از مدت ها توانسته است انتظاراتی را که طرفداران " شهیار قنبری " از او داشته اند، برآورده کند. او با این توضیح ادامه داد : " در این آلبوم ترانه ها پیشرو، نوآورانه و مطابق با سلیقه شهیار قنبری است . ترانه جانانه تلفیقی است از تمام توانای های شهیار قنبری، از " فُرم گرایی " تا نگاه " نوستالژیک " و " شاعرانه " . تصور می کنم استفاده از ترکیب " oh yeh / oh no " در عصر نزدیک شدن مرزها به هم،جای این سوال را باقی نمی گذارید که " چرا ترانه سرا از این ترکیب ها استفاده کرده است ؟ " به نظر شما چه تفاوتی بین " no " و " نه " وجود دارد ؟ به ویژه این که ترانه سرا از این ترکیب استفاده "مفهومی "نیز کرده است. به این معنی که تا مصراع سوم در بند سوم، " oh no " استفاده شده است اما از مصراع « فردا درس می شه »، « oh yeh ! Oh yeh » می آید. این تغییر، غافلگیرکننده است . "
دکتر یداللهی با اشاره به استفاده از حرف اضافه ی " با " در مصراع « با این همه تیشه ، oh no!,oh no » می گوید : " بهتر بود به جای " با " از " با وجود " استفاده می شد. به علاوه این که در مصراع بعدی « دست و سنگ و شیشه، oh no! ,oh no» ، کلمه " دست " کار کردِ " کلیدی" ندارد. استفاده از " سنگ و شیشه "، مفهوم را مشخص می کند و نیازی به استفاده از کلمه ی " دست " نیست."
مهدی ایوبی نیز درباره استفاده از کلمه " تیشه " این طور نظر داد و گفت : " کلمه " تیشه " بیشتر " قافیه مدار " است. از طرفی استفاده از این کلمه برای همخوانی با کلمه " ریشه " بوده است. در مصراع « دست و سنگ و شیشه ، oh no !oh no » تصویر نه چندان زیبا و احتملا نامناسبی در ذهن مخاطب شکل می گیرد. البته این را هم ناگفته نگذاریم که استفاده از چند کلمه ، برای ارایه یک تصویر، کار چندان ساده ای نیست ؛ که شهیار قنبری از پس ارایه این تصویر به خوبی برآمده است."
او با انتقاد از ترجیع بند کار صحبت هایش را این طور ادامه داد : " ترجیع بند انتظارِ من مخاطب را برآورده نمی کند. « به ساعت شکست، هنوز امیدی هست » می تواند " به ساعت های بهتری " برای ارایه مفهوم امیدواری اشاره کرد. "
دکتر افشین یداللهی نیز درباره استفاده از کلمه " ساعت " در ترجیع بند معتقد بود : " بهتر بود به جای کلمه " ساعت " از کلمه " لحظه " استفاده می شد. به این ترتیب شاهد تصویر بهتری نیز در ترجیع بند بودیم. "
مهدی ایوبی در باره " کارکرد درونی " عبارت « oh yeh و oh no » گفت : " در مصراع های « غصه نخور عاشق، oh no!,oh no » و « زنده شدن با یک ، oh yeh! oh yeh » از دو ترکیب انگلیسی، کارکرد " درونی " هم گرفته شده است و علاوه بر این که بعد از ترجیع بند دوم، وارد اوج ترانه به لحاظ ، ملودی، تنظیم، صدای خواننده و ... می شویم. در مصراع آخر، قبل از ترجیع بند پایانی، فعل به قرینه " معنوی " حذف شده است .این حذف همیشه خوب در نمی یاید ، اما این جا خوب نشسته است . "
علیرضا سلیمانی معتقد بود ترانه جانانه ، نمایانگر نیمی از توانایی های شهیار قنبری هم نیست. او پس از این توضیح صحبت هایش را این طور آغاز کرد : " در این ترانه به جز یک مصراع ِ « زنده شدن با یک ، oh yeh!oh yeh » ، کارکرد خاصی از این ترکیب انگلیسی گرفته نشده است. اگر این ترکیب انگلیسی، همه جا همین " فرم " را حفظ می کرد؛ می توانستیم بگوییم که این ترکیب، نشانگر حرکت رو به جلویی در " فُرم " است . از طرفی در ابیات دیگری مانند « فکر هجوم نور ، از شکاف یک در » ، تکراری است . ابن مفهوم بارها به شکل های دیگری بیان شده است. "
محسن عاصی با اشاره به این که شهیار قنبری با استفاده از این عبارت انگلیسی خواسته تا بین تصاویر نوستالژیک ارایه شده در کار و مفاهیم امروزی پیوند برقرار کند می گوید : " به طور مثال در بیت « یک صفحه خط دار، oh yeh! oh yeh / از الهه ناز ، oh yeh!oh yeh» ما ابتدا با تصاویر نوستالژیک روبرو هستیم و سپس در انتهای متن، همان عبارت های انگلیسی را می بینیم. اصولا این عبارت های انگلیسی، کارکردی جز " رد " یا " تایید " مفاهیم قبل از خودشان در هر مصراع، ندارند. از طرفی تصاویر، بکر نیست . توجه کنید به تصاویری مانند « شهری بی پنجره » ، « عکس ماه، ته چاه » و... . حتی « گرام تپاز » با وجود داشتن "ارجاع های متنی " کارکرد خودش را ندارد. "
مهدی ایوبی اما موافق محسن عاصی نبود. به همین دلیل پس از توضیح او درباره فضای ترانه و کارکرد ترکیب انگلیسی استفاده شده گفت : " موافق صحبت های شما نیستم. همین « گرام تپاز » که به آن اشاره می کنید، یکی از " نوشتالژیک ترین " بخش های کار است. کارکرد آن " تداعی یک نوستالژی " است . "
دکتر افشین یداللهی اما معتقد بود: " منظور آقای عاصی این است که در یک بند از این شعر، فضاسازی نوستالژیک وجود دارد، اما این " تک تصویر " نتوانسته ترانه را به یک " ترانه نوستالژیک " تبدیل کند. فقط در یک بند ، یعنی همین بندی که « گرام تپاز » آورده شده است، با فضای نوستالژیک روبرو هستیم. « یک صفحه ی خط دار / از الهه ناز / کشف دیروز / با گرام تپاز » بعد از این بند، از فضای نوستالژیک خارج می شویم . در واقع بقیه کار، حس نوستالژیک در مخاطب ایجاد نمی کند ."
مهدی ایوبی پس از صحبت های دکتر افشین یداللهی گفت : " یک فرضیه در نظر گرفته شده و براساس آن، " ساختمانی " را بنا می کنید. اگر این فرضیه را برداریم ، دیگر همه بحث ها اصلا مطرح نمی شود. می گویید کار فقط در یک بند حس نوستالژیک دارد. بنابراین مخاطب بعد از شنیدن کل کار، احساس نوستالژیکی از کار نمی گیرد. از طرفی معتقدید که اثر، کار رو به جلویی نیست. معتقدید کار در " فُرم سازی " هم موفق نبوده است. علاوه بر این که کارکرد جیدی از تصاویر و کلمات در این کار دیده نمی شود. پس قدم رو به جلو به نظر شما چیست ؟ فرم های انگلیسی به کار رفته ، چه فرم مثبت و چه منفی آن، روح تازه ای به کار نداده است ؟ این طور نقد را نمی پذیرم. این نقد، مکانیکی است ."
مونا برزویی اما درباره ترانه "جانانه " این طور نظر داد که : " این ترانه یکی از کارهای متوسط شهیار قنبری است. موافقید هفته آینده یا در همین جلسه، دوستان کاری شبیه به همین کار را نوشته و سپس فضاهای این کار را با ترانه ای که دوستان می نویسند مقایسه کنیم ؟ کاری که " علیرضا سلیمانی " در جلسه قبل انجام داد . در این جا استفاده از دو عبارت انگلیسی « oh yeh و oh no » هیچ اتفاق خاصی محسوب نمی شود ."
میثاق جوهری در تایید صحبت های مونا برزویی گفت : " با در نظر گرفتن یک مصراع از کار نمی توان گفت ترانه ای ، کار خوبی است."
ایوبی نیز در پاسخ به میثاق جوهری گفت : " صحبت های من، حجت نیست . من فقط گفتم این کار در نهایت می تواند ما را از تکرار مکررات دور کند و یکی از راه های خروج از این وضعیت، توجه به این نوع کارها است. این که به این فضاسازی و فرم ها توجه کنیم . "
دکتر افشین یداللهی با اشاره به این نکته که منظور میثاق جوهری، اشاره مصداقی به موضوع بود گفت : " برای تایید کیفیت کار یا رد آن، بهتر است به صورت مصداقی به موارد اشاره کرد. اگر معتقدید کار قدرتمند و پیشرو است، به مورد یا مواردی که این نکته را تایید می کند، اشاره کنید . "
پیش از پاسخ مهدی ایوبی و میثاق جوهری ، عزیز عباسی به نکته ای اشاره کرد و گفت : " بحث فرمالیست بودن شهیار قنبری مطرح شد. پس به این نکته اشاره کنم که خود او، فرم های بسیار بهتری را پیش از این به مخاطب ارایه کرده است. شما را ارجاع می دهم به کاری که در آن گفته است : « کندو، کندو، چراغِ جادو / آی کَن دو، وی کَن دو » همین نمونه کافی است تا ببینیم پیش از این شهیار قنبری فُرم های به مراتب بهتری را ارایه کرده است. اما در این ترانه، نتوانسته این تجربه موفق را تکرار کند. "
میثاق جوهری در ادامه گفت : " یک نکته را فراموش نکنیم و آن این که باید هر فرد را با " خودش " قیاس کنیم. اگر می گوییم این ترانه درخورِ شهیار قنبری نیست، چون گذشته او را می دانیم. قیاس شاعر با شاعری دیگر، قیاس درستی نیست . "
در پایان مهدی ایوبی نیز درباره پیشرو بودن این کار توضیح داد : " چند هفته پیش خود من به این نکته اشاره کردم که دیگر منتظر شنیدن کار فوق العاده ای از شهیار قنبری نیستم. اما با شنیدن این آلبوم نظرم تغییر کرد. احساس کردم برخلاف تصور من، شهیار قنبری نسبت به 5-4 سال پیش، حرکت رو به جلویی داشته است. من از این آلبوم ها " جسارت " را یاد می گیرم. این جسارت و جرات در تجربه بعضی فضاها، آموختنی است . "
با توجه به طولانی شدن مدت نقد ترانه " جانانه " فرصت به نقد ترانه " ناخوش " نرسید. نقد این کار به زمان دیگری موکول شد.
•ترانه خوانی پس از نقد
پس از اتمام نقد، آقای شکری ، پشت تریبون قرار گرفت و ترانه او توسط علیرضا سلیمانی نقد شد. بعد از او نیز به ترتیب ، گلناز میرترابی، محمد وحید پور ، مرتضی ساعتچی، محسن عاصی و سهیل احمدی آثارشان را خوانده و توسط ؛ علیرضا سلیمانی، عزیز عباسی، مهدی ایوبی، حمیدرضا صمدی ، هما سعادت ، مونا برزویی و علی توده فلاح، مورد نقد قرار گرفتند.
•بی قرار در خانه ترانه
پس از ترانه خوانی اول، کاری از " محسن احمدی " با نام " بی قرار " پخش ومورد نقد قرار گرفت. ترانه این کار توسط خود خواننده یعنی محسن احمدی سروده شده بود که " انسیه ادراکی " آن را ویرایش کرده بود. تنظیم این کار نیز به عهده " محمد دستجردی " بود .
•به یاد بَم
پس از پخش کار " بی قرار " و نقد و بررسی آن توسط حمید رضا صمدی ، " حامد عسگری " پشت تریبون قرار گرفت . او که خود یکی از اهالی شهر کرمان است، کاری به یاد داغدیدگان زلزله ی 5 دی ماه 80 در شهر بَم خواند . اندوه او ، مخاطبان را نیز تحت تاثیر قرار داد و سالن را به تشویق یک پارچه او واداشت.
•بگذاریم مخاطب کارِ خوب بشنود
پس از حامد عسگری، مونا برزویی پشت تریبون قرار گرفت. ترانه مونا برزویی،مقدمه ی بحث تازه ای در خانه ترانه بود. این بحث با نظر " علی توده فلاح " درباره ی شیوه کاری مونا برزویی آغاز شد . توده فلاح صحبت هایش را این طور آغاز کرد که : " من همیشه از کارهای شما دفاع کرده ام؛ به ویژه از کارهایی که چند " هجا " روی " وزن " نبوده است. دلیل آن هم این است که می دانم شما به وزن تسلط کامل دارید. اما به دلیل آن که در بعضی موارد نمی خواهید از زیبایی اثرتان کم شود، به خودتان اجازه می دهید چند هجا را خارج از وزن بگویید . این کار از دو مساله نشات می گیرد؛ یکی حس شما و دیگری تجربه کار شما با موسیقی . شما جزو ترانه سراهایی هستید که با وجودی که با " حس تان " می نویسید، اما از تجربه و مهارت کافی نیز برخوردار هستید . هنوز حس " جوششی ناب " در کارهای شما وجود دارد. این شاید ناشی از خوراک فرهنگی خوب شما است. این باعث شده تا در کارهای تان حس جوششی ناب ، باقی باشد. "
مهدی ایوبی نیز در ادامه گفت : " در کارهای شما لحظه های ناب کم نیست. ترانه سرا نباید به یک حس یا ارایه یک تصویر در کار راضی باشد و شما دقیقا همین طور هستید. به همین دلیل در کار شما تصاویر زیبا کم نیست . اما چرا در مقابل خواست آهنگساز یا خوانند مقاومت نمی کنید تا دقیقا کاری را که می شنویم، اجرا شود ؟ "
مونا برزویی در پاسخ گفت : " از لطف شما ممنونم. اما من مقاومت می کنم؛ ولی این مقاومت حدی دارد. اگر بیش از اندازه مقاومت کنم؛ کار اجرا نمی شود. برای من شاید اجرا شدن ویا نشدن کار خیلی مهم نباشد ، اما همیشه به خودم می گویم حیف است ترانه ای که که می تواند با چند تغییر کوچک، شنیده شود، اجرا نشده و شنیده نشود. به همین دلیل پیشنهاد آهنگساز را می پذیرم. "
مهدی ایوبی پس از توضیح مونا برزویی گفت : " اصلا مقاومت می کنید ؟ "
و مونا برزویی در پاسخ توضیح داد :" بله ، تا جایی که کار به دعوا ختم نشود! من چندد هفته پیش از آقای توده فلاح ترانه ای شنیدم که واقعا از آن لذت بردم و هنوز قافیه هایی که به کار برده بودند، در ذهنم مانده است. تصاویر کار بسیار زیبا بود. اما چرا نباید این کار اجرا شود ؟ اگر گاهی کمی از توقعات مان پایین بیاییم، بد نیست. بگذاریم با کمی انعطاف پذیری، مخاطب آثار خوبی بشنود. "
علیرضا سلیمانی نیز بااشاره به نکته ای در کارهای مونا برزویی گفت : " می دانید که از شنیدن آثارتان لذت می برم. اما می خواستم به یک نکته اشاره کنم و آن این که آثاری که " سعید مدرس " از شما اجرا کرده است با آثار اجرا شده از شما با " علی لهراسبی " و " شادمهر عقیلی " متفاوت است. کارهای شما با علی لهراسبی و شادمهر عقیلی ، تاثیر بیشتری روی مخاطب داشته است. چرا ؟ این تفاوت از کجا می آید ؟ "
مونا برزویی در پاسخ به نقد علیرضا سلیمانی گفت : " نمی دانم این توضیحی که می دهم، نقطه ضعف من است یا نقطه قوت من ؛ اما عقیده دارم هر خواننده ، " کاراکتر مخصوص به خود " دارد یا برای او باید کاراکتری در ذهن بسازیم تا کارهایی که با افراد مختلف انجام می دهیم ، " متفاوت " بوده و " ویژگی " خودش را داشته باشد . سعید مدرس، علاقه ای به اجرای آثار " عاشقانه التماسی " ندارد. اما به عکس " علی لهراسبی" اجرای این نوع کارها را دوست دارد. به همین دلیل به نظرم خوب است که کاراکتر خواننده یا آهنگساز را در نظر گرفته و بعد به او کاری را واگذار کنیم. در ضمن اینکه نباید از جایگاه خودمان نیز با خاطر دیگران پایین بیاییم. "
•یک کار دیگر
پس از آن احسان رشیدی پشت تریبون قرار گرفته و کار او مورد نقد و بررسی توسط علیرضا سلیمانی و مهدی ایوبی قرار گرفت، نوبت به شنیدن کار اجرای شده ی دوم رسید. این کار با ترانه ای از " آقای رحمت اللهی " ، تنظیم " علیرضا افکاری " ، ملودی " مهدی دلیلیان " و خوانندگی " کوروش ، شنیده شد. در پایان نیز ترانه های " آقای فرید زاده " ، " عزیز عباسی " ، " علی توده فلاح " و " مهدی ایوبی " بدون نقد شنیده شد.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 0:37  توسط گروه نویسندگان  | 

" خانه ترانه " ، فردا ، پنج شنبه ، هشتم دی ماه 90، از ساعت 30/13 ، به روال هفته های قبل، در " فرهنگسرای ارسباران " تشکیل جلسه خواهد داد .
جلسات خانه ی ترانه به مدیریت و اجرای " دکتر افشین یداللهی " هر پنج شنبه در فرهنگسرای ارسباران ( خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا ) برگزار می شود . این جلسات به ترانه خوانی و نقد کارگاهی ترانه اختصاص دارد.
ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

لینک خبرِ برگزاری جلسه "خانه ترانه " / فردا، پنج شنبه هشتم دی ماه 90 / خبرگزاری " اوج نیوز "

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 3:10  توسط گروه نویسندگان  | 


آغازگر برنامه هفته گذشته خانه ترانه، پنج شنبه اول دی ماه 90، که هر پنج شنبه از ساعت 30/13 به مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود؛ به روال قبل ، به نقد و بررسی ترانه یکی از پیشکوست ها اختصاص داشت.
این بخش، یعنی " نقد کارگاهی " ترانه پیشکسوت ها را می توان یکی از ویژگی های جلسه های خانه ترانه دانست ؛بخشی که طرفداران ویژه خودش را دارد.این هفته نوبت ترانه " قلب من " سروده " شهیار قنبری " بود. " سهیل احمدی " پشت تریبون قرار گرفت و با خواندن این ترانه، برنامه ی خانه ترانه آغاز شد.
تک تِرک ِ قلب من
مهدی ایوبی ابتدا درباره این ترانه توضیح داد و گفت : " ترانه " قلب من " به صورت تک ترک و نه به صورت آلبوم وارد بازار موسیقی شد و مورد استقبال قرار گرفت. بسیاری این ترانه ی " شهیار قنبری " را به عنوان یکی از کارهای خوب این ترانه سرا می دانند. این کار در مقایسه با دو ترانه ی " سفرنامه " و " بغلم کن " اثر موفق تری است. "
او در ادامه در نقد " قلب من " گفت : " معتقدم ترانه با وجود همه نقاط مثبت و منفی ای که دارد، ترانه سالمی است. تصاویر آن به جا است. اما در عین حال به این نکته هم اشاره می کنم که موسیقی، تنظیم و خوانندگی خوب، به بیشتر دیده شدن این ترانه کمک شایانی کرده است. شروع کار فوق العاده است ؛ اما اگر جای مصراع اول و دوم تغییر می کرد، تاثیر بهتری در مخاطب داشت ( قلبِ من اندازه ی مُشت منه، مشتمو برای تو وا می کنم / چشم ِ من اندازه ی پنجره ها ست ، تو رو بی پرده تماشا می کنم ) "
دکتر افشین یداللهی نیز درباره تصاویر ارایه شده در بیت نخست کار این طور نظر داد که : " در مصراع اول، تصویر خوبی ارایه شده و مفهوم نیز به مخاطب منتقل شده است . اما در مصراع دوم، " چشم ِ من اندازه ی پنجره ها ست " ، حس خاصی را منتقل نمی کند. علاوه بر این که در مصراع دوم، بهتر بود به جای کلمه ی " اندازه " از کلمه دیگری برای " چشم " استفاده می شد. "
مهدی ایوبی در ادامه صحبت های دکتر یداللهی گفت : " بیت نخست به قدری زیباست که اگر خواننده فقط همین بیت را تا پایان تکرار می کرد، شنیدنی بود و همین زیبایی، شاید باعث شده تا با وجود رعایت " مراعات نظیر " بین " پنجره " و " پرده " و ایهام موجود در " بی پرده " ، باز هم مصراع ، ضربه زننده نباشد. با دکتر یداللهی موافقم که تجسم بصری " چشم به اندازه پنجره " خوب نیست ."
علیرضا سلیمانی با تعریف از ویژگی های مصراع نخست کار درباره مطلع ترانه ی قلب من این طور نظر داد که : " مطلع کار فوق العاده است. اما به نظرم در ادامه ، کار به قوت بیت اول نیست. در واقع با وجود شروع بسیار قدرتمند، ترانه در ادامه قدرتمند نیست و تصاویر معمولی ای دارد. ترانه در ادامه نتوانسته توقع مخاطب از " شهیار قنبری " را برآورده کند. "
سلیمانی صحبت هایش را این طور پایان داد که : " همیشه روی این نکته تاکید می کنم و آن این که آمدن هر کلمه ، تصویر یا تعبیر در ترانه باید " دلالتی بر نکته ای " داشته باشد. در مصراع دوم بیت اول ، آمدن کلمات " چشم ، پنجره و نگاه کردن " ، باعث شده تا همان موضوع ِ "دلالت داشتن " رعایت شود ، اما با این وجود زیبا نیست. در واقع این جا دلالت داشتن ، خوب است، اما باعث زیبایی کار نشده است. علاوه بر این، تصویر ارایه شده در " مصراع " یکی از ما می تونه اَبرا رو سَر بِکِشه " ، زیبا نیست اما در مقابل تصویر " از لَجِ این قفسا، صد تا کفتر بِکِشه " بسیار خوب است ."
آقای صادقی نیز درباره استفاده از کلمه " اندازه " در مصراع دوم بیت اول ترانه ی " قلب من " این طور نظر داد که : " نقد من تنها متوجه شهیار قنبری و این ترانه نیست؛ هرچند برای گفته ام، از این ترانه مثال می آورم چون می خواهم به نکته ای اشاره کنم که در این ترانه وجود دارد. تصور می کنم هر ترانه سرا یا شاعری، در هر شعرش " جهانی " را خلق می کند. این جهان، " قوانین " خودش را دارد. شهیار قنبری در این ترانه ؛قوانینی که خودش آفریده، در برخی از بخش های ترانه رعایت نمی کند. در مصراع اول ِ بیتِ اول ؛ تصاویر ، ما به ازای بیرونی دارد ( قلب و مُشت ) اما در مصراع دوم ، تصاویرِ ارایه شده، مابه ازای بیرونی ندارد ( پنجره ها و چشم ) در واقع کارکردی که از کلمات ارایه شده در بیت اول گرفته شده، در بیت دوم دیده نمی شود. در واقع به صورت " انتزاعی " متوجه می شویم که هدف و منظور از استفاده از " چشم " و " پنجره " چیست، اما چون همان قانونی که در مصراع اول رعایت شده؛ در مصراع دوم هم رعایت نشده، بنابراین بیت دوم، دچار مشکلاتی در ارایه تصویر شده است ."
حمید رضا صمدی با ارایه نظرش درباره انتخاب ترانه های نقد شده در خانه ترانه صحبت هایش را آغاز کرد و گفت : " جای نقد ترانه های فوق العاده ای مانند " نفس " و " هفته خاکستری " از " شهیار قنبری " در خانه ترانه خالی است. پیشنهاد می کنم اگر در ادامه به بررسی بقیه آثار شهیار قنبری خواهیم پرداخت، این دو ترانه را نیز مورد بررسی قرار دهیم. چون ما با نقد آثار یک ترانه سرا، در واقع " کارنامه کاری " او را بررسی می کنیم. بنابراین بهتر است این دو ترانه را نیز به عنوان آثار بسیار خوب شهیار قنبری مورد بررسی قرار دهیم. اما درباره این کار، تصور می کنم شهیار قنبری از هوشمندی و تجربه اش برای سرودن این کار کمک گرفته است. انتخاب " مطلع " ، " ترجیع بند " و " پایان بندی " خوب ، نشان دهنده ویژگی های قنبری است که به آن اشاره کردم. از طرفی معتقدم کل کار، چه به لحاظ ترانه، چه موسیقی چه تنظیم و خوانندگی، موفق بوده و همین باعث استفبال مخاطب از ترانه " قلب من " شده است. ."
صابر قدیمی با ارایه نظرش درباره ترجیع بند، نقد و نظرش را این طور آغاز کرد: " این کار نسبت به دیگر کارهای شهیار قنبری، ترجیع بند ضعیف تری دارد. به این دلیل که هر چند ترجیع بند به تنهایی بیت خوبی بوده ( حرفاتو راست و دروغ دوست دارم / قد شعرای فروغ دوست دارم ) و ملودی و تنظیم خوبی هم روی آن نشسته است، اما نتوانسته کلیّت کار را در برگیرد. انتظاری که از ترجیع بند داریم این است که " نماینده ای " از کل مفهوم شعر یا ترانه باشد. اما در این کار، ترجیع بند ارتباط زیادی با کل کار ندارد. ترجیع بند صرفا " قافیه مدار " است تا " مضمون مدار . "
قدیمی در پایان گفت : " استفاده از کلمه " قناری " در ( یکی از ما می تونه تا قناری بپره / با همین ترانه ها آبرویی بخره ) ، خوب است، اما پاسخگوی " اوجی " که مد نظر شاعر بوده ، نیست. در واقعیت نیز قناری نمی تواند پرواز بلندی داشته باشد که یادآور " اوج گرفتن " باشد. "
مهدی ایوبی نیز درباره خودشیفتگی شاعرانه موجود در آثار شهیار قنبری، که هفته گذشته نیز درباره آن صحبت کرد ، گفت : " در این ترانه نیز خودشیفتگی شاعرانه در ( با همین ترانه ها آبرویی بخره ) تکرار شده است. "
مهدی ایوبی در پایان به این نکته اشاره کرد که : " برای هفته آینده ، نقد 2 ترانه از آلبوم " دلچسبیده ها " کار " شهیار قنبری " را خواهیم داشت. برای انتخاب ترانه ها ، همه دوستان می توانند نظرشان را روی " وب لاگ خانه ترانه " به نشانی : http://www.khaneyetaraneh.blogfa.com/) ) و یا روی " Group page " خانه ترانه ، بگذارند تا در یک نظر سنجی جمعی، برای هفته آینده، 2 ترانه از آلبوم دلچسبیده ها انتخاب و نقد کنیم ."
دکتر افشین یداللهی نیز در پایان ِ بخش نقد درباره انتخاب ترانه هایی که از این پس قرار است مورد نقد و بررسی قرار گیرند گفت : " پیشنهاد می کنم پس از نقد آلبوم " دلچسبیده ها " ، به بررسی و نقد ترانه های " تورج نگهبان " بپردازیم. به این دلیل که نگهبان از یک سو در حوزه ای کار کرده که اصطلاحا ترانه های " کوچه بازاری " است ؛ ترانه هایی که با " اسفندیار منفردزاده " کار کرده است و حیطه ای دیگر، شعرهایی با زبان فاخر دارد. در واقع " نگهبان " در محدوده وسیعی فعالیت کرده است که بسیاری از کارهای او نیز در این حیطه ها ؛ آثارخوب و با ساختار محکمی است. بنابراین پیشنهاد می کنم دوستان تعدادی از آثار" نگهبان " در هر دو حیطه را بشنوند. بعد از آن می توانیم درباره برخی از آثاری که امکان خواندن آن در خانه ترانه وجود دارد، بحث و گتفگو کنیم. "
•با ترانه حضار
پس از بخش نخست، " احسان رشیدی " پشت تریبون قرار گرفت و با خواندن 2 کار ، بخش دوم برنامه یعنی نقد ترانه حاضران در جلسه ، آغاز شد. 2 کار از رشیدی، توسط صابر قدیمی، مهدی ایوبی، عمران میری و علیرضا سلیمانی قرار گرفت . ترانه خانم " خانی فر " نیز توسط مونا برزویی، پویان بوترابی، محمدرضا شیرزاد و مهدی ایوبی نقد شد. ترانه آقای " شهسواری " توسط مهدی ایوبی ، صابر قدیمی و یک غزل و یک ترانه از آقای " بهاران " نیز توسط صابر قدیمی، مهدی ایوبی، منصوره لمسو ، مهسا سماواتی و علیرضا سلیمانی مورد نقد و بررسی قرار گرفت .
• آثار هنری هم ثبت می شوند
علی سعادت، پیش از خواندن شعرش، برای جلوگیری از سو استفاده از آثار ترانه سراها، به راهکاری اشاره کرد . سعادت صحبت هایش را این طور آغاز کرد : " به دلیل درگیری با پرونده های شاکی و متهمان وبا توجه به مساله ای که هفته گذشته در این جلسه مطرح شد ( مساله ای که برای ترانه هستی خداداد اتفاق افتاده بود) به راهکاری اشاره می کنم که می توان به این وسیله، از بروز اتفاقاتی مانند آن چه هفته قبل به آن اشاره شد، جلوگیری کرد و یا درصورت بروز چنین اتفاقاتی، به مراجعی مانند " دادسرای رسانه و فرهنگ " شکایت کرد. این راه کار این است که پیش از آن که شعر یا ترانه ای را به شخصی بدهید، از کارتان یک نسخه " کپی " تهیه کنید. زمانی که اصل اثر را به شخص مورد نظر می دهید، از او بخواهید روی برگه کپی این عبارت را بنویسد که : ( اصل این شعر را از خانم یا آقای... دریافت کرده ام ). "
دکتر افشین یداللهی از علی سعادت پرسید : " اگر پرداختی صورت نگرفته باشد ،باز هم این نوشته معتبر است ؟ "
سعادت نیز در پاسخ گفت : " بله؛ ترانه سرا می تواند با کپی و نوشته ای که در دست دارد به مراجع قانونی مراجعه کرده و شکایت اش رامطرح کند. هر یک از ما وقتی به مراکزی مانند " دادگستری " مراجعه می کنیم و نامه ای دریافت می کنیم، از ما می خواهند که روی نسخته دوم که بایگانی می شوند، بنویسیم که : ( نسخه اول را دریافت کرده ایم) . این نشانگر آن است که نسخه اول این نامه دست ما است. پس ترانه سرا هم می تواند با در دست داشتن کپی کار و نوشته ای که تحویل گیرنده روی آن نوشته؛ در صورت بروز هر مشکلی، به مراجع قضایی شکایت کند ."
دکتر افشین یداللهی پس از صحبت های سعادت با اشاره به نامه ای که آقای " سمائی " به او داده بود گفت : " آقای سمائی نامه ای به من دادند که در آن نوشته شده ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت حقوقی و امور مجلس ، فرم درخواست نامه " ثبت آثار ادبی " را به چاپ رسانده است. در این فرم، مشخصات پدید آورنده اثر، تاریخ پدید آمدن و نوع اثر قید می شود. "
آقای سمائی نیز در ادامه صحبت های دکتر افشین یداللهی گفت : " می توانید با مراجعه به ساختمان مرکزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نشانی : میدان بهارستان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ساختمان مرکزی، طبقه چهارم ، اتاق 452 و 429 ؛ فرم را تحویل گرفته و درباره آن اطلاعات بیشتری کسب کنید ."

•شعر، خود زندگی است
پس از این بحث و نظر، " سیروس ذکایی " پشت تریبون قرار گرفت. او با خواندن کار " سپید " خود ، تحسین حاضران را برانگیخته و مورد تشویق قرار گرفت .
سابیر هاکا درباره کار سیروس ذکایی گفت : " اثر ذکایی به دل نشست ؛ چون او خودش را نوشته بود. هر کسی اگر درباره ی زندگی خودش، حال و هوا و روحیات اش بنویسد، اثرش تاثرگذار خواهد بود. "

•اختتامیه جلسه
در بخش پایانی جلسه، ترانه های پرسا مقدس ، عزیز عباسی، آقای اسحاقی از اهواز، آقای ایمانی، مهسا سماواتی ، مهدی ایوبی، گلناز میرترابی، آقای قنبری، امیر توده فلاح، حامد جلیلی، هما سعادت و پویا بوترابی شنیده شده و توسط مونا برزویی، صابر قدیمی ، مهسا سماواتی ، مهدی ایوبی ،عمران میری، علی توده فلاح، علیرضا سلیمانی و محمدرضا شیرزاد مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

 بازتاب این جلسه در خبرگزاری اوج  http://owjnews.ir/(که البته نام جلسه به جای خانه ترانه به اشتباه از کانون ترانه یاد شده است.)

سیروس ذکایی

تعدادی از دوستان خانه ترانه

حامد جلیلی

امیر توده فلاح

مهسا سماواتی

صابر قدیمی

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 1:12  توسط گروه نویسندگان  | 
درخانه ترانه چه گذشت…
پس از یک هفته تعطیلیِ جلسه ی " خانه ترانه " ،به دلیل مصادف شدن برنامه با ایام سوگواری ماه محرم، پنج شنبه هفته گذشته، 24 آذر ماه 90، خانه ترانه طبق روال قبل، با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی ، در فرهنگسرای ارسباران تشکیل جلسه داد .
نقد ترانه " عکس فوری " از سروده های " شهیار قنبری " از آلبومی به همین نام؛ آغازگر برنامه بود. ترانه توسط " علیرضا سلیمانی" خوانده و برنامه نقد آغاز شد.
عکس فوری در خانه ترانه
علیرضا سلیمانی نقد کار را با صحبت درباره اجرای کار آغاز کرد و گفت : " مهرداد آسمانی ، هم کار را به خوبی آهنگسازی کرده و هم خوانده است. این کار از آثار ایده آل شهیار قنبری است. ترانه سرا در ارایه تصاویر موفق عمل کرده است . این کار از آثار ایده آل شهیار قنبری است. ترانه سرا در ارایه تصاویر موفق عمل کرده است،به طوری که مخاطب با تصاویر ذهنی نیز به خوبی ارتباط برقرار می کند. حس نوستالژیک اثر خوب است و ترجیع بند آن نیز هوشمندانه انتخاب شده است( مثل پس دادن درسه / آدم از چشمات می ترسه ) . "
مهدی ایوبی صحبت هایش را ابتدا با اشاره به روند نقد طی ماه های اخیر در خانه ترانه آغاز کرده و گفت : " این ترانه را سال 83 شنیدیم. این اثر از آخرین ترانه هایی است که شهیار قنبری آن را برای اجرا واگذار کرده بود. از چند ماه پیش در خانه ترانه نقد و بررسی آثار شهیار قنبری را آغاز کردیم و اکنون به این ترانه رسیده ایم. این ترانه پُلی است برای شنیدن و نقد و بررسی آثار جدید شهیار قنبری در آلبوم " دلچسبیده ها " . "
او صحبت هایش را با انتقادی از شهیار قنبری ادامه داد و گفت : " با احترام به شهیار قنبری، یک نکته را در کارهای او نمی پسندم. آن هم " خودشیفتگی " در برخی ابیات، در بعضی از ترانه های او است. مثل مصراعی که می گوید : " اینک زیر نورافکن، اوج شعر من " . این مساله در ترانه " عکس فوری " نیز در بیت " مثل یک ترانه ی خاطره ساز / عاشقانه ی خوشی مثل نماز " تکرار شده است. ممکن است برخی این خودشیفتگی شاعرانه را دوست داشته باشند، اما به نظر من زیبا نیست ."
دکتر افشین یداللهی با اشاره به عدم تناسب بین اجزا، در مصراع " قصه ی برگ و نسیمِ چشم ِ تو " صحبت هایش را این طور شروع کرد و گفت : " تصویر ارایه شده در این مصراع خوب نیست. از طرفی در مصراع " کفتر الله کریمه چشم تو " ، ترکیب " الله کریم " درست نیست. ترکیب درست ، " یا کریم " یا " الله کرم " است. از طرفی در مصراع ، "حشو" اتفاق افتاده است. علاوه بر این که ارتباط بین مصراع بالایی این بیت یعنی " عکسای گمشده ی قهوه ایه " با بیتی که به آن اشاره کردم، مشخص نیست. تصاویر بند اول ترانه، بهتر از بند دوم است ."
مونا برزویی نیز درباره یکی از تصاویر ارایه شده در کار گفت : " در مصراع " قطره اشکی وسط راه آهن " ، تصویر ارایه شده ، خوب نیست. من ابتدا تصور کردم این تصویر، مربوط به فیلم یا کتاب خاصی است که به این شکل استفاده شده است. اگر این طور نیست، چرا ترانه سرا از این ترکیب استفاده کرده و مثلا نگفته " وسط ایستگاه راه آهن " و.. . از طرفی با برخی تصاویر ارایه شده در ترانه می توان همذات پنداری کرد ،مانند " حال خوبِ عکسای سیزده بدر " ؛ اما در بعضی مصراع ها،تصاویر خوب نیست. علاوه بر این که می توان جایگزین های بهتری برای برخی تصاویر ارایه شده انتخاب کرد. "
دکتر افشین یداللهی نیز درباره تصاویر ارایه شده گفت : " شاید وقتی کار اجرا می شود، تصاویر، تاثیرگذارتر از زمانی باشد که ما کار را می خوانیم. اما تصور می کنم بعضی از تصاویر در اجرا هم حسی را منتقل نمی کنند؛ مانند مصراع " بهتر از هر پرده نقاشی " . ضمن این که این بیت با فضای کلی کار نیز همخوانی ندارد ."
مهدی ایوبی با اشاره به این نکته که شهیار قنبری ترانه سرای " فُرم گرایی " است توضیح داد : " شهیار قنبری به خوبی فُرم را شناخته و از آن استفاده می کند. این ویژگی گاهی حتی ترانه را از سقوط نجات می دهد. ترانه ی " عکس فوری "، 4 بند و یک ترجیع بند دارد. در هر بند ترانه سرا " چشم معشوق " را وصف کرده است و در نهایت در ترجیع بند تمام گفته ها را جمع بندی کرده و در یک بیت می گوید : " مثل پس دادن درسه / آدم از چشات می ترسه ."
صابر قدیمی درباره مساله خودشیفتگی شاعرانه که مهدی ایوبی به آن اشاره کرده بود ،گفت : " خودشیفتگی یا "خود ارجاعی " فقط در کارهای شهیار قنبری دیده نمی شود. مرحوم " حسین منزوی " نیز از این نوع ارجاع ها درکارهایش دارد. تصور می کنم مهدی ایوبی کلا با " خودشیفتگی " یا " خود ارجاعی " هر ترانه سرا یا شاعری مخالف است ."
مهدی ایوبی نیز در پاسخ گفت : " ممکن است شعرای دیگر هم در آثارشان خود ارجاعی داشته باشند، اما در آثارشهیار قنبری این مساله نمود بیشتری دارد و برای ترانه سرایِ تاثیرگذاری مثل شهیار قنبری،اتفاق خوبی نیست ."
دکتر افشین یداللهی نیز در پایان این بخش درباره تصاویر ارایه شده در ترانه " عکس فوری " گفت : " اگر بعضی از مصراع ها را کنار هم بگذاریم، کار یکدست تر می شود؛ چرا که تصاویر ارایه شده در این مصراع ها از یک جنس هستند. در مصراع های " شادی مرخصی سربازیه " ، " عکسای گمشده ی قهوه ایه " ، " حالِ خوبِ عکسای سیزده بدر " ، " مثل رفتن تا ته سررفتنه " و " شکل سررفتن و شاعر شدنه " ، فضاها به هم نزدیک تر است. ضمن این که بقیه مصراع ها به قوت این مصراع ها نیستند و همین باعث یکدست نبودن فضای کار شده است ."

پس از آغاز
در ادامه برنامه و پس از برنامه نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها، " میلاد سلطانعلی پور " پشت تریبون قرار گرفته و کار او توسط مهدی ایوبی و دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت .
پس از او کار آزاد " خانم رستمی " توسط سابیر هاکا مورد نقد قرار گرفت .هاکا درباره ی نحوه ی چینش و پشتوانه کلمات استفاده شده در شعر گفت : " نخستین نکته برای قوت بخشیدن به کار، استفاده از کلمات و ارایه تصاویری است که جایگزین نداشته باشند. به این معنی که اگر چینش کلمات صحیح بوده و هر کلمه و تصویر با پشتوانه ی محکمِ معنایی وارد شعر شده باشد، قابل تغییر و جایگزینی نیست و همین باعث قوت کار می شود. چینش کلمات باید طوری باشد که شاعر در نهایت به هدفش برسد. از طرف دیگر کار باید به مخاطب تلنگر بزند؛ تلنگری که مخاطب را شیفته شنیدن ادامه کار کند. "

ترانه و انتخاب قافیه
ترانه " آقای ساعتچی " نقد و نظرات متفاوتی را به دنبال داشت. مونا برزویی به عنوان نخستین فردی که کار را نقد می کرد گفت : " ترانه شما سریع به قافیه می رسد. این نوع ترانه ها قابلیت اجرایی دارند . کارتان در کل خوب و مورد پسند بود. "
حمیدرضا صمدی نیز درباره کار گفت : " حس کارتان را دوست داشتم. این ویژگی نقطه قوت کار است. قافیه ها خوب انتخاب شده بود ؛ اما دوگانگی زبان در کار دیده می شد. دوگانگی زبان را باید برطرف کنید. "
اما امیر توده فلاح، مخالف نظر مونا برزویی و حمیدرضا صمدی بود و درباره کار این طور نظر داد که : " ترانه دچار پراکندگی زبان است. در این ترانه کلمه هایی مانند : " آخه / کهنه درد / فجیع / قامت " در کنار هم قرار گرفته است. مخلوطی از کلمات فاخر و کلاسیک در کنار کلمات عامیانه. این ضعف بزرگی است ."
مونا برزویی پس از صحبت های علی توده فلاح گفت : " نقد شما درباره دوگانگی زبان را می پذیرم . اما منظور من این نبود که چون کار " زود به قافیه می رسد "، پس الزاما کار خوبی است. در حال حاضر برخی از آهنگسازها به دنبال کارهایی هستند که بتوانند به راحتی روی آن ملودی بگذارند. زود به قافیه رسیدن ترانه، دست آهنگساز را برای ساخت ملودی بازمی گذارد. از طرفی این که در کاری، ترانه سرا زود به قافیه برسد، کار راحتی نیست ."
برزویی ادامه داد : " با یک بازبینی، ترانه مورد بحث می تواند به ترانه خوبی تبدیل شود که مورد پسند و سلیقه آهنگساز هم هست. علاوه بر این که ترانه سرا، نگاه خودش را داشته و برای نوشتن از کسی تقلید نکرده است."

این ایده آل نیست
علیرضا سلیمانی پس از خوانده شدن یکی از ترانه هایی که نقد و نظرات متفاوتی را در پی داشت گفت : " ممکن است ترانه ای با تمام نقطه ضعف هایی که دارد، ملودی برایش ساخته شده و اجرا هم بشود و پس از اجرا هم با اقبال عمومی روبرو شود. اما ترانه " ایده آلی " که ما از آن صحبت می کنیم،نباشد. یکی از اشتباهات بزرگ، اجرا شدن ترانه هایی است که با وجود نقاط ضعفی که دارند، وارد بازار موسیقی و ترانه می شوند و همین باعث افت کیفی بازار موسیقی و ترانه می شود. من می توانم شبیه این ترانه ها را بنویسم؛ فقط کافی است یک ربع زمان داشته باشم. "
دکتر افشین یداللهی پس از صحبت های سلیمانی گفت : این کار امکان پذیر است. شده من هم در همین مدت زمان ترانه ای بنویسم. بد نیست به عنوان تجربه ، شما هم این کار را انجام دهید ؛ به شرطی که از کارهای قبلی تان کمک نگیرید." ( گزارش کامل این بخش را در پُست بعدی صفحه خانه ترانه بخوانید. )

به حرمت همکار
برنامه ترانه خوانی با قرار گرفتن عاطفه خداداد پشت تریبون ادامه پیدا کرد. اما خداداد قبل از خواندن ترانه اش از دکتر یداللهی اجازه خواست تا درباره مساله ای که برای یکی از ترانه هایش اتفاق افتاده صحبت کند. خداداد صحبت هایش را این طور شروع کرد که : " دیشب ترانه ای با عنوان " دنیا تو ول کردی " ، روی خروجی بسیاری از سایت ها قرار گرفت. این ترانه بدون نام من به عنوان ترانه سرا و بدون هیچ گونه توافقی با من ، اجرا و روی فضای مجازی قرار گرفت . "
او ادامه داد : " وقتی با افرادی که این کار را انجام داده بودند، تماس گرفتم، منکر این شدند که من اصلا به آنها ترانه ای داده ام! من هم آمدم این جا، تا از این تنها تریبونی که برای ترانه سراها وجود دارد، به شرایط پیش آمده اعتراض کنم ."
دکتر افشین یداللهی از خداداد پرسید : " ترانه را با کسی واگذار کرده و با شما تسویه حساب شده است ؟ "
خداداد در پاسخ گفت : " بله ترانه را به آقای نیازی داده ام اما با من تسویه نشده است ."
دکتر افشین یداللهی از خداداد پرسید : " چه افرادی ترانه شما را به شکلی که شرح دادید، روی فضای مجازی قرار داده اند ؟ "
خداداد پاسخ داد : " فرزان و اشکان ملک زاده ."
دکتر افشین یداللهی درباره راه کارهای رفع مشکلاتی از این دست گفت : " برای اطلاع رسانی درباره مشکل پیش آمده، می توانید به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه بنویسید و نام افرادی را که این کار را انجام داده اند، بگویید. از طرفی وقتی ترانه شما به شیوه ای که نباید، اجرا می شود؛ می توانید ترانه را برای اجرا در اختیار چند نفر قرار بدهید تا از تاثیر کاری که ترانه شما را بی اجازه اجرا کرده اند؛ کاسته شود. "
دکتر افشین یداللهی درباره پیگیری وضعیت ترانه های ارایه شده به آهنگسازان برای اجرا گفت : " تکلیف ترانه یا ترانه هایی را که برای اجرا به فرد یا افراد مختلف می دهید، خیلی زود مشخص کنید. ترانه های تان را بلاتکلیف در اختیار افراد نگذارید. از طرفی اگر ترانه های شما به مدت طولانی دست کسی باشد، ممکن است بعد از چند وقت و پس از این که ترانه شما بارها در محافل مختلف شنیده شد، به این دلیل که ترانه را دیگر نمی خواهند،آن را پس بدهند. در این شرایط نیز ترانه سوخته است."
دکتر افشین یداللهی ادامه داد : " قبلا هم مواردی مثل اتفاقی که برای ترانه شما افتاده است، وجود داشته و در خانه ترانه مطرح شده است.با عنوان شدن مساله در خانه ترانه ،در مواردی، مشکل هم برطرف شده است. این جا دادگاه نیست؛ اما این مسایل این جا، در خانه ترانه مطرح می شود تا هر فردی که توضیحی در این باره دارد، در خانه ترانه حاضر شده و درباره موضوع صحبت کند. "
دکتر افشین یداللهی در پایان درباره ضرورت قطع همکاری با افرادی که دست به چنین رفتار نادرستی می زنند گفت :" ترانه سراها نباید با افرادی که مرتکب چنین رفتارهایی می شوند، همکاری کنند تا حرمت همکار، ترانه و اصلا کار هنری، حفظ شود."
عاطفه خداداد، پیش از خواندن ترانه اش گفت : " در فضای مجازی، صفحه ای به نام " سرقت ادبی ممنوع " باز کرده ام تا با حمایت و حضور ترانه سرایان در این صفحه و عنوان کردن اتفاقاتی از این دست،دیگر شاهد تکرار این مسایل نباشیم."

در پایان
محمد رضا شیرزاد نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت و ترانه او توسط صابر قدیمی و علی توده فلاح مورد نقد قرار گرفت. ترانه پویان بوترابی نیز توسط علیرضا سلیمانی، ترانه مرجان گل آرایی توسط مونا برزویی و چهارپاره عمران میری نیز توسط علی توده فلاح ، مهدی ایوبی و صابر قدیمی موردنقد و بررسی قرار گرفت .
کار سابیر هاکا نیز توسط آقای صادقی و عمران میری و کار علی توده فلاح نیز توسط مونا برزویی مورد نقد قرار گرفت.
در پایان نیز ترانه های آقای فردوسی، آقای حقیقی، محسن کاویانی از قم ، مونا برزویی ، عزیز عباسی، خلیل جوادی، پیام پولاد، الهام صداقتی و آقای فرید زاده بدون نقد شنیده شد.

عکسی از جلسه 24 آذر ماه

مونا برزویی

 

خلیل جوادی

 

علی توده فلاح

عمران میری

 

فرهاد فریدزاده

پویان بوترابی

محمدرضاشیرزاد

 

مرجان گل آرایی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 0:36  توسط گروه نویسندگان  | 
ساعتی برای نقد
انتشار هر آلبوم، یعنی معطوف شدن چند میلیون نگاه ، نقد و نظر مثبت و منفی و البته کارشناسانه و غیر کارشناسانه به سوی دست پخت گروهی که تصمیم گرفته اند خوراک جدیدی را برای مخاطب این روزهای ما تدارک ببینند. این " دیده شدن " البته برای همه آلبوم ها و هر کار هنری دیگری اتفاق نمی افتد. بعضی کارها، بی سرو صدا کنار ویترین مغازه ها می نشنند و خاک می خورند و همان هفته های اول فراموش می شوند. بعضی دیگر اما، تا هفته ها و ماه ها زیر نگاه تیز منتقدین قرار می گیرند. گروه دوم هر چند ممکن است مورد اصابت چند ترکش غیرمنصفانه هم قرار بگیرند، اما به هر حال دیده شده اند و این " دیده شدن " می تواند نقطه آغازی دیگر برای گروه باشد.
آلبوم ساعت فراموشی، آخرین کار رضا یزدانی ، یکی از آلبوم هایی است که نقد و نظرهای متفاوتی را برانگیخته است. پنج شنبه 19 آبان ماه؛ برنامه ویژه خانه ترانه به مدیریت دکتر افشین یداللهی که هر پنج شنبه در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود، به نقد آلبوم مذکور با حضور جمعی از ترانه سرایان و تهیه کننده کار اختصاص داشت. آن چه در پی می خوانید ، گزارشی است از این برنامه .

سرآغاز
" رضا یزدانی یکی از متفاوت ترین چهره های موسیقی حال حاضر ما است که در آثارش، پرداختن به دغدغه های فرهنگی و اجتماعی نمود بارزی دارد. این دغدغه حتی در انتخاب برخی از ترانه های عاشقانه نیز دیده می شود."
صابر قدیمی پس از این توضیح درباره رضا یزدانی صحبت هایش را این طور آغاز کرد که : " ساعت فراموشی ، پنجمین آلبوم رضا یزدانی پس از " شهر دل" ، " پرنده بی پرنده " ، "هیس " و " ساعت 25 شب " است. ساخته های او به ویژه 3 آلبوم آخر او، جزو معدود آثار مدرن از حیث جهان بینی موجود در ترانه ها، استفاده از ابزارهای زبانی و البته موسیقی است. از طرفی با توجه به فرایند پیچیده و سختی که مسوولین برای صدور مجوز یک آلبوم دارند، معتقدم " ساعت فراموشی " اثری موفق و نه البته عاری از ایراد است که توانسته نه تنها بین طرفداران قشر خاص این خواننده که توجه درصد قابل توجهی از شنوندگان عام را نیز به خود جلب کند ."
او ادامه داد : " تعداد قطعات آلبوم ( 14 قطعه ) و مدت زمان آن ( 78 دقیقه ) از نکاتی است که می تواند دو نظر را به دنبال داشته باشد. از نظر طرفداران، این دو مساله، شاخصی برای ارزش گذاری و سنگ تمام گذاشتن برای مخاطب تلقی می شود .در حالی که منتقدان ؛ این تعداد قطعه و مدت زمان آن را خروج از شکل طبیعی یک آلبوم و اطناب ، مجموعه می دانند. نقدی که بی تردید نباید از دید رضا یزدانی، دور بماند.
قطعات در بوته نقد
پس از این مقدمه، صابر قدیمی، نقد و بررسی تک تک قطعات آلبوم را آغاز کرد. نخستین ترانه ای که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، ترانه " تیمارستان " سرکاستی آلبوم بود. صابر قدیمی در نقد این قطعه گفت: " ترانه تیمارستان به عنوان سرکاستی ، از منظر سوژه و پرداخت، اثر قابل تقدیری است؛ به ویژه این که اجرا در متن رضا یزدانی در بخش هایی از این اثر، بر کیفیت آن افزوده و مفهوم را برای مخاطب باورپذیرتر کرده است.علاوه بر این که ترجیع بند به ساختار کلی کار کمک کرده و به صورت نخی نامرئی، ارتباط بین ابیات را حفظ کرده است. تنظیم کار نیز به تاثیر ترانه افزوده است. "
او صحبت هایش را درباره دیگر قطعات آلبوم این طور ادامه داد که : " شاخص ترین عنصر در ترانه " بانوی من " ملودی آن است. در این ترانه هرچند با ایراد قافیه روبرو هستیم، اما این به دلیل تغییر ایجاد شده در اجراست. از طرفی در 2 جا، تعابیر ترانه بیشتر ذهنی است تا عینی. ایراد تلفیقی نیز در کار دیده می شود و آن اشتباه شنیده شدن کلمه " حوا " است. این ترانه اثر اپیزودیکی است که در هر اپیزود با تعابیر جدید مواجه هستیم. اشعار اندیشه فولادوند، اکثرا دچار پیچیدگی خاصی است. در ترانه " حرف های شخصی " نیز این پرداخت وجود دارد. این ترانه، خط سیر استوار و کلاسیک ندارد. اما در بین مضامین و تصاویر در عین بی نظمی، نظمی مستتر دیده می شود. ترانه البته با مشکلات ساختاری روبرو است که از آن جمله می توان به قافیه کردن دو کلمه اشاره کرد. هر چند بیت شاخصی مانند بیت " دیگه یا زنگی یا که نه، رومی رومی/ خسته ام از این تعادل ، این تعادل عمومی " نیز در کار دیده می شود."
قدیمی با اشاره به این نکته که این روزها با موج نویی از شعرها، با عنوان ترانه های " کافه ای " روبرو هستیم، درباره ترانه " کافه بهشت " گفت : این ترانه، موفق است. کار ساده اما سرشار از آرایه هایی که با حس آمیزی همراه است. اما نقدی نیز بر آن وارد است و آن استفاده از کلمه " حوا " با کارکرد تکراری به فاصله یک بیت است. "
صابر قدیمی در ادامه نقد قطعات این طور ادامه داد : " کارتن خواب، یکی از ترانه های اجتماعی موفق سال های اخیر است. مولف بدون شعار و تکلف، قطعات را به صورت پازل کنار هم قرار داده است. تصاویر به قدری خوب بیان می شود که به نظر می رسد ترانه سرا خود مدتی کارتن خواب بوده است! مطلع کار گیرا و تاثیرگذار است و استفاده از برخی از قیدها و پارادوکس های کلامی، به زیبایی اثر افزوده است. "ترانه " بدون تو هیچم " ، از تکنیک هایی مانند موازنه، تناسب، تضاد و.. بهره برده است و همین ترانه را سرشار از شاعرانگی کرده است. از دیگر نقاط قوت کار می توان به پُل های مناسب مولف باری رسیدن به ترجیع بند، اشاره کرد. " کافه رویا " ترانه ای است برای افرادی که با خاطرات شان در کافه زندگی می کنند. افرادی که درگیر فلاش بک های زندگی هستند. نکته ای که در ترجیع بند کار نیز به آن اشاره شده است. اگرچه برخی ایرادها در ترانه وجود دارد، اما ایهام تناسب موجود در بیت " یکی گیج بیت شاملو ..." به خوبی دیده شده و باعث زیبایی اثر شده است. در قطعه هشتم آلبوم ، ما با رضا یزدانی ترانه سرا روبرو می شویم. در این کار، ملودی و پایان بندی نقاط قوت کارا محسوب می شوند. هرچند ایرادی مانند " نمی تابی ، یخه عمرم " نیز در کار دیده می شود. "
قدیمی نقد ترانه " سینما " را به این مقدمه آغاز کرد که : " برخی از منتقدان معتقدند آثاری که دارای " پیش فرض " بوده و هدف از سروده آنها، استفاده از کلمات و مضامین قراردادی است، شاعرانگی کمتری دارند. علت آن هم این است که هدف اصلی مولف، برقراری ارتباط بین عناصر پیش فرض است. این مساله باعث ایجاد محدودیت های اجتناب ناپذیری برای مولف می شود. ترانه " سینما " نیز جزو همین گروه از آثار، یعنی آثار مقید به پیش فرض قرار می گیرد. اما حسن علیشیری در اغلب ابیات توانسته ارتباط محکمی بین اسامی فیلم ها و اشخص برقرار کند. از سوی دیگر ترانه، یادآور خاطرا ت تلخ و شیرین بوده و بار نوستالژیک آن مورد پسند مخاطب است. اما ترانه " آدم یه جاهایی رو مجبوره " ، عاشقانه ای با فضا و مضمونی متفاوت و پرداختی محکم است. تصاویر در مواردی ساده اما سرشار از شاعرانگی است. هرچند یک مصراع می توانست پرداخت بهتری داشته باشد.
2 ترانه تلفیقی آلبوم یعنی " ساعتارو به عقب برگردون " و "چمدون " ، نقد و نظرهای متفاوتی را در پی داشت. صابر قدیمی در نقد ترانه نخست گفت : " این ترانه که پیش از این در آلبوم " خاص " نیز حضور داشت، این سوال را به ذهن متبادر می کند که آیا می توان ارتباطی بین مخاطبین این دو اثر پیدا کرد؟ هر یک از ترانه ها، نکات مثبتی دارند اما آیا در کنار هم نیز می توانند نقاط قوت شان را نمایان کنند؟ اما درباره ترانه تلفیقی دوم یعنی " چمدون " ، قضیه کمی فرق می کند. در این ترانه تلفیقی، به سختی می توان رابطه ای بین دو ترانه که با یکدیگر تلفیق شده اند، یافت. چون هر یک از این ترانه ها، جهان بینی، تالیف و تصاویر و حتی دایره واژگانی مستقلی دارند. صرف تشابه انتهای ترانه نخست با ابتدای ترانه دوم، نمی تواند دلیلی برای تلفیق دو اثر باشد. اما به هر حال می توان این تلفیق ها را نوعی جسارت دانست که می تواند منجر به اتفاقات مثبت در آینده شود. "ببار برایم "، تجربه موفق و قابل احترامی در زمینه کار سپید است. استفاده از گیتار فلامینکو، به زیبایی اثر افزوده است . ضمن اینکه کلام نیز متفاوت و خاص است. " چرا یادم نمی یاد " نیز مطلع خوبی دارد. آهنگسازی بر گنگ و وهم آلود بودن عمدی ترانه اثر مثبت داشته است. هر چند در یک بیت نیز نمی توان تفاوت زبانی بین چند کلمه را نادیده گرفت. اما در مجموع ترانه و ملودی توانسته به خوبی کنار هم بنشیند. در پایان معتقدم کار به لحاظ کلام، موسیقی و تنظیم شرایط توانسته به موفقیت نسبی دست یابد. "
پس از نقد و نظرات، " مهدی ایوبی " ترانه سرای " کارتن خواب"، ترانه اش را خوانده و نقد و نظرهای کوتاه دیگران را نیز شنید.بعد از آن نیز یکی دیگر از کارهایش در این آلبوم را خواند.

ترانه باید راه حل بدهد
برنامه نقد ، با پرسش دکتر افشین یداللهی، مجری و مدیر خانه ترانه از " حسینی" ( مدیر بخش ارزیابی و نقد واحد موسیقی صدا و سیما ) ادامه یافت. دکتر یداللهی با این طرح این پرسش که : " نظرتان درباره ترانه کارتن خواب که کاری اجتماعی است، چیست؟ این قبیل آثار قابل پخش در رسانه هستند یا خیر؟ " نظر حسینی را جویا شدند که در پاسخ به این پرسش حسینی گفت :" کار به لحاظ فنی خوب است اما برای من دو پرسش مطرح می شود. نخست اینکه شنیدن این تن نرانه چه نتیجه ای را در پی خواهد داشت؟ دوما ، مردم نیز مانند شما ترانه سراها، وقایع را می بینند. با این تفاوت که شما این وقایع را شاعرانه توصیف می کنید. این کار، پاسخگوی کدامیک از دغدغه های شنونده ها است ؟ "
دکتر یداللهی نیز در مقابل پرسش های مطرح شده، سوالی را مطرح کرد و آن این که : " یعنی به نظر شما این ترانه و ترانه های مشابه آن به هیچ وجه دغدغه خاصی ندارند ؟ مساله ای را بیان نمی کنند؟ "
حسینی پرسش دکتر یداللهی را با سه پرسش دیگر پاسخ داده و گفت : " ترانه به پرسش هایی چون، اگر ما جای فرد کارتن خوب بودیم چه می شد؟ سهم این فرد از دنیا چیست ؟ مساله کارتن خوابی خوب است یا بد و چه طور می توان آن را برطرف کرد؟ جواب نمی دهد. به مساله نگاه کرده و رد می شود. "
دکتر یداللهی نیز در پاسخ به سوالات مطرح شده توضیح داد :" ترانه سرا، معضل " کارتن خوابی " را با زبان شعر بیان کرده است. مساله ای که بسیاری آن را می بینند و از کنارش ر می شوند و شاید برای شان عادی هم شده است. شاعر با نگاه شاعرانه ای که دارد و سپس همراه شدن موسیقی و خوانش با حرف او، موضوع را مطرح می کند تا توجه مردم را بیشتر به مساله جلب کند. همه ما می دانیم که باید برای افراد کارتن خواب چه کار باید کرد. مهم این است که ترانه سرا، مشکل را با بار عاطفی- احساسی برجسته و مطرح می کند تا هر فرد به فراخور جایگاه و روحیه اش با مساله ارتباط برقرار کرده و به فکر چاره بیفتد. این به نظر شما کارکرد مناسب یک اثر هنری نیست ؟ "
حسینی نیز به دنبال توضیحات دکتر یداللهی گفت : " مساله، ترحم انگیز بیان شده است. بار حسی قضیه زیاد است. مساله رها شده است. ترانه سرا باید بعد از توصیف مشکل، آرزو می کرد، امید می داد یا تصویر امیدبخشی در پایان ارایه می کرد."
روزبه آزادی در پاسخ به صحبت های حسینی به این نکته اشاره کرد که : " وظیفه هنر، ارایه راهکار نیست. امید دادن نیست. البته شاید بتواند این کارها را هم انجام بدهد، اما مهم ، بیان کردن معضل و مساله است.هنر راهکاری برای بیان مشکلات است نه ارایه راهکار ."
تنفس دوم
حسن علیشیری، دیگر ترانه سرای آلبوم ساعت فراموشی، پیش از خواندن دو ترانه اش یعنی " کافه بهشت " و " سینما" توضیح داد : " معتقدم سبکی که در حال حاضر یزدانی را با آن می شناسند، سبکی است که از همکاری او با یغما گلرویی شکل گرفته است. از نمونه های شاخص این همکاری نیز می توان به " لاله زار " ، " کوچه ملی " و " شمال " اشاره کرد. آثاری که در خاطره موسیقی حال حاضر ما جای گرفته است ."
پس از ترانه خوانی حسن علیشیری، زهرا عاملی به این نکته اشاره کرد که : " خوشحالم که بخش اعظمی از ترانه های آلبوم، متعلق به ترانه سرایان خانه ترانه است. معتقدم ترانه سرایان حاضر در خانه ترانه ، همواره حرفی برای گفتن داشته اند و یک سرو گردن بالاتر از بقیه قرار گرفته اند ."
عاملی صحبت هایش را این طور پایان داد که : " رضا یزدانی، مولف است. به همین دلیل به ترانه سرا می گوید که چه طور بنویسد تا با موسیقی و لحن خوانش او همخوانی داشته باشد. به همین دلیل شاید به نظر برسد ترانه های آلبوم، شبیه به آثار یغما گلرویی است ."
نقد دوم
ابراهیم اسماعیلی منتقد بعدی بود که صحبت هایش را این طور آغاز کرد که : " فارغ از پسند و سلیقه، آلبوم ساعت فراموشی، آلبوم جدی و قابل دفاعی است. در روزگار ترک های 2 دقیقه ای، قطعات آلبوم ساعت فراموشی طولانی است اما اطناب ندارد. انتشار 78 دقیقه موسیقی از گونه ای که با عادت های مردم سال 90 ایران سنخیت چندانی ندارد، نشان می دهد گروه، دغدغه های جدی تر از پول ، شهرت و... داشته اند.
او ادامه داد : " ساعت فراموشی آلبوم ملودی محور است. اما با این تبصره که اولا ملودی ها متنوع نیستند و دوما توجه به ملودی و تنظیم به هیچ وجه باعث غفلت از کلان نشده است. البته این به این معنی نیست که همه ترانه های آلبوم، بی نقص است. از طرفی به نظر می رسد برخی ترانه ها شانس بهتری داشته اند؛ چرا که کلام شان باعث شده تا ملودی بهتری در ذهن رضا یزدانی شکل بگیرد و او هم به واسطه همان ملودی، ترانه را انتخاب کرده است ."
اسماعیلی درباره فضای کلی کار گفت : " ساعت فراموشی در فضایی کاملا تجری و کارگاهی تولید شده است. چون در بیشتر قطعات آن می توان پیشنهادهای کمرنگ و پررنگی را شنید. البته یادمان باشد همواره جریان های نو، از همین تجربه جان می گیرند. آلبوم بخشی از موفقیت اش را مرهون چینش خوب قطعات ، با توجه به تعداد و زمان طولانی آن است. علاوه بر این که دراین چینش، هویت آثار نیز به جای خود باقی است و هر اثر هویت خود را معرفی و از آن دفاع کرده است ."
اسماعیلی نقد خود را با نگاهی کلی به مجموعه آثار ادامه داد و گفت : " ترانه سرکاستی یعنی تیمارستان، تکلیف مخاطب را با آلبوم مشخص می کند. این که آیا می خواهد با آلبوم همراهی کند یا نه ؟ " بانوی من " با توجه به اورتور عاشقانه ای که دارد، شنونده ایرانی را دعوت به حوصله کردن و شنیدن آلبوم می کند. " حرف های شخصی" پر از پیشنهادهایی است که به مدد ملودی و تنظیم خوب، به خوبی هم شنیده می شود. " کافه بهشت" هم کارکرید از جنس قطعه دوم آلبوم دارد و کمک می کند تا مخاطب برای ادامه همراهی با آلبوم، نفسی تازه کند. ترانه " کارتن خواب " ، آشناترین قالبی است که تاکنون از ترانه سرا شنیده ایم؛ یعنی گزارش. در این اثر ترانه سرا به شکل روایت، نزدیک تر شده است. در ترانه " بدون تو هیچم " به نظر می رسد خیلی از مسایلی که قرار بوده " هیچ " باشد، " همه " است! به نظرتان چه طور " تیزی روی رگ، هیچ است؟ اما با همه این احوالات، ترجیع بند خوب جواب داده و هارمونی ترانه نیز خوب حفظ شده است. ترانه "کافه رویا " بار دیگر فرصت کافه نشینی و تنفس را برای مخاطب فراهم می کند ودر ترانه " وقتی تو رفتی " ، اثر جاندار شروع می شود اما در ادامه ماجرا، هر چند کم مایه و بی جان نیست، اما قدرت اولیه را هم ندارد. ترانه " سینما " برای مخاطبی که قرار است به اندیشیدن واداشته شود، مناسب است. در ترانه " آدم یا جاهایی رو مجبوره " ، با وجود بلند تر شدن وزن، موسیقی ثابت نمانده است. حضور این ترانه در نقطه از آلبوم؛ به خوبی جواب داده است و این به همان چینش مناسب آلبوم باز می گردد ."
او صحبت هایش را با نقد ترانه های پایانی آلبوم به پایان رساند و گفت : " ترانه های یازدهم و دوازدهم آلبوم ، هر یک حاصل تجربه مشترک دو ترانه سرا است. فضاها درهر یک از این دو اثر خوب به هم بافته شده است و قطعه دو پاره نیست . قطعه سیزدهم آلبوم از جسورانه ترین کارهای این مجموعه است. این قطعه مخاطب را به سمت شنیدن سطرهای سپید شاعرانه و آهنگسازان را به شنیدن تفاوت در ریتم و ملودی دعوت می کند. ترانه پایانی آلبوم، پایانی شاد را رقم می زند. منظور از " پایان شاد " ، پایان بندی شاد در محتوا نیست؛ بلکه شکل موسیقی است که برای مخاطبی که شاید کمتر حوصله شنیدن آلبوم طولانی را دارد، پایانی شاد را رقم می زند. "
حسن ختام
علی اوجی ، تهیه کننده آلبوم " ساعت فراموشی " ، پس ا ز قرار گرفتن پشت تریبون گفت : " به احترام شما؛ کلاهم را برمی دارم. چرا که معتقدم مهم ترین سازنده پازل یک اثر، ترانه سراهای آن هستند. برای من ترانه سرا و ترانه جایگاه ویژه ای دارد ."
پایان بخش برنامه نیز شعرخوانی " سروش دادخواه " و " حسین غیاثی " بود.

 جلسه نقد آلبوم "ساعت فراموشی"

دکتر افشین یدالهی

صابرقدیمی

مهدی ایوبی

حسن علیشیری

علی توده فلاح

علی اوجی ـ تهیه کننده آلبوم " ساعت فراموشی "

هما سعادت

محمد وحید پور

 

 

عکس : مسعود خامسی پور

گزارشگر:مهتاب خسروشاهی

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 20:14  توسط گروه نویسندگان  | 
جلسه ی این هفته ی "خانه ترانه" (پنجشنبه 17 آذر 90 ) برگزار نمی شود،
از هفته ی آینده ( 24 آذر 90 ) جلسه بر طبق روال معمول ادامه خواهد داشت،
لطفاً به سایر دوستان نیز اطلاع رسانی کنید.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 21:56  توسط گروه نویسندگان  | 
یادواره شعر عاشورایی در خانه ترانه
نشست خانه ترانه که پنج شنبه هر هفته از ساعت 30/13 تا 17 به مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود، پنج شنبه گذشته، 10 آذرماه 90، میزبان برگزاری ویژه برنامه " یادواره شعر عاشورایی " بود.
خبر برگزاری این برنامه پیش از این روی خروجی بسیاری از خبرگزاری ها قرار گرفته بود.
• مقدمه متفاوت
این بخش با ترانه خوانی " علی پناهی " و " غفوری " آغاز شد. ترانه این افراد توسط حمید صمدی، هما سعادت ، علیرضا سلیمانی و دکتر سید مهدی موسوی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. پس از آن " حامد جلیلی" و " هما سعادت " ترانه های شان را خوانده و نقد و نظرات دکتر سید مهدی موسوی، مهدی ایوبی را درباره کارهای شان شنیدند.
" دکتر مرتضی مجدفر " ، روزنامه نگار، مترجم و سردبیر برخی از مجلات رشد، پیش از ترانه خوانی، صحبت هایش را با معرفی ضمیمه ای با عنوان " ترانه " آغاز کرد. او درباره انتشار این ضمیمه توضیح داد : " 53 سال پیش، در تبریز، ضمیمه ای که بخشی از آن به موضوع ترانه می پرداخت، همراه یکی از روزنامه ها منتشر می شد. افرادی که این ضمیمه را منتشر می کردند، اکنون از روزنامه نگاران و نویسندگان شاخص هستند. این ضمیمه با تیراژی برابر 1200 نسخه منتشر می شد. " مهدی ایوبی نیز اشاره کرد : " تاریخ انتشار این ضمیمه به 10 سال قبل از آغاز دوران ترانه نو ایران باز می گردد . "
دکتر مجدفر با خواندن یک غزل به زبان آذری همراه با ترجمه آن و معرفی دو مجموعه از کارهایش شامل گردآوری مجموعه اشعار زنده یاد " عمران صلاحی " و ترجمه کتابی با عنوان " ماهنی های عاشقانه " صحبت هایش را پایان دارد. پس از او نیز کار " حمید صمدی " توسط مهدی ایوبی و هما سعادت، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
• ترانه در محرم
کمی مانده به نیمه های جلسه، ویژه برنامه " یادواره شعر عاشورایی " آغاز شد.
" سپیده امینی " نخستین ترانه سرایی بود که برای این بخش پشت تریبون قرار گرفت. ترانه ی امینی توسط " دکتر افشین یداللهی " مورد نقد قرار قرار گرفت . دکتر یداللهی در نقد کار او گفت : " استفاده از برخی تعابیر، کمی مفهوم را بلاتکلیف می گذارد. در بعضی موارد نیز در ذهن مخاطب سوالاتی ایجاد می کند مبنی بر این که اصلا منظور ترانه سرا برای استفاده از این تعبیر چه بوده است ؟ و زمانی که نتواند پاسخی برای آن بیابد، با کار ارتباط برقرار نمی کند. مثلا در مصراع " دل واسه موندن نداریم، پَر داریم و تن نداریم " ، به درستی رابطه بین " پَر داشتن و تن نداشتن " معلوم نیست. می توان از آن تعابیری مختلفی داشت، اما مفهوم بلا تکلیف است ."
دکتر یداللهی صحبت هایش را این طور ادامه داد : " استفاده از شاخص های متعدد یک واقعه برای خلق یک اثر، باعث می شود ترانه سرا برای جمع بندی و به سرانجام رساندن کار، نتواند موفق عمل کند."
او در ادامه درباره استفاده از برخی تشبیهات و تعابیر نامناسب برای توصیف عظمت و بزرگی معصومین یا شرح یک واقعه مذهبی گفت : " برای توصیف بزرگی و عظمت معصوم، باید از صفت ها و توصیف های مناسب استفاده کرد. منکر جایگاه ممصومین نیستیم، اما استفاده ترانه سرا یا شاعر از برخی صفت برای کوچک کردن خودش در مقابل معصوم ، درست نیست. استفاده از صفت ها، تعبیر ها و تصویر های نادرست، نه تنها احترام گذاشتن به معصوم و توجه به عظمت و بزرگی او نیست، بلکه در مواردی باعث توهین به معصوم است. بنابراین باید در انتخاب صفات و کلمات دقیق بود. "
مهدی ایوبی در ادامه صحبت های دکتر افشین یداللهی گفت : " یکی از مسایلی که گفتن و شنیدن از واقعه عاشورا را سخت می کند، خاطره جمعی ما از تاسوعا و عاشورا و ماه محرم است. هر یک از ما به قدر سن مان از این واقعه و مسایل مربوط به آن خاطره داریم. من به شخصه توقع دارم در هر کار عاشورایی که می شنوم، همه نکات به درستی بیان شده باشد . در غیر این صورت با کار ارتباط برقرار نمی کنم."
آقای " بامداد " نیز در مقایسه بین آثار مناسبتی و غیر مناسبتی ترانه سراها معتقد بود : " بارها دیده شده ترانه سراها و شاعران مطرح و موفق در زمینه کاری خودشان، با ورود به فضای کارهای مناسبتی، دچار افت کیفی شده اند . شاید " کوشش " بیش از حد برای سرودن کار مناسبتی ، باعث افت کیفی و تفاوت بارز بین آثار مناسبتی و غیر مناسبتی یک شاعر یا ترانه سرا می شود؛ تا حدی که گاهی ما دیگر امضای را شاعر یا ترانه سرا را در کار نمی بینیم. "
او ادامه داد : " این اتفاق خوب نیست. اتفاقا کارهای مناسبتی باید بهتر از کارهای ژانر ویژه خود شاعر یا ترانه سرا باشد تا مخاطب به سمت شنیدن آثار مناسبتی جذب شود ."
پس از " سپیده امینی "، " محسن رضوانی " و " سید محسن شاه محمد دوست " آثار عاشورایی شان را خوانده و از نقد و نظر " دکتر سید مهدی موسوی " و " دکتر افشین یداللهی " آگاه شدند.
• غزل، رباعی و ترانه برای محرم
پیش از شروع این بخش، دکتر افشین یداللهی توضیح داد که : " پس از شنیدن همه آثار و قرار گرفتن در فضای آثار خوانده شده، به بررسی فضای کلی اشعار آیینی خواهیم پرداخت . " با این توضیح که مورد توافق جمع نیز قرار گرفت، " مهدی ایوبی " پشت تریبون حاضر شد و کار عاشورایی اش را خواند.
پس از او " دکتر اللهیاری " با اثری به نام " هفتاد و دو رباعی عاشورایی " ، " علیرضا بدیع " ، " عزیز عباسی " ، " نور قربانی " ، " طاهره کوپالی ( از رشت ) ، " محمد مهدی پور " ، " محمد حسینی مقدم " ، " صابر قدیمی " ، " یلدا انگالی " ، " حجت نعمتی " و " محسن عاصی " ( از اصفهان ) به ترتیب پشت تریبون حاضر شده و آثار عاشورایی شان را خواندند. از اغلب ترانه سرایان ، دو کار آیینی شنیده شد.
پایان بخش ویژه برنامه " یادواره شعر عاشورایی" خانه ترانه در بخش شعر خوانی، شنیدن 2 کار از" فاطمه اختصاری " 3 کار از " دکتر سید مهدی موسوی " بود.

• متفاوت و زیبا بنگریم
در این بخش ابتدا " دکتر سید مهدی موسوی " با اشاره به " تکراری بودن " بسیاری از ترانه ها و اشعار چه به لحاظ مفهوم و چه پرداخت به مضمون و یا حتی استفاده از برخی کلمه ها و قافیه ها بحث را آغاز کرد : " با یک مثال شروع می کنم. در برخی از جشنواره ها مثلا جشنواره " امام رضا ( ع) " آثاری دیده می شود که از قافیه های تکراری مثل " آهوها " و " پرستوها " و یا از تصاویر و ارجاع های تاریخی تکرای استفاده شده است. این نشان می دهد آثار چه به لحاظ مفهوم و چه پرداخت، به تکرار افتاده اند ."
او صحبت هایش را این طور ادامه داد که : " اما برخی دیگر نیز تلاش شان برای ارایه آثارموفق ، بی نتیجه نمانده است. این افراد توانسته اند به گنجینه شعر آیینی، مفاهیم و فضاهای تازه ای اضافه کنند. مثلا برای روایت، در جایگاه " اول شخص " قرار گرفته و احساسات و عواطف شان را درباره واقعه عاشورا از این زاویه بیان کرده اند. در واقع به جای استفاده از دوربین برای روایت یک واقعه ، " راوی " می شوند و اتفاقات را به شکلی نو و دیدگاهی تازه، روایت می کنند. "
دکتر سید مهدی موسوی صحبت هایش را با اشاره به گروه سوم ادامه می دهد و می گوید : " گاهی هم از آن سوی بام می افتیم. به این معنی که در شعرها و ترانه های مذهبی، چه آنهایی که وجه شعر بودن شان بیشتر است و چه آنهایی که بیشتر برای مداحی استفاده می شوند، گاهی تعابیری استفاده می شود که مناسب نیست. استفاده از توصیف ها، الفاظ یا نگاه های عجیب و غریب نه تنها احترام به ائمه نیست، بلکه توهین به آنهاست. مثلا لبت به عناب می ماند " . این تعبیر در شان ائمه نیست. علاوه بر این که این راه جذب مخاطب نیست ."
او صحبت هایش را این طور پایان داد که : " معتقدم که روش اول و سوم، رویه های موفقی نیستند. اگر روش دوم، یعنی تغییر دیدگاه به شیوه درست را در پی بگیریم، موفق خواهیم بود. "
دکتر افشین یداللهی که پیش از این در طول برگزاری جلسه، به همین نکته یعنی تاثیر منفی استفاده از تعابیر و تصاویر غیر واقعی و نادرست برای توصیف شان ائمه اشاره کرده بود؛ در این جا به دو نکته دیگر اشاره کرده و گفت : " زبان بیان ما نیز باید مناسب و به روز باشد. مثلا استفاده از " ز " به جای " از " و " چو " به جای " مثل " ( که امروز در برخی کارها شنیدیم) در ترانه و شعر امروز مناسب نیست؛ چون زبان را قدیمی می کند. از طرفی گاهی در کنار هم قرار گرفتن بخش آخر کلمه قبل در کنار بخش اول کلمه بعد، باعث به گوش رسیدن کلمه ناخوشایند شده و ذهن مخاطب را منحرف می کند."
دکتر افشین یداللهی در پایان درباره شیوه روایت توضیح داد : " روایت مستقیم یک اتفاق- در بحث ما واقعه عاشورا – بدون شاعرانگی در کار، از اثرگذاری کار کم می کند. بنابراین باید برای توصیف روایت به وجوه شاعرانه کار نیز توجه کرد."
 
 
 
دکتر افشین یدالهی
 
 
دکتر سید مهدی موسوی
 
 
فاطمه اختصاری
 
 
مهدی ایوبی
 
 
علیرضا بدیع
 

 
صابر قدیمی
 
 
حمیدرضا صمدی
 
 
 
 
سپیده امینی
 
 
ترانه طالبی
 
 
گزارشگر و عکاس:مهتاب خسروشاهی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 21:40  توسط گروه نویسندگان  | 
 "يادواره اشعار عاشورايي" پنج شنبه 10 آذر ماه 90 در خانه ترانه برگزار مي شود. جلسات خانه ترانه که پنج‌شنبه هر هفته از ساعت 30/13 تا 17 در فرهنگسراي ارسباران ( هنر ) واقع در خيابان جلفا، نرسيده به پل سيد خندان به مديريت دکتر افشين يداللهي برگزار مي شود، اين هفته بخشي از برنامه خود را به خوانش، نقد و بررسي اشعار عاشورايي اختصاص داده است.

در اين نشست، شاعراني چون دکتر سيد مهدي موسوي، فاطمه اختصاري، محمد حسيني مقدم ، طاهره کوپالي، محسن عاصي ، حسين غياثي، حامد عسگري، صابر قديمي، مهدي قهرماني، سپيده اميني، مهدي زارعي، محمد سهرابي، احمد بابايي، سيد محمد حسيني، محسن رضواني، امير مرزبان، دکتر مرتضي مجدفر، پونه ندايي و دکتر افشين يداللهي به شعرخواني و نقد و بررسي شعر عاشورايي مي پردازند. بخش ديگر برنامه، طبق روال هر هفته به ترانه خواني و نقد ترانه حاضران در جلسه اختصاص خواهد داشت. حضور در اين نشست براي عموم علاقه مندان آزاد و رايگان است.

www.shahr.ir/

http://www.jahaneghtesad.com

www.ghatreh.com

و...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:56  توسط گروه نویسندگان  | 
پنج شنبه هفته گذشته ، 3 آذر ماه 90، خانه ترانه بار دیگر مانند هر پنج شنبه، با حضور مدیر و مجری اش، دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران ، بالاتر از پل سید خندان، خیابان جلفا، تشکیل جلسه داد. طبق روال هفته های قبل، آغازگر برنامه، نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها بود. ترانه " نیاز " شهیار قنبری موضوع نقد این هفته بود.
•ظهر تابستون در خانه ترانه
پس از خوانش ترانه توسط " مهدی ایوبی " ، نقد و نظرات با صحبت های " یغما گلرویی " درباره کار آغاز شد. گلرویی درباره این کار معتقد بود : " این ترانه از کارهای موفق شهیار قنبری است. کاری که در اوایل دهه 50 به عنوان ترانه فیلم نیز، مورد توجه قرار گرفت. "
صحبت ها با نظر " علیرضا سلیمانی " ادامه یافت . سلیمانی درباره ترانه گفت :" ترانه سرا ، حرفش را سرراست بیان کرده است. به نظرم هر وقت شهیار قنبری مستقیم و بدون استفاده از پیچیدگی های زبانی، ترانه گفته ، موفق بوده است . با آقای گلرویی موافقم که این اثر از کارهای موفق شهیار قنبری است . ضمن این که نباید موسیقی خوب این کار را نیز نادیده گرفت. "
دکتر افشین یداللهی به بیت " رنگ چشمای تو بارونو به یادم می یاره " اشاره کره و صحبت هایش را با این پرسش آغاز کرد که : " به نظرتان چه قدر تصویری که در این بیت ارایه شده، گویا است؟ " او ادامه داد : " به نظرم این بیت به اندازه " تن تو ظهر تابستونو به یادم می یاره " ، در ترانه ننشسته است . " او در توضیح دلیل نقدش به این بیت توضیح داد : " چشم، باید آبی باشد تا تصویری که ترانه سرا ارایه می کند، به مخاطب منتقل شود."
سپس دکتر افشین یداللهی با اشاره به بیت ، " تو بزرگی مث اون لحظه که بارون می زنه " گفت : " تصور می کنم استفاده از " بارون " در این بیت خوب نیست . شاید " لحظه بارون زدن " ، لحظه بزرگ و خاصی به لحاظ عاطفی، حسی و... باشد؛ اما این لحظه به قدری بزرگ نیست که تداعی کننده و مقیاسی برای سنجش بزرگی یک فرد باشد. از طرفی این حس به اندازه حس های دیگری که در بخش های دیگر ترانه آمده، در کار ننشسته است. ترانه سرا به شاخص دیگری هم برای انتقال حس ِ بزرگی به مخاطب ،نیاز دارد. با تعبیر و تفسیر می توان به حس بزرگی رسید ؛ اما در وهله اول به نظر می رسد برای برقراری ارتباط بین این دو تعبیر یعنی " لحظه بارون زدن " و " بزرگی شخص مورد نظر " ، نیازمند شاخص دیگری هستیم. "
یغما گلرویی در ادامه صحبت های دکتر یداللهی گفت : " به هر حال در هر ترانه ، لغزش هایی وجود دارد. اما نقد شما درست است. شاید ترانه سرا می توانست این مصراع را مثلا این طور کامل کند که " تو قشنگی مثِ لحظه ای که بارون می زنه " به این ترتیب تعبیرِ قابل لمس تری به مخاطب ارایه می کرد. در مصراع " تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه " ؛ این جا قید " هر لحظه " ، اضافی است. "
دکتر یداللهی پس از صحبت های یغما گلرویی، به مصراع دیگری اشاره کرده و گفت : " در مصراع " تو مثِ شادی ناز کردن یه عروسکی "، دچار دوگانگی فضا بین این این مصراع با کل کار هستیم. هر چند قبل از این نیز ترانه سرا از کلماتی مانند " شاپرکی " و " بادباکی " استفاده کرده است ، اما در مصراعی که به آن اشاره شد، به نظر می رسد ترانه برای رده سنی پایین سروده شده است. مگر آن که طرف مقابل را " عروسک" در نظر بگیریم که نوازش او این حس را ایجاد می کند. "
او صحبت هایش را این طور ادامه می دهد که : " در مصراع های " تو مثِ وسوسه ی شکار یه شاپرکی " یا " تو مثِ شوق رها کردن یه بادبادکی " و یا " تو همیشه مثِ یه قصه پر از حادثه ای " ؛ شوق کودکانه یک فرد بزرگسال به مخاطب منتقل می شود. اما مصراعی که کلمه " عروسک " در آن آورده شده است، با فضای کلی کار فاصله دارد ."
اما "مهدی ایوبی" ابتدا با اشاره به نکات مثبت کار مبنی بر این که سرودن ترانه اصطلاحا " من و تویی " به این سبک در 40 سال پیش، زیباست و ترانه هنوز هم لحظه های غافلگیر کننده دارد؛ ترانه را این طور نقد می کند که : " احساس می کنم وزنی که برای ترانه انتخاب شده ، در برخی مصراع ها دست ترانه سرا را بسته و او را مجبور به استفاده از برخی کلمه ها کرده که نیاز نبوده است. ترانه سرا دغدغه رسیدن به انتهای مصراع را داشته است. مثال واضح آن، مصراعی است که آقای گلرویی به آن اشاره کرد. در این مصراع استفاده از قید " هر لحظه " فقط برای پرکردن 3 هجا آمده است. این نشان دهنده آن است که ترانه سرا در برخی نقاط کار از عهده وزن برنیامده است. نه به این دلیل که بلد نبوده است، بلکه به دلیل وزنی که انتخاب کرده، در برخی نقاط کار، نتوانسته از کلمات مرتبط استفاده کند. در مصراع " تو مث خواب گل سرخی ؛ لطیفی مثِ خواب " ؛ ترکیب " لطیفی مثِ خواب "، حشو است ؛ چون بخش اول مصراع، هر دو تعبیر لطافت و خواب را دارد. این قضیه در مصراعی که دکتر یداللهی به آن اشاره کرد ، یعنی مصراعی که کلمه عروسک در آن هست نیز وجود دارد ؛ به ویژه این که ما این ترانه را با صدای " فریدون فروغی" می شنویم و بعضی تعابیر با صدای خواننده همخوانی ندارد."
او صحبت هایش را این طور پایان داد که : " مساله بعدی ضعیف شدن تدریجی کار از مطلع به سمت انتهای کار است. تصور می کنم مصرع " گَلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن " همان تعبیر تکراری استفاده از اطلسی است. "
منتفد بعدی " حمید صمدی " بود. او با اشاره به تلفیق موسیقی به یادماندنی " اسفندیار منفردزاده " و ترانه " شهیار قنبری " گفت : " آن چه کار را زیبا کرده و باعث شده تا همه ما از آن خاطره داشته باشیم. تاثیر این تلفیق زیباست. به همین دلیل با گذشت 40 سال از این کار، هنوز هم بسیاری از خواننده ها وسوسه بازخوانی این کار را دارند. گذشته از همه ضعف ها، اگر تلفیق کلام و موسیقی به درستی انجام شود، بسیاری از ضعف هایی که ما روی آن دست می گذاریم، برطرف می شود که در این ترانه شده است. معتقدم این ترانه رسالتش را انجام داده است."

•دوباره ترانه خوانی
پس از برنامه ، سهیل ماهیار ، آقای محمدی و مهدی اخلاقی ترانه هایشان را خواندند که کارشان توسط روزبه آزادی، حمید صمدی و علیرضا سلیمانی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
"نفیسه بالی " نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت . پس از خوانش کار، " مونا برزویی" در نقد کار گفت : " شما ترانه سرای مولفی هستی. دوربینت را همیشه جایی تنظیم می کنی که سلیقه ی تو است. از واژه های خودت برای ترانه گفتن استفاده می کنی و اینها همه نکات مثبت کار است. اما در بعضی بیت ها به نظر می رسد اگر جای مصراع ها تغییر کند، بهتر است و کار روال بهتری خواهد داشت ."
" منصوره لمسو " نیز درباره سبکِ بالی گفت : " زبان زنانه ات در کار حفظ شده است و خوشبختانه نگاه آشپزخانه ای از کارهای تو حذف شده است. اما حس زنانه به جای خود باقی است. داستان را خوب روایت می کنی اما یک نقطه ضعف داری و آن این که ترانه در عین داشتن تصویر و روایت ،در ذهن نمی ماند. شاید چون در بعضی نقاط علت و معلول ها به درستی سرجایشان نمی نشینند و توالی اتفاقات رعایت نمی شود."
دکتر یداللهی نیز در نقد کار گفت : " مفهوم ،در طول کار نوسان پیدا می کند و این ناشی از این است که مصراع ها به خوبی سرجایشان قرار نمی گیرند. این در اجرا، به کار لطمه می زند. به این معنی که مخاطب با شنیدن کار، در مطلع می ماند تا مفهوم را درک کند؛ در حالی که ترانه 2 الی 3 بیت جلو رفته است و مخاطب ابیات بعدی را از دست داده است. به همین دلیل بهتر است مطلع را با مفاهیم واضح تر شروع کرده و در ادامه در نقاطی که قابلیت تاویل و تفسیر وجود دارد، از تعابیر و تصاویر خاص استفاده کرد."

• غزل در ترانه
غزل آقای " فریدزاده " توسط مهدی قهرمانی مورد نقد قرار گرفت. قهرمانی معتقد بود غزل، مطلع قدرتمندی نداشته و در ادامه نیز اتفاقی در کار نمی افتد. اما منصوره لمسو درباره غزل خوانده شده گفت : " گاهی نقدهای ما کاملا شخصی بوده و براساس آن نیز نظریه می دهیم. این درست نیست. این که غزل باید الزاما با مطلع خاصی آغاز شود و شاه بیت غزل در همان مطلع قرار گیرد، درست نیست. شاه بیت غزل می تواند در هر نقطه ای از غزل بنشیند. اما درباره کار خوانده شده ، معتقدم، غزل، غزل قوی ای نبود. می شد از قافیه های زیباتر و نوآورانه استفاده کرد."

•سپید در ترانه
" سابیر هاکا" سپید سرایی که پیش از این نیز کارهای او را در خانه ترانه شنیده بودیم، این بار نیز با خواندن 3 کار؛ فضای خانه ترانه را به سمت نقد سپید برد.
" فروغ تاری وردی" در نقد کار هاکار گفت : " به نظرم توان شما بیشتر از نوشتن کارهایی است که به اصطلاح از نقطه A به B و سپس به C می رسند، باشد. این کارها، کارهای بد نیستند، اما به نظرم شما بهتر از این می توانید بنویسید. کارهایی که به این شکل نوشته می شوند، بعداز مدتی مورد علاقه خود نویسنده هم نخواهند بود."
هاکا نیز در پاسخ توضیح داد : " اول به این نکته اشاره کنم که " احمد شاملو " الگوی من است. این را گفتم تا سو تعبیر از حرفی که می زنم،نشود. اما شاملو، روزی همه کتاب هایش را جمع آوری کرد.این نشان دهنده پختگی او بود. این مساله صد درصد برای هم شاعری اتفاق می افتد. اگر نیفتد، شاعر ساکن و بی تغییر مانده است. مرده است. من شاملو نیستم. اما من هم هنوز پخته نشده ام و شاید روزی برسد که از کارهای خودم متنفر شوم ." هاکا در ادامه کار بلندی، متفاوت از کارهایی که خوانده بود،خواند.

•زنده در صحنه
" عرفان سلیمی " که او را بیشتر به عنوان ترانه سرا می شناختیم تا خواننده- البته او پیش از این یک آلبوم روانه بازار موسیقی کرده بود- این بار به عنوان خواننده در خانه ترانه حضور یافت. او به همراه گروهش شامل دو نوازنده گیتار به نام های " امید توکلیان " و " فرزاد بابازاده " و یک سولیست پیانو به نام " سهیل خدابنده چی " ، 3 کار را اجرا کردند.

• ترانه بدون نقد
در اغلب جلسه ها، به دلیل زیاد بودن تعداد اسامی افرادی که ترانه می خوانند، ساعت های پایانی جلسه به شنیدن ترانه بدون نقد اختصاص می یابد. البته این بخش بیشتر به کارافرادی اختصاص دارد که کارهایشان به نقد کمتری نیاز دارد. این بار نیز ترانه های " یغما گلرویی" ، " مونا برزویی" ، " حسین غیاثی " ، " علیرضا سلیمانی " ، " پویان بوترابی " ، " روزبه آزادی "  ، " میلاد تهرانی " ، " نیما کوکلانی " و " ابراهیمی " بدون نقد شنیده شد.

• برنامه ویژه هفته آینده
دکتر افشین یداللهی در پایان جلسه با اشاره به ویژه برنامه هفته آینده خانه ترانه گفت : " بخشی از برنامه هفته آینده خانه ترانه، یعنی پنج شنبه 10 آذر ماه 90 به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، به ویژه برنامه ای با عنوان " یادواره شعر عاشورایی " اختصاص دارد. این برنامه با حضور شاعرانی چون دکتر سید مهدی موسوی، فاطمه اختصاری، حسین غیاثی، حامد عسگری ، صابر قدیمی، سپیده امینی ، مهدی قهرمانی ، مهدی زارعی، محمد سهرابی، احمد بابایی، سید محمد حسینی، محسن رضوانی ، امیر مرزبان، دکتر مرتضی مجدفر،پونه ندایی و ... برگزار خواهد شد. حضور برای همه علاقه مندان آزاد و رایگان است." لازم به ذکر است بخش دیگر برنامه طبق روال هفته های قبل، ترانه خوانی و نقد ترانه حاضران خواهد بود.

یغما گلرویی

روزبه آزادی

نیما کوکلانی

علی رضا سلیمانی

سابیر هاکا

حسین غیاثی

نفیسه بالی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 22:36  توسط گروه نویسندگان  | 
برنامه این هفته خانه ترانه، 26 آبان ماه 90 در ...حالی برگزار شد که" دکتر افشین یداللهی"، مدیر و مجری خانه ترانه به دلیل حضور در " کنگره علمی روانپزشکان ایران " ، نتوانست در جلسه حضور یابد و جلسه با هماهنگی دکتر یداللهی، توسط " مونا برزویی " برگزار شد.
طبق روال هر هفته، آغازگر برنامه این هفته نیز باید ، نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها می بود. اما مجری این هفته برنامه، ترجیح داد تا ابتدا برنامه با ترانه خوانی دو نفر از حضار آغاز شده و سپس، برنامه نقد آغاز شود. به همین دلیل ابتدا ترانه عماد بهاری ( از اصفهان) و مهدی عزیزی خوانده شده و توسط مهدی ایوبی، حمید صمدی و علیرضا سلیمانی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. پس از این مقدمه نوبت به برنامه ویژه نقد رسید . این بار نوبت ترانه " حرف " سروده " شهیار قنبری " بود.

حرف از قنبری
پس از خوانش ترانه توسط " صابر قدیمی " نخستین منتقد یعنی " مهدی ایوبی " نقد را آغاز کرد. او صحبت هایش را این طور شروع کرد که : " نگاه شهیار قنبری به ساختار ترانه و ترجیع بند، نگاهی منحصر به فرد است. نحوه رسیدن به ترجیع بند غافلگیر کننده است. ترجیع بند در کارهای او مانند گره ای است که بندهای کار را به هم متصل می کند. از سوی دیگر، او در این ترانه و ترانه های دیگر، وقتی صحبت از معشوق می کند، خود را در مقابل او کوچک نمی کند و این زیباست. این ویژگی در ترانه های قنبری را می توان با آثار " احمد شاملو " مشابه دانست. "
ایوبی اضافه کرد : " در بسیاری از اشعاراصطلاحا " من و تویی" ، شاهد استفاده از دایره واژگانی قوی و فراوانی نیستیم. اما در این ترانه، از دایره واژگانی گسترده و به جا استفاده شده است. "
مونا برزویی در ادامه صحبت های ایوبی گفت : " خاصیت این نوع ترانه ها این است که انگار دوربین حرکت می کند و همین باعث می شود هر لحظه ترانه سرا به کشف و شهود های جدیدی برسد."
ایوبی نیز در پاسخ توضیح داد : " بله موافقم، اما خلق و روایت تصویر و به اتمام رساندن کار، سخت است . اما شهیار قنبری از عهده آن خوب برآمده است ."
" مجید صالحی " به وجود 3 جریان در ترانه " حرف " قنبری اشاره کرده و توضیح داد : " نخستین نکته؛ موسیقی مداری کار است. بازی های وزنی او این ویژگی را در کار ایجاد کرده است. نکته بعدی، جهان شمولی کار است. قنبری تا جایی که توانسته از کلماتی استفاده کرده که بار نوستالژیک فراوانی برای همه دارد و در نهایت این که اثر او، تقسیم بندی دارد. به این معنی که او تا ترجیع بند دوم، حرفی از " تو " به میان نمی آورد و در بند دوم، " ضمیر دوم شخص " وارد می شود . از ترجیع بند نیز تا پایان کار استفاده نشده و در نهایت ترجیع بند به زیبایی کار را پایان می دهد."
مونا برزویی با مطرح کردن پرسشی مبنی بر این که : " آیا کلمه " برگ " در ترجیع بند( واسه تو قد یه برگم/ پیش تو راضی به مرگم ) ،بیشتر به خاطر قافیه استفاده نشده است؟ " باب بحث دیگری را باز می کند. پرسش او نیز نقد و نظرهای متفاوتی را به دنبال دارد. به شکلی که عده ای موافق و برخی دیگر آمدن این کلمه را نامناسب می دانند.
صابر قدیمی در پاسخ به این پرسش توضیح می دهد: " شهیار قنبری از ترکیب " قد یه برگم " استفاده می کند. در حالی که می توانست از ترکیبت " مث یه برگم " استفاده کند. اما از ترکیب اول استفاده می کند چون شاید می خواهد خود را به کوچک ترین جز یک درخت تشبیه کند. "

حمید صمدی با انتقاد از ترجیع بند استفاده شده در کار، صحبت هایش را این طور ادامه داد که : " ترانه، 4 بند دارد،تصور می کنم انتخاب ترجیع بند فقط با بند اول همخوانی دارد. استفاده از همان کلمه " برگ " در ترجیع بند با مصرع " اگه سبزم ، اگه جنگل .." هم مفهوم بوده و با دیگر بندها همخوانی ندارد."
اما او صحبت هایش را با اشاره به نکته ای مثبت در کار ادامه داد و گفت : " تغییر وزن اولا باید اصولی و منطقی اتفاق بیفتد. دوما نباید باعث بی نظمی در کار شود. این ترانه نمونه خوب از آثاری است که ترانه سرا به درستی و حساب شده ، وزن را تغییر داده است. این تغییر وزن اصولی، به اثر قوت بخشیده و دست آهنگساز را نیز برای کار باز می گذارد."
هما سعادت نیز نظراتش را با نقدی بر کار آغاز کرد. او معتقد بود به نظر می رسد در بسیاری از کارهای شهیار قنبری می توان ابیاتی را حذف یا اضافه کرد و با اشاره به بحثی در زیبایی شناسی اثر که البته بیشتر درباره شعر سپید مصداق دارد صحبت هایش را این طور ادامه داد که : " اگر در کاری به نظر برسد حذف یا اضافه شدن بندی بتواند به زیبایی اثر اضافه کند، نشانگر عدم وجود ساختار محکم در کار است. "
سعادت در پایان با اشاره به این نکته که افت کیفی ترانه های امروز در مقایسه با 30 سال قبل تنها به کار ترانه سراها برنمی گردد اضافه کرد :" بارها در همین جلسه خانه ترانه شاهد شنیدن ترانه های بسیار خوبی بوده ایم. اما همین ترانه ها ملودی خوبی برای شان ساخته نمی شود. به این دلیل که شاید آهنگسازان حال حاضر ما ، جسارت ساختن ملودی برای برخی ترانه ها را ندارند. به همین کلمه در این شعر توجه کنید " دکمه پیرهن " . تصور می کنم آهنگسازان،در حال حاضر با شنیدن چنین کلمه هایی، به جای ساختن ملودی مناسب برای آن، کلمه را حذف می کنند ."

تصاویر عینی یا ذهنی؟
پس از نقد، ترانه " آقای نیکدان " توسط حمید صمدی و هما سعادت، مهدی ایوبی و علیرضا سلیمانی مورد نقد قرار گرفت. سپس بحث با سوال یکی از حضار مبنی بر این که : " آیا استفاده از تصاویر ذهنی بهتر است یا عینی و آیا وجود پایان بندی در اثر خوب است یا نه ؟ " به سمت دیگری هدایت شد .
در جواب این پرسش ، ابتدا " آقای صادقی " توضیح داد : " قانونی برای وجود یا عدم وجود پایان بندی برای یک اثر وجود ندارد. اما به طور کلی می توان این طور توضیح داد که اگر هدف " گره گشایی " باشد، پایان بندی نباید باز باشد.علاوه براین که به کارکرد اثر بستگی دارد.از طرفی در دیدگاه " آکادمیک " تصاویر بیشتر " عینیت گرا " است در حالی که در دیدگاه " آنالیتیک " که بیشتر به سمت " سورئال " گرایش دارد، تصاویر بیشتر " ذهنی" است. “
علیرضا سلیمانی نیز در پاسخ به این پرسش توضیح داد : " تصاویر چه انتزاعی و چه ذهنی، تفاوتی ندارد. مهم این است که تصاویر شاعرانه باشند. "

دوباره ترانه خوانی
پس از این بحث، غزلی از " جواد نعمتی" توسط مجید صالحی و چهارپاره ای از " منصوره لمسو " توسط مهدی ایوبی و هما سعادت و ترانه ای از " رحمت اللهی " توسط حمید صمدی و هما سعادت مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
ترانه طنز " صابر قدیمی " با موضوع " مترو" فضای جلسه را تغییر داد و پس از او نیز " هما سعادت " و " علی ایلیا " ترانه هایشان مورد نقد قرار گرفت . مجید صالحی در نقد کار " ایلیا " به نکته ای اشاره کرده و گفت : " استفاده از برخی کلمات، مثل فیس بوک در کار، به کار تاریخ انقضا می دهد. چون با فراموش شدن این فضای مجازی یا هر اتفاق مقطعی دیگری، ترانه بخشی از تاثیر و مفهوم خود را از دست می دهد ."

در پایان

شنیدن آثار " مجید صالحی "، " میثم محمد خانی " ، " حامد عسگری " ، " مهدی ایوبی " ، " مهسا ناجی " ، " حسین غیاثی " و " حمید صمدی" پایان بخش برنامه این هفته خانه ترانه بود.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زحمت تهیه گزارش ها عموما بر عهده خانم مهتاب خسروشاهی می باشد که بدین وسیله از ایشان تشکر می نماییم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 20:17  توسط گروه نویسندگان  | 
خانه ترانه در هفته ای که گذشت
آغاز برنامه هفته گذشته خانه ترانه، 19 آبان ماه ...90، متفاورت از برنامه های قبلی بود. به این ترتیب که به جای شعرخوانی و نقد شعر یکی از پیشکسوت ها، برنامه با ترانه خوانی حضار آغاز شد. دلیل این تغییر برنامه، همان طور که قبلا هم اعلام شده بود، برنامه ویژه خانه ترانه برای نقد آلبوم " ساعت فراموشی " آخرین مجموعه منتشر شده از " رضا یزدانی " بود. برنامه با شعر خوانی محمد وحید پور ، مهدی عزیزی، و حسین پور، آغاز شد. اشعار این افراد توسط مهدی ایوبی ، حمید صمدی، حسین علیشیری، صابر قدیمی و روزبه آزادی مورد نقد بررسی قرار گرفت.

آزاد خوانی در خانه ترانه
از آن جایی که در خانه ترانه، نقد کارگاهی و حرفه ای آثار انجام می شود، در برخی جلسه ها، همان طور که قبلا نیز به آن اشاره کرده بودیم، آثار دوستان آزاد و سپیدسرا نیز مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. این بار 2 کار آزاد از ترانه طالبی مورد نقد و بررسی توسط حسن علیشیری و فروغ تاری وردی قرار گرفت.تاری وردی در نقد کار گفت : " بعضی از کلمات بار معنایی خاصی دارند. با استفاده از این کلمه ها می توان فضا و حس خاصی در کار ایجاد کرد. بنابراین با استفاده از این کلمه ها در کار می توان از فضا و حس ایجاد شده استفاده بیشتری کرد. در شعر سپید و آزاد می توان فعل ها را حذف کرد به این دلیل که تعداد مصراع ها کم است. با حذف افعال می توان از واژه های بیشتری استفاده کرد و فضا و حس بیشتری را به مخاطب منتقل کرد. "
حسن علیشیری نیز صحبت هایش را با توضیحی درباره تفاوت شعر سپید و آزاد شروع کرد و گفت :" شعر سپید ترجمه عبارت “Blank verse” است. این نوع شعر وزن خاصی دارد. اما شعر آزاد، آزاد از وزن است. سرودن شعر کوتاه سخت است. به این دلیل که وزن و قافیه در این نوع شعر وجود ندارد تا شاعر به واسطه آنها بتواند مخاطب را با خود همراه کند. پس در شعر آزاد، شاعر باید درون مایه اثرش را با کمک زبان به خوبی تصویر کند. او درباره تفاوت استفاده از زبان در شعر آزاد و ترانه این طور توضیح داد که : " در ترانه جا به جایی ارکان، خوب نیست. کاری که اتفاقا در شعر آزاد می تواند اثرگذار باشد. علاوه براین با حذفِ به جای فعل و تغییر ارکانِ جمله می توان، اثر را به کاری شاعرانه تبدیل کرد. از طرفی با بازی های زبانی می توان کلام را آهنگین کرد و در نهایت این که با جابه جایی موضوع در این نوع شعر، می توان اثر را شاعرانه کرد. مثلا با آوردن انتهای داستان در ابتدای کار و سپس توضیح آن می توان غافلگیری شاعرانه در کار ایجاد کرد. "
علیشیری در پایان اضافه کرد: " در شعر آزاد از ابزار و امکانات زبان باید به خوبی استفاده کرد. در غیر این صورت شعر اتفاق نمی افتد، بلکه نثر شاعران ه خواهیم داشت. تفاوت شعر آزاد و نثر در دو نکته است؛ اول در اتفاق های شاعرانه ایجاد شده در کار و دوما به استفاده درست از زبان. به این مثال توجه کنید : " به صحرا شدم، عشق باریده بود " ؛ جلمه مشهوری از بیهقی است. این عبارت شعر است؛ چون هم تصویر دارد و هم از امکانات زبان برای نوشتن آن به خوبی استفاده شده است."

•مخاطب و تصاویر انتزاعی
پس از آن ،کار " عدنان نوروزی " مورد نقد و بررسی توسط مهدی ایوبی، روزبه آزادی ، حسن علیشیری، میثاق جوهری و زهرا عاملی قرار گرفت. فضا و زبان خاص نوروزی همواره نقد و نظرهای متفاوتی را به دنبال دارد. روزبه آزادی در نقد کار نوروزی گفت : " اصرار بر استفاده برخی اسامی و افراد خاص، باعث فاصله گرفتن مخاطب از آثار می شود. به این دلیل که مخاطب باید الزاما با اشخاص، فضاها و حتی سکانس هایی از فیلم هایی را که به آن اشاره می کنی، آشنا باشد تا بتواند با شعرت همراه شود ."
حسن علیشیری نیز در ادامه صحبت ها گفت : " در مصراعی از کار، به تصویری از فیلم " سگ اندلسی لوئیس بونوئل " اشاره کرده ای. اگر مخاطب این فیلم به ویژه سکانس خاصی را که به آن اشاره کرده ای ندیده باشد، ارتباط بین کار و مخاطب قطع می شود. این مساله به تدریج با عث می شود تا با محدودیت مخاطب روبرو شوی. "
زهرا عاملی نیز در نقد ترانه نوروزی این طور نظر داد که : " ضمن تایید صحبت های دوستان، معتقدم ترانه سرا تصور می کند چون خودش با برخی فضاها، اشخاص، فیلم ها ، کتاب ها و ....آشنا است، دیگران نیز این شاخص ها را می شناسند و به همین دلیل از این شاخص ها در کارش استفاده می کند. اما همیشه این طور نیست. به همین دلیل برخی از مخاطبانش را از دست می دهد. من تصور می کنم به دلیل نکته ای که به آن اشاره کردم، ترانه شما ، مخاطب عام ندارد."

•ضرورت اتحاد صنفی
ابراهیمی، پیش از این که ترانه اش را بخواند، به اتفاقی اشاره کرد. او درباره این اتفاق توضیح داد: " چند وقت پیش تعدادی از کارهایم را به آهنگسازی دادم . او بدون اجازه من، کار را ساخته و خواننده ای نیز آن را خوانده است. علاوه براین که چون کار بدون حضور من ساخته شده، دچار مشکلات متعددی از نظر کلام است. زمانی که به او اعتراض کردم، بدون توجه به اعتراض عنوان شده ، یکی دیگر از ترانه های من را این بار بدون ذکر نام ترانه سرا، روانه بازار موسیقی کرد. "
دکتر افشین یداللهی درباره این اتفاق و اتفاقات مشابه آن گفت : " همه ما، باید بدون توجه به اختلاف سلیقه های میان مان، برای حفظ جایگاه صنفی مان، در این موارد متحد شویم. این قبیل اتفاقات باعث زیرپا گذاشته شدن حق معنوی و مادی ترانه سرا می شود. اگر همه ما به عنوان یک صنف، " صنف ترانه سرایان " متعهد شویم با افرادی که چنین رفتاری با ما دارند، همکاری نکنیم، دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نخواهیم بود. اما اگر این هماهنگی صنفی در بین ما نباشد، هر از گاهی شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود. در واقع باید افراد خاطی ای را که به این شکل از حقوق معنوی و مادی ترانه سراها سو استفاده می کنند، تحریم کنیم. "
شعر هما سعادت نیز توسط علی توده فلاح، مورد نقد قرار گرفت . آخرین فردی که پیش از شروع برنامه ویژه نقد آلبوم پشت تریبون قرار گرفت، علی توده فلاح بود. کار او نیز توسط زهرا عاملی، حسن علیشیری و روزبه آزادی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

•برنامه ویژه خانه ترانه
نوبت به برنامه ویژه خانه ترانه یعنی نقد آلبوم " ساعت فراموشی " رسید. نخستین فردی که برای نقد پشت تریبون رفت، " صابر قدیمی " بود. او به دقت آلبوم را نقد کرده و روی واژه هایی که بی جا و به جا در ترانه نشسته بود نیز نقد داشت.
پس از او نوبت به " مهدی ایوبی " ؛ یکی از ترانه سرایان آلبوم رسید. او پس از توضیح درباره نحوه آشنایی و
همکاری اش با " رضا یزدانی " ، به درخواست حضار، ترانه " کارتن خواب " را خواند . پایان بخش صحبت های او نیز ترانه " آدم یه جاهایی رو مجبوره " بود.
پس از او نوبت به " حسن علیشیری " ، یکی دیگر از ترانه سرایان آلبوم رسید. او نیز ابتدا از نحوه همکاری اش با رضا یزدانی صحبت کرد. پس از آن او نیز به درخواست حضار، ترانه " سینما " از خواند.
بعد از او، نوبت به منتقد دیگر آلبوم یعنی " ابراهیم اسماعیلی " رسید . نقد و نظرات او در مقایسه با صابر قدیمی کمی منفی تر بود. پایان بخش برنامه نیز حضور " علی اوجی " تهیه کننده آلبوم پشت تریبون و تشکر از عوامل کار بود. در نهایت نیز سروش دادخواه ترانه مشترک خود و میثم یوسفی را خواند.
منتظر گزارش کامل "برنامه ویژه خانه ترانه " یعنی " نقد آلبوم ساعت فراموشی " همراه با تصاویر ویژه این مراسم در همین هفته باشید.....ضمنا گزارش این برنامه را در برخی از سایت ها و مجلات ویژه موسیقی نیز خواهید خواند.
 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 17:6  توسط گروه نویسندگان  | 

پنج شنبه این هفته، 19 آبان ماه 90، جلسات خانه ترانه که هر پنج شنبه از ساعت 13.30 تا 17 در فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان جلفا، نرسیده به پل سیدخندان به مدیریت دکتر افشین یداللهی برگزار می شود،علاوه بر برگزاری برنامه های هفتگی خود یعنی ترانه خوانی و نقد و بررسی ترانه، به نقد آلبوم جدید " رضا یزدانی " با عنوان " ساعت فراموشی " نیز اختصاص دارد.

در این ویژه برنامه،حسن علی شیری، مهدی ایوبی، سروش دادخواه، اندیشه فولادوند، میثم یوسفی، پویان بوترابی و دیگر ترانه سرایان این مجموعه و برخی از آهنگسازان و نوازندگان آلبوم ساعت فراموشی حضور خواهند داشت.

در این نشست ،آلبوم مذکور به لحاظ محتوای کلام، آهنگسازی، خوانش و.. توسط ترانه سرایان و دیگر مهمانان حاضر در برنامه که هر یک در زمینه خاصی تخصص دارند، مورد نقدو بررسی قرار خواهد گرفت. ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 19:35  توسط گروه نویسندگان  | 
در خانه ترانه چه گذشت؟

برنامه این هفته خانه ترانه ، پنج شنبه 12 آبان ماه 90... با نقد شعر " برمی گردم " شهیار قنبری ( برمی گردم ،صدایم را بردارم...) آغاز شد. پس از خوانش شعر توسط " مهدی ایوبی " ، نقد اثر توسط دکتر افشین یداللهی، علیرضا سلیمانی و مهدی ایوبی انجام شد. نزدیک به 30 دقیقه از زمان جلسه به بررسی این اثر اختصاص یافت.
نقد ترانه ها
پس از این سرآغاز ، برنامه شعرخوانی و نقد آثار طبق روال هفته های گذشته آغاز شد. در این بخش سید ایمان موسوی، نارسبس میر محمودی، وحید عربانی، محمد رضا شیرزاد، زهرا زواری، علی فردوسی ، فرید فردوسی( هر دو از اصفهان ) ، نازنین شاطری پور، میلاد تهرانی و عزیز عباسی آثارشان را خوانده و اشعارشان توسط منصوره لمسو، امیر توده فلاح و مهدی ایوبی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نقدهای این بخش به نحوه خوانش شعر، امکان اجرای آثار با موسیقی، شیوه بیان روایت در آثار و ارایه تصاویر در اشعار این ترانه سراها اختصاص داشت.
سپید در خانه ترانه
همان طور که از نام جلسه پیداست، خانه ترانه، خانه ای است برای نقد و بررسی کارگاهی ترانه. اما در برخی جلسات " سپید " و " غزل " در خانه ترانه نیز مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.
" سابیر هاکا " از کردستان ، با خواندن یک طرح و 2 سپید، بحث را از بررسی و نقد ترانه به سمت نقد آثار سپید برد. تمرکز اصلی نقدها روی بررسی تصاویر آثار سپید و شاعرانگی در آثار خوانده شده بود. برخی معتقد بودند که آثار او، شعر نیست و برخی دیگر آثار او را در عین سادگی، پرمحتوا و دارای ویژگی های یک شعر کامل ارزیابی کردند.
" علیرضا کتابدار "، ضمن تاکید بر این نکته که آثار " هاکا " همگی شعر است؛ درباره تعریف شعر و شاعرانگی در آثار توضیح داد: " استاد شفیعی کدکنی در ابتدای کتاب موسیقی شعر، تعریفی از شعر ارایه می کند،اما در ادامه این تعریف می گوید،تعریفی که من اکنون از شعر ارایه می کنم؛ تعریفی است که تا به امروز درباره آن دارم. " کتابدار در ادامه درباره تغییرات شعر و نقد ادامه داد : " بعد از انقلاب مشروطه، تغییراتی در شعر اتفاق افتاد که این، نقد را نیز متاثر کرد. در گذشته " نقد " یک اثر به دست گذاشتن روی نقاط ضعف یا منفی آن کار " اطلاق می شد. اما اکنون نقد معنی گسترده تری یافته و به بررسی نکات مثبت و منفی یک اثر گفته می شود. علاوه براین که در حال حاضر نقد را می توان به انواع مختلفی شامل نقد محتوایی، نقد ادبی ، سلیقه ای و.. تقسیم بندی کرد. نقد بیشتر یک " نظر شخصی و کمی سلیقه ای " است ؛ مگر آن که براساس آن بخواهیم قاعده ای را طرح و وضع کنیم که در آن صورت نقد و نظر به گونه دیگری خواهد بود ."
در ادامه ، سابیر هاکا درباره مفهوم هنر و مهم ترین شاخص آن، به چند نکته اشاره کرده و گفت : " تخیل ، مهم ترین مشخصه هنر است. به دنبال این مساله، کشف پدیده های ناشناخته اتفاق می افتد. به نظر من که نظری کاملا شخصی است، اگر این کشف در فیلم، رمان، نقاشی و هر شاخه دیگری از هنر اتفاق بیفتد؛ " شعر " است. او در ادامه صحبت هایس مطالعه سه کتاب به نام های " سفر به انتهای شب " ، " شوایک " و " سرخ و سیاه " را پیشنهاد کرد. به نظر او این آثار اشعاری است که به شکل رمان ارایه شده است. مهدی ایوبی نیز در تایید صحبت های " سابیر هاکا " مطالعه کتاب " یوزپلنگانی که با من دویده اند " را پیشنهاد داد. پس از سپید، ترانه " حامد عسگری " و دو ترانه از "رضا حقیقی " ( از کاشان ) مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

برنامه هفته آینده خانه ترانه
پنج شنبه آینده طبق روال معمول جلسه در ساعت 13.30 آغاز می شود. برنامه اصلی خانه ترانه در هفته آینده، 19 آبان ماه 90 به نقد آلبوم جدید " رضا یزدانی " با عنوان " ساعت فراموشی " اختصاص دارد. در این برنامه ، ترانه سراهای آلبوم، آهنگساز و تهیه کننده آلبوم حضور خواهند داشت.بخش دیگری از برنامه نیز به ترانه خوانی و نقد، طبق روا ل هر هفته اختصاص خواهد داشت. ورود برای عموم آزاد است.
-------------------------------------------------------------------------------------------
در ضمن پیرامون سوالات مطروحه پیرامون نحوه ارائه آثار جهت ارائه در جلسه خانه ترانه و دیگر نظرات مجددا به اطلاع می رساند:
 
۱- حضور برای عموم آزاده بوده و در حال حاضر نیازی به عضویت نیست
۲-دوستان ترانه سرا می توانند آثار خود را قبل از شروع جلسه(ساعت ۱۳.۳۰ الی ۱۴)به دوستانی که در زمینه تایید آثار همکاری دارند٬ارائه نمایند تا در صورتی که آثارشان حائز شرایط اولیه ترانه بود(از جمله وزن٬قافیه و ...)٬به مجری جلسه معرفی گردند.
 
۳-دوست عزیزی که مطلب بلند بالایی را برای ما نوشته اید.ممنون از پیشنهادات شما.امیدواریم بتوانیم از نظرات و حضور شما استفاده ببریم تا مشکلاتی که از دید شما وجود دارد مرتفع گردد.دوست گرامی "نکوییم همه جا تاریک است٬بیایید شمعی روشن کنیم."
 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 15:29  توسط گروه نویسندگان  | 
جلسات خانه ترانه با اجرای دکتر افشین ید اللّهی هر پنج شنبه از ساعت 13:30 الی 17درفرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان جلفابرگزارمی گرددد.
خلاصه ای از جلسه پنج شنبه 5/5/90:
در ابتدای جلسه به نقد ترانه ای از شهیار قنبری پرداخته شد (ترانه ای از آلبوم سفرنامه باهمین عنوان). پیرامون فرم،محتوا،موقعیت زمانی،تالیف،تصویر پردازی و ... توسط حضار مطالبی مطرح گردید و نظرات متفاوتی در مورد آن بیان گردید. از جمله یکدست نبودن تصاویر و قدرت بندهای مختلف ترانه از یک سو و پیشرو بودن ترانه در زمان سرایش از سوی دیگر و....
نقد و بررسی ترانه های اجرا شده ی ترانه سرایانی چون شهیار قنبری ،ایرج جنتی عطایی و...درلیست برنامه های هر هفته خانه ترانه قرار دارد و درهفته های آینده نیز ادامه خواهد داشت.
در جلسه ی این پنج شنبه آقایان کوکلانی ،عزیزی ،بامداد، عدنان نوروزی، غفوری ،قنبری، لطافت، نوروزی، ایوبی، وحید پور و خانمها لمسو و امینی برای ارائه آثارشان به پشت تریبون رفتند که ترانه هایشان مورد نقد و بررسی قرار گرفت٬در اواسط جلسه آهنگی با صدای محمّد زنگنه ،ملودی محمّد احمدی و ترانه ای از سپیده امینی پخش شد و در حضور اعضای خانه ترانه که دست اندرکاران و مخاطبین حرفه ای موسیقی و ترانه هستند، مورد نقدوبرسی قرار گرفت.
ترانه ای که گویا بدون اجازه ترانه سرا در خارج از ایران با صدای فرد دیگری اجرا و درشبکه های ماهواره ای پخش شده است و برای تیم تولیدی مشکلاتی را بوجود آورده است.
در رابطه با این موضوع که امنیت ترانه در داخل کشور نسبت به سایر هنرها کمتراست بحث هایی صورت گرفت و این سوال که" ترانه سرا ،ترانه های خود را در کجا ثبت نماید تا نگرانی های این چنینی نداشته باشد"،به پاسخ روشنی نرسید که صحبت در این زمینه در جلسات آینده نیز ادامه خواهد داشت
هفته ی آینده، ترانه "برمی گردم" از آلبوم "سفرنامه"شهیار قنبری مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 23:33  توسط گروه نویسندگان  | 
 

دوستان عزیز هم ترانه

 با عرض پوزش از تاخیر طولانی به وجود آمده در بروز رسانی وبلاگ،به اطلاع می رساند:جلسه خانه ترانه پنجشنبه این هفته به تاریخ ۳۱/۶/۹۰ از ساعت ۱۳.۳۰ الی ۱۷در فرهنگسرای ارسباران(هنر) واقع در خیابان جلفا نرسیده به پل سید خندان برگزار میگردد.لطفا اطلاع رسانی کنید.

ضمنا دوستان می توانند از این پس سوالات،پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق بخش "نظرات" همین وبلاگ مطرح نمایند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:35  توسط گروه نویسندگان  | 
با سلام خدمت دوستداران ترانه با پوزش از تعطیلی چند ماهه وبلاگ خانه ترانه با اعلام دو خبر

به روز رسانی هفتگی این وبگاه را به اطلاع شما میرساند.

از این پس این وبگاه هر هفته چهارشنبه شب ها به روز خواهد شد.

خبر اول اینکه خانه ی ترانه چند هفته ایست به زادگاهش یعنی فرهنگسرای شفق بازگشته است:

خیابان سید جما لدین اسد آبادی(یوسف آباد) کوچه ی 19 پارک شفق فرهنگسرای شفق سالن

آمفی تئاتر هر هفته 5 شنبه ها از ساعت 2 تا 5 عصر.

و خبر دوم به علت تعمیرات سالن آمفی تئاتر تا اطلاع ثانوی(البته به زودی) جلسات برگزار نمیشود.

بازگشایی دوباره جلسات از طریق همین وب به اطلاع دوستان خواهد رسید.

با تشکر از شما دوستان

مدیریت وبلاگ

روابط عمومی خانه ترانه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 0:38  توسط گروه نویسندگان  | 
با سلام.محل برگزاری جلسات خانه ترانه:

کانون ادبیات ایران.واقع در:

بعد از میدان هفتم تیر-خیابان مفتح جنوبی-روبروی درب اصلی ورزشگاه شیرودی-کوچه ی اردلان

پلاک ۳۱

ساعت ۲تا ۵عصر ۵شنبه ها

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 0:49  توسط گروه نویسندگان  | 
با سلام خدمت دوستان همراه.مدت زیادیست اینجا به روز نشده و متاسفانه مورد سوءاستفاده ی عده ای هم بوده.

منبعد نظرات با تایید نمایش داده خواهند شد تا از تکرار بی حرمتی ها جلوگیری شود.

به امید خداوند تا اواخر ماه مبارک رمضان وبلاگ خانه ی ترانه با ویژه نامه ی گاهنامه خانه

ترانه به روز خواهد شد.

و همچنین منتظر اتفاقات جدید در این خانه باشید.

در آخر از عزیزانی که به آ»ها احانت شده عذر خواهی میکنیم .

با تشکر

محمدرضا شیرزاد

خانه ترانه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 16:13  توسط گروه نویسندگان  | 
 
  بالا