پنج شنبه هفته گذشته ، 3 آذر ماه 90، خانه ترانه بار دیگر مانند هر پنج شنبه، با حضور مدیر و مجری اش، دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران ، بالاتر از پل سید خندان، خیابان جلفا، تشکیل جلسه داد. طبق روال هفته های قبل، آغازگر برنامه، نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها بود. ترانه " نیاز " شهیار قنبری موضوع نقد این هفته بود.
•ظهر تابستون در خانه ترانه
پس از خوانش ترانه توسط " مهدی ایوبی " ، نقد و نظرات با صحبت های " یغما گلرویی " درباره کار آغاز شد. گلرویی درباره این کار معتقد بود : " این ترانه از کارهای موفق شهیار قنبری است. کاری که در اوایل دهه 50 به عنوان ترانه فیلم نیز، مورد توجه قرار گرفت. "
صحبت ها با نظر " علیرضا سلیمانی " ادامه یافت . سلیمانی درباره ترانه گفت :" ترانه سرا ، حرفش را سرراست بیان کرده است. به نظرم هر وقت شهیار قنبری مستقیم و بدون استفاده از پیچیدگی های زبانی، ترانه گفته ، موفق بوده است . با آقای گلرویی موافقم که این اثر از کارهای موفق شهیار قنبری است . ضمن این که نباید موسیقی خوب این کار را نیز نادیده گرفت. "
دکتر افشین یداللهی به بیت " رنگ چشمای تو بارونو به یادم می یاره " اشاره کره و صحبت هایش را با این پرسش آغاز کرد که : " به نظرتان چه قدر تصویری که در این بیت ارایه شده، گویا است؟ " او ادامه داد : " به نظرم این بیت به اندازه " تن تو ظهر تابستونو به یادم می یاره " ، در ترانه ننشسته است . " او در توضیح دلیل نقدش به این بیت توضیح داد : " چشم، باید آبی باشد تا تصویری که ترانه سرا ارایه می کند، به مخاطب منتقل شود."
سپس دکتر افشین یداللهی با اشاره به بیت ، " تو بزرگی مث اون لحظه که بارون می زنه " گفت : " تصور می کنم استفاده از " بارون " در این بیت خوب نیست . شاید " لحظه بارون زدن " ، لحظه بزرگ و خاصی به لحاظ عاطفی، حسی و... باشد؛ اما این لحظه به قدری بزرگ نیست که تداعی کننده و مقیاسی برای سنجش بزرگی یک فرد باشد. از طرفی این حس به اندازه حس های دیگری که در بخش های دیگر ترانه آمده، در کار ننشسته است. ترانه سرا به شاخص دیگری هم برای انتقال حس ِ بزرگی به مخاطب ،نیاز دارد. با تعبیر و تفسیر می توان به حس بزرگی رسید ؛ اما در وهله اول به نظر می رسد برای برقراری ارتباط بین این دو تعبیر یعنی " لحظه بارون زدن " و " بزرگی شخص مورد نظر " ، نیازمند شاخص دیگری هستیم. "
یغما گلرویی در ادامه صحبت های دکتر یداللهی گفت : " به هر حال در هر ترانه ، لغزش هایی وجود دارد. اما نقد شما درست است. شاید ترانه سرا می توانست این مصراع را مثلا این طور کامل کند که " تو قشنگی مثِ لحظه ای که بارون می زنه " به این ترتیب تعبیرِ قابل لمس تری به مخاطب ارایه می کرد. در مصراع " تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه " ؛ این جا قید " هر لحظه " ، اضافی است. "
دکتر یداللهی پس از صحبت های یغما گلرویی، به مصراع دیگری اشاره کرده و گفت : " در مصراع " تو مثِ شادی ناز کردن یه عروسکی "، دچار دوگانگی فضا بین این این مصراع با کل کار هستیم. هر چند قبل از این نیز ترانه سرا از کلماتی مانند " شاپرکی " و " بادباکی " استفاده کرده است ، اما در مصراعی که به آن اشاره شد، به نظر می رسد ترانه برای رده سنی پایین سروده شده است. مگر آن که طرف مقابل را " عروسک" در نظر بگیریم که نوازش او این حس را ایجاد می کند. "
او صحبت هایش را این طور ادامه می دهد که : " در مصراع های " تو مثِ وسوسه ی شکار یه شاپرکی " یا " تو مثِ شوق رها کردن یه بادبادکی " و یا " تو همیشه مثِ یه قصه پر از حادثه ای " ؛ شوق کودکانه یک فرد بزرگسال به مخاطب منتقل می شود. اما مصراعی که کلمه " عروسک " در آن آورده شده است، با فضای کلی کار فاصله دارد ."
اما "مهدی ایوبی" ابتدا با اشاره به نکات مثبت کار مبنی بر این که سرودن ترانه اصطلاحا " من و تویی " به این سبک در 40 سال پیش، زیباست و ترانه هنوز هم لحظه های غافلگیر کننده دارد؛ ترانه را این طور نقد می کند که : " احساس می کنم وزنی که برای ترانه انتخاب شده ، در برخی مصراع ها دست ترانه سرا را بسته و او را مجبور به استفاده از برخی کلمه ها کرده که نیاز نبوده است. ترانه سرا دغدغه رسیدن به انتهای مصراع را داشته است. مثال واضح آن، مصراعی است که آقای گلرویی به آن اشاره کرد. در این مصراع استفاده از قید " هر لحظه " فقط برای پرکردن 3 هجا آمده است. این نشان دهنده آن است که ترانه سرا در برخی نقاط کار از عهده وزن برنیامده است. نه به این دلیل که بلد نبوده است، بلکه به دلیل وزنی که انتخاب کرده، در برخی نقاط کار، نتوانسته از کلمات مرتبط استفاده کند. در مصراع " تو مث خواب گل سرخی ؛ لطیفی مثِ خواب " ؛ ترکیب " لطیفی مثِ خواب "، حشو است ؛ چون بخش اول مصراع، هر دو تعبیر لطافت و خواب را دارد. این قضیه در مصراعی که دکتر یداللهی به آن اشاره کرد ، یعنی مصراعی که کلمه عروسک در آن هست نیز وجود دارد ؛ به ویژه این که ما این ترانه را با صدای " فریدون فروغی" می شنویم و بعضی تعابیر با صدای خواننده همخوانی ندارد."
او صحبت هایش را این طور پایان داد که : " مساله بعدی ضعیف شدن تدریجی کار از مطلع به سمت انتهای کار است. تصور می کنم مصرع " گَلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن " همان تعبیر تکراری استفاده از اطلسی است. "
منتفد بعدی " حمید صمدی " بود. او با اشاره به تلفیق موسیقی به یادماندنی " اسفندیار منفردزاده " و ترانه " شهیار قنبری " گفت : " آن چه کار را زیبا کرده و باعث شده تا همه ما از آن خاطره داشته باشیم. تاثیر این تلفیق زیباست. به همین دلیل با گذشت 40 سال از این کار، هنوز هم بسیاری از خواننده ها وسوسه بازخوانی این کار را دارند. گذشته از همه ضعف ها، اگر تلفیق کلام و موسیقی به درستی انجام شود، بسیاری از ضعف هایی که ما روی آن دست می گذاریم، برطرف می شود که در این ترانه شده است. معتقدم این ترانه رسالتش را انجام داده است."
•دوباره ترانه خوانی
پس از برنامه ، سهیل ماهیار ، آقای محمدی و مهدی اخلاقی ترانه هایشان را خواندند که کارشان توسط روزبه آزادی، حمید صمدی و علیرضا سلیمانی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
"نفیسه بالی " نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت . پس از خوانش کار، " مونا برزویی" در نقد کار گفت : " شما ترانه سرای مولفی هستی. دوربینت را همیشه جایی تنظیم می کنی که سلیقه ی تو است. از واژه های خودت برای ترانه گفتن استفاده می کنی و اینها همه نکات مثبت کار است. اما در بعضی بیت ها به نظر می رسد اگر جای مصراع ها تغییر کند، بهتر است و کار روال بهتری خواهد داشت ."
" منصوره لمسو " نیز درباره سبکِ بالی گفت : " زبان زنانه ات در کار حفظ شده است و خوشبختانه نگاه آشپزخانه ای از کارهای تو حذف شده است. اما حس زنانه به جای خود باقی است. داستان را خوب روایت می کنی اما یک نقطه ضعف داری و آن این که ترانه در عین داشتن تصویر و روایت ،در ذهن نمی ماند. شاید چون در بعضی نقاط علت و معلول ها به درستی سرجایشان نمی نشینند و توالی اتفاقات رعایت نمی شود."
دکتر یداللهی نیز در نقد کار گفت : " مفهوم ،در طول کار نوسان پیدا می کند و این ناشی از این است که مصراع ها به خوبی سرجایشان قرار نمی گیرند. این در اجرا، به کار لطمه می زند. به این معنی که مخاطب با شنیدن کار، در مطلع می ماند تا مفهوم را درک کند؛ در حالی که ترانه 2 الی 3 بیت جلو رفته است و مخاطب ابیات بعدی را از دست داده است. به همین دلیل بهتر است مطلع را با مفاهیم واضح تر شروع کرده و در ادامه در نقاطی که قابلیت تاویل و تفسیر وجود دارد، از تعابیر و تصاویر خاص استفاده کرد."
• غزل در ترانه
غزل آقای " فریدزاده " توسط مهدی قهرمانی مورد نقد قرار گرفت. قهرمانی معتقد بود غزل، مطلع قدرتمندی نداشته و در ادامه نیز اتفاقی در کار نمی افتد. اما منصوره لمسو درباره غزل خوانده شده گفت : " گاهی نقدهای ما کاملا شخصی بوده و براساس آن نیز نظریه می دهیم. این درست نیست. این که غزل باید الزاما با مطلع خاصی آغاز شود و شاه بیت غزل در همان مطلع قرار گیرد، درست نیست. شاه بیت غزل می تواند در هر نقطه ای از غزل بنشیند. اما درباره کار خوانده شده ، معتقدم، غزل، غزل قوی ای نبود. می شد از قافیه های زیباتر و نوآورانه استفاده کرد."
•سپید در ترانه
" سابیر هاکا" سپید سرایی که پیش از این نیز کارهای او را در خانه ترانه شنیده بودیم، این بار نیز با خواندن 3 کار؛ فضای خانه ترانه را به سمت نقد سپید برد.
" فروغ تاری وردی" در نقد کار هاکار گفت : " به نظرم توان شما بیشتر از نوشتن کارهایی است که به اصطلاح از نقطه A به B و سپس به C می رسند، باشد. این کارها، کارهای بد نیستند، اما به نظرم شما بهتر از این می توانید بنویسید. کارهایی که به این شکل نوشته می شوند، بعداز مدتی مورد علاقه خود نویسنده هم نخواهند بود."
هاکا نیز در پاسخ توضیح داد : " اول به این نکته اشاره کنم که " احمد شاملو " الگوی من است. این را گفتم تا سو تعبیر از حرفی که می زنم،نشود. اما شاملو، روزی همه کتاب هایش را جمع آوری کرد.این نشان دهنده پختگی او بود. این مساله صد درصد برای هم شاعری اتفاق می افتد. اگر نیفتد، شاعر ساکن و بی تغییر مانده است. مرده است. من شاملو نیستم. اما من هم هنوز پخته نشده ام و شاید روزی برسد که از کارهای خودم متنفر شوم ." هاکا در ادامه کار بلندی، متفاوت از کارهایی که خوانده بود،خواند.
•زنده در صحنه
" عرفان سلیمی " که او را بیشتر به عنوان ترانه سرا می شناختیم تا خواننده- البته او پیش از این یک آلبوم روانه بازار موسیقی کرده بود- این بار به عنوان خواننده در خانه ترانه حضور یافت. او به همراه گروهش شامل دو نوازنده گیتار به نام های " امید توکلیان " و " فرزاد بابازاده " و یک سولیست پیانو به نام " سهیل خدابنده چی " ، 3 کار را اجرا کردند.
• ترانه بدون نقد
در اغلب جلسه ها، به دلیل زیاد بودن تعداد اسامی افرادی که ترانه می خوانند، ساعت های پایانی جلسه به شنیدن ترانه بدون نقد اختصاص می یابد. البته این بخش بیشتر به کارافرادی اختصاص دارد که کارهایشان به نقد کمتری نیاز دارد. این بار نیز ترانه های " یغما گلرویی" ، " مونا برزویی" ، " حسین غیاثی " ، " علیرضا سلیمانی " ، " پویان بوترابی " ، " روزبه آزادی " ، " میلاد تهرانی " ، " نیما کوکلانی " و " ابراهیمی " بدون نقد شنیده شد.
• برنامه ویژه هفته آینده
دکتر افشین یداللهی در پایان جلسه با اشاره به ویژه برنامه هفته آینده خانه ترانه گفت : " بخشی از برنامه هفته آینده خانه ترانه، یعنی پنج شنبه 10 آذر ماه 90 به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم، به ویژه برنامه ای با عنوان " یادواره شعر عاشورایی " اختصاص دارد. این برنامه با حضور شاعرانی چون دکتر سید مهدی موسوی، فاطمه اختصاری، حسین غیاثی، حامد عسگری ، صابر قدیمی، سپیده امینی ، مهدی قهرمانی ، مهدی زارعی، محمد سهرابی، احمد بابایی، سید محمد حسینی، محسن رضوانی ، امیر مرزبان، دکتر مرتضی مجدفر،پونه ندایی و ... برگزار خواهد شد. حضور برای همه علاقه مندان آزاد و رایگان است." لازم به ذکر است بخش دیگر برنامه طبق روال هفته های قبل، ترانه خوانی و نقد ترانه حاضران خواهد بود.

یغما گلرویی

روزبه آزادی

نیما کوکلانی

علی رضا سلیمانی

سابیر هاکا

حسین غیاثی

نفیسه بالی
|
+|
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 22:36  توسط گروه نویسندگان
|